یک ناامیدی تازه

زمانی که استودیوی دیزنی، لوکاس فیلمز را خرید و صاحب فرنچایز جنگ ستارگان شد، عدهای نگران و عدهای خوشحال شدند. دیزنی در طی سالهای اخیر توانسته بود با مدیریت حساب شده جهان سینمایی مارول را بسازد و در آن تا حد زیادی موفق ظاهر شود و از همین رو عدهای تصور داشتند که همین فرمان اگر برای سری جنگ ستارگان هم پیش برود، باعث احیای خوب این سری خواهد شد. جی جی آبرامز برای احیای فیلم انتخاب شد و بعد از موفقیت چشمگیر قسمت هفتم، دیزنی ماند و لیست فیلمهای جنگ ستارگانیاش که از نو نوشته شد.
قرار شد تا جدا از فیلمهای اصلی، چند سریال انیمیشن و لایواکشن و البته از همه مهمتر یک سری فیلم Side Story برای جنگ ستارگان ساخته شود که پسوند A Star Wars Story را با خود یدک بکشد و حول داستانهای گذشته این سری بچرخد. این سیاست در نگاه اول بسیار کارا بود چرا که بسیاری از طرفداران جنگ ستارگان هنوز قصههای شش فیلم گذشته را ترجیح میدادند. فیلم Solo A Star Wars Story در راستای همین سری ساخته شده و این بار دست روی داستان جوانی کاراکتر هان سولو (با بازی هریسون فورد در سری جنگ ستارگان) گذاشته است.
سولو همان کاراکتریست که بارها و بارها در رای گیریهای سایتها و مجلات سینمایی به عنوان محبوبترین شخصیت سری جنگ ستارگان و حتی در برخی نظر سنجیهای متعلق به فیلمبازان آمریکایی، به عنوان محبوب ترین کاراکتر سینمایی در بین تمام فیلمها شناخته شده است و جایی بالاتر از جیمز باند و ایندیاناجونز(که باز هم هریسون فورد بازیگرش است!) را در این لیستها به خود اختصاص داده است.
- استودیو سازنده: Walt Disney Studios Motion Pictures و Lucasfilm Ltd.
- کارگردان: ران هاوارد
- بازیگران: آلدن ارنریچ ، امیلیا کلارک ، وودی هارلسون
- بودجه فیلم: 275 میلیون دلار
هان سولوی جنگ ستارگان با وجود محبوبیت و طرفداران زیادی که دارد، همواره گذشته مجهولی داشته و صرفا سرنخهایی درباره زندگی گذشته او قبل از آشناییاش با لوک اسکای واکر (قهرمان سه گانه اول) به مخاطب داده شده است. فیلم Solo A Star Wars Story هم به همین منظور ساخته شده تا گذشته هان سولو را برایمان شفاف سازی کند چرا که همگی میدانیم او داستانهای زیادی در چنته دارد و کهکشانگردی خوبی با دوستش چوباکا داشته است. با اینکه سری جنگ ستارگان مملو از کامیک بوک ها و رمانها و... است ولی در بین این آثار جانبی هم چندان به گذشته هان سولو پرداخت نشده بود و Solo A Star Wars Story به نوعی اولین آنهاست.
لارنس کاسدان به همراه جان کاسدان، پسر وی، کار نوشتن فیلمنامه این فیلم را بر عهده داشتهاند. لارنس پیشتر در سه گانه کلاسیک جنگ ستارگان نیز فیلمنامه نویسی کرده و آشنایی او با سبک و سیاق گذشته این سری، طرفداران سرسخت آن را از انتخاب او به عنوان راوی قصه جوانی هان سولو راضی نگه داشت.
از سوی دیگر اما انتخاب ران هاوارد به عنوان کارگردان فیلم نگرانیهایی به وجود آورده بود، هاواردی که بیش از ۱۰ سال است بعد از فیلم کد داوینچی نتوانسته آثارش را همچون گذشته موفقش ارائه کند و حالا جای فیل لرد و کریستوفر میلر (کارگردانان انیمیشن لگو مووی) را در صندلی کارگردانی گرفته است. دیزنی قراردادش را با فیل و کریستوفر در میانه کار لغو کرد و دلیل آن را اختلاف بر سر خلاقیت این دو خوانده بود.
