جستجو در سایت

1395/11/17 00:00

مادری ، توالی ناکامی در عشق

مادری ، توالی ناکامی در عشق
مادری ، از نام فیلم احساس مادرانه برمی خیزد و تماشاچی قبل از دیدن فیلم انتظار دیدن احساسات مادرانه را در فیلم دارد که در همین نام داستان ، زیرکی خاصی وجود دارد . فیلم مادری در حقیقت مادری خاله ها برا خواهر زاده هاست و توالی یک عمر را نشان میدهد . توالی عمری که یک خاله برای دوخواهر در قصه (نوا و گلنار) مادری کرده و بعد از مرگ گلنار قرار است نوا برای نگار(دختر گلنار) مادری کند . همینطور در فیلم توالی ناکامی در عاشقی را میتوانیم ببینیم . خاله ای که بظاهر عاشق همسرش بوده اما در طول فیلم میفهمیم که ظاهرا به عشقش شک داشته و چون دوره او دوره قدیم بوده و باید دختر با لباس عروس به خانه بخت میرفته و با کفن در می آمده نتوانسته بگوید که عاشق همسرش نیست و زندگی را تا پیری با همسرش ادامه داده . از طرفی گلنار(با بازی هانیه توسلی) هم در عشقش ناکام است و به همسرش سعید (با بازی هومن سیدی) که بسیار به او علاقه دارد بی توجهی میکند و حتی او را ترک میکند و در پی جدایی از اوست و ناکامی در عاشقی دیگر فیلم هم شخصیت نوا (با بازی نازنین بیاتی) است که عاشق فردی بنام کاوه است و برعکس خواهرش که خودش علاقه به متارکه دارد ، این بار کاوه علاقه ای به نوا ندارد و در پی ازدواج با یکی از دوستان نوا هست . و در طول فیلم ، نگار دختر شش ساله گلنار را میبینیم که بهترین دوست و همبازیش پسر کوچک همسایه هست که شاید هشدار ناکامی عاشقی دیگری در آینده را برای نگار میدهد !! فیلم شاید ریتم ملایم و به نسبت کندی دارد و کمتر در پی کشاندن مخاطب در طول فیلم با صحنه های جنجالی است و بلکه با داستان و علاقه مخاطب به دانستن عاقبت شخصیتها مخاطب را تحریک به دیدن فیلم تا پایان میکند . از دید دیگر میتوان فیلم را تضاد در رفتار و خلق افراد دانست . گلنار شخصیت درون گرایی دارد و بیشتر انزوا طلب است و در تنهایی خود نقاشی میکشد اما نوا برون گراست و اجتماعی است ، در مدرسه کار میکند ، با دئستانش دور همی دارد و بیشتر در اجتماع ظاهر میشود که این خود تضاد رفتاری دو خواهر را نشان میدهد . اما این دو خواهر یک نکته مشترک دارند ، اینکه در باره مشکلات خود با هم صحبتی نمیکنند . فیلم سعی دارد تنهایی های افراد را در یک خانه نشان دهد . گلنار در تنهایی خود قصه میخورد و نقاشی میکشد . نوا در تنهایی خود گریه میکند و بخواب میرود و این تنهایی ها شاید واقعیت امروزی زندگی همه ما را نشان میدهد که در عین اینکه زیر یک سقف و در یک خانه ایم اما تنهاییم . نکته عجیب فیلم در پایان آن است ، جایی که بعد از مرگ گلنار ، نگار برای ادامه زندگی به پدرش سعید سپرده میشود اما ظاهراً پس از چند روز سعید از نگهداری گلنار که دخترش هست ، امتناع میکند ! نگار را به نوا میسپارد و عنوان میکند بچه مادر میخواهد . شاید بیننده انتظار داشت سعید از نوا خواستگاری کند . بخصوص که در مراسم ختم گلنار کاوه برای دلجویی از نوا به خانه آنها آمد که نوا اجازه وروود به خانه را به او نداد . شاید همین موضوع دلیلی بود که بیننده فکر کند سعید و نوا میتوانند با هم زندگی کنند و گلنار را بزرگ کنند . اما این اتفاق نیفتاد وسعید نگار را به خاله اش (نوا) سپرد و رفت . که شاید این پایان برازنده داستان نبود و میتوان پایان دیگری را برای فیلم متصور بود .