جستجو در سایت

1395/04/16 00:00

مانی حقیقی , کدام حقیقی ؟ مریض خوب !

مانی حقیقی , کدام حقیقی ؟ مریض خوب !

"شروع از میانه"

مانی حقیقی دارد ترفند می زند ، ترفندی ماحصل یک دیالکتیک تاریخی و از این ترفند استفاده می کند تا حرف دیگری بزند، به خاطرش ریسک می کند حاضر است تا حدی قواعد سینما را در هم بریزد و قواعد خودش را بچیند . هر چند به مدیوم  مرکزی سینما در شکل روایت و تصویر پردازی وفادار است. حقیقی واقعیت هایی را مطرح می کند حال آنکه این واقعیت ها سر جای خودشان نیستند ، انگار اجازه نداشته باشند سر جایشان باشند!

بحث سر واقعیت هایی ست که به درستی مطرح نمی شوند یعنی که در جای درست خود قرار نمی گیرند و یا دروغ هایی که در جای درست خود قرار می گیرند و واقعی جلوه می کنند. واقعیت یا تخیل (اساس سینما) ، بحث در چگونگی بکارگیری هر یک است و این قدرت است که همیشه می داند چگونه در جای درستی از آن بهره گیرد! بحث حقیقی بحث آشکار کردن واقعیت نیست اتفاقا اینجا قصدش پنهان کردن است تا نشان دهد چه بلایی ممکن است سر آدم بیاید.

فیلم با قواعد سینمایی بر اساس واقعیت نیست، حتی اگر مانی حقیقی در تیتراژ گفته باشد چون وقتی می گوییم فیلم بر اساس داستان واقعی ست داریم به نوعی از یک اقتباس صحبت می کنیم ولی فیلم حقیقی اسنادش حتی اگر صد در صد هم درست باشند به شکل نادرستی ارائه می شوند (به قصد).

اولین باری که به چنین فیلمی در سینما برخوردم فیلم درخشش استنلی کوبریک بود، کوبریک فیلم را از روی داستان ترسناک استیفن کینگ اقتباس کرده بود ، اقتباسی که به داستان وفادار نبود و کوبریک عملا فیلمی پیچیده و مهندسی شده را ساخت و واقعیت های تاریخ آمریکا که در خیلی از موارد بر پایه ی دروغ نوشته شده بود را به چالش کشید! به نظر من ماهی و گربه ی شهرام مکری هم چنین قصدی را دارد ، از یک فضای تینیجری بهترین بهره را می برد و تازه او هم می گوید بر اساس واقعیت و با زاویه ای دیگر خشم و هیاهوی هومن سیدی ، فیلم های نامبرده همگی با روشی تقریبا مشابه و با نقطه گذاری متفاوت سعی بر تاثیرگذاری روی ناخودآگاه جمعی را دارند!

با این همه فیلم حقیقی به درستی می گوید بر اساس واقعیت، اما یک سوال مهم و جدی ، کدام واقعیت ؟