میگن اگه چوپان نباشه گوسفندا تلف میشن

فیلم «مغزهای کوچک زنگ زده» بیشک بهترین وکاملترین فیلم هومن سیدی است. او که از همان فیلم اول خود «آفریقا» جسارتش در انتخاب سوژه و پرداخت را ثابت کرده بود و اگر فیلم خشم و هیاهو را کنار بگذاریم همیشه فیلمهای متوسط و خوبی ساخته است حال بعد از چندین آزمون و خطا مزد جسارت خود را گرفته و برای طرفداران صبورش فیلمی ساخته که گویی فیلمهای سابقش سیاه مشقی برای آخرین اثرش بوده است.
فیلم از همان سکانس درخشان ابتدایی جهانش را ترسیم و تکلیفش را با مخاطب روشن میکند. تصویر آهسته مردانی با مغزهای کوچک زنگ زده که قمه و زنجیر و هر آنچه از آلات قتل میشناختند در دست گرفته و همچون سپاهی آماده مرگ، بیسپر برای نبرد تن به تن به سمتی نامعلوم حملهورند. فرمانده پشت سر آنهاست. شاهین(نوید محمدزاده) او را چوپان معرفی میکند. چوپانی که حکم پدر گوسفندان را دارد و آنها بدون او هیچ نیستند