فیلم از جوانی هان سولو(با بازی آلدن ارنریچ) شروع میشود، زمانی که او با معشوقهاش کایرا (با بازی امیلی کلارک) عشق دنیا را میکنند و همانند دو یاغی عمر خود را میگذرانند. آنها بعد از اختلافاتی که با سرکرده گنگسترهای سیارهشان پیدا میکنند مجبور به فرار میشوند و هان میتواند مرز را رد کند و کایرا نه. هان بعدتر به گروه دیگری از دزدان به سرکردگی شخصی به نام بکت (با بازی وودی هارلسون) ملحق میشود و تصمیم میگیرد که برگردد و کایرا را نجات دهد غافل از اینکه...
Solo A Star Wars Story از چیزی رنج میبرد که باعث جدایی کارگردانان اولیه آن با دیزنی شده: خلاقیت. فیلم دارای یک سری تغییرات جزیی نسبت به کل فیلمهای جنگ ستارگان است که فقط تفاوت را ایجاد میکنند وگرنه خلاقیتی به روح فیلم تزریق نمیکنند. فیلم که بعد از لغو قرارداد با فیل لرد و کریستوفر میلر تاحد زیادی دوباره ساخته شده، حالا شبیه به سفارشی از دیزنی است که ران هاوارد در نقش عروسک صرفا آنها را سرهم آورده است. البته پتانسیل دنیای جنگ ستارگان و شخصیتهای گذشته این سری آنقدر جذاب هست که مخاطبان را به دنبال خود بکشاند اما نمیتواند در بین آثار دیگر جنگ ستارگان بدرخشد.
آلدن ارنریچ به طرز مضحکی اداها و تیپهای هریسون فورد را تکرار میکند و به همین خاطر هم نمیتواند هنر بازیگری از خودش نشان دهد. انتخاب این بازیگر به عنوان ایفاکننده نقش جوانی هان سولو با بی دقتی تمام صورت گرفته و دیالوگهایی که برای او نوشته شده تمام سعی و تلاش خود را میکنند تا هان سولوی کلاسیک را تداعی کنند ولی کار را بدتر کردهاند.
از آنسو اما امیلیا کلارک و وودی هارلسون و البته دونالد گلاور (که نقش شخصیت لاندو را بازی میکند) بسیار خوب ظاهر شدند. گلاور به حدی خوب بازی میکند و لاندو را برخلاف هان سولوی فیلم دوست داشتنی میسازد که اعلام شده اگر فیلم بعدی در سری A Star Wars Story ساخته شود پیرامون شخصیت او خواهد بود.
پر کردن حفرههای زندگی هان سولو با فیلمنامهای که صرفا به سوالات طرفداران پاسخ داده به خودی خود کار بدی نیست ولی عدم اضافه کردن چاشنی درست و حسابی و توییست قابل حدس فیلم در پایان بندی آن و از همه بدتر نداشتن یک آنتاگونیست درست حسابی مثل دارث ویدر (یا لااقل در حد کایلو رن سری جدید)، ناامید کننده است. شخصیت کایرا در این فیلمنامه بیشتر از هان سولو به چشم میآید و شایعاتی که پیرامون هویت واقعی این شخصیت در بین هواداران شکل گرفته (که او را مادر قهرمان جدید این سری یعنی ری میدانند) کاراکتر او را مهمتر هم میسازد.
سری جنگ ستارگان هیچگاه از نظر موسیقایی و جلوههای ویژه چیزی کم نداشتند و Solo A Star Wars Story هم از این قاعده مستنثی نیست. فیلم پر از صحنههای اکشن عظیم و جلوههای پرزرق و برق کامپیوتریست که البته چیزی فراتر از فیلم قبلی این مجموعه ارائه نمیدهد (حتی حقیقتش را بخواهید نمیتواند به پای آن برسد) ولی بازهم یک سروگردن از دیگر آثار اکشن-تخیلی امروزی بالاتر است. حماسه جنگ ستارگان در این صحنهها با موسیقی زیبای این سری ادغام میشود و از این حیث فیلم رسالت خود را برای تماشاگرانش انجام میدهد.
فیلم Solo A Star Wars Story با اینکه داستان هان سولو را روایت میکند ولی حواشی این شخصیت جذابتر از خود این کاراکتر هستند که جدا از موارد اشاره شده میتوان به همراه «بکت» یعنی «وال» (با بازی «تاندی نوتن») یک روبات با هوش مصنوعی بسیار بالا و افکار انقلابی به نام L3-37 (با بازی «فوئب والر-بریج») و چوباکا با بازی «جوناس سوتامو» اشاره کرد که همگی دورچین بسیار خوبی برای فیلم هستند. Solo A Star Wars Story مانند غذاییست که به تنهایی خوشمزه نیست و حتما باید آن را با مخلفاتش خورد تا در آن صورت به مزه خوب آن رسید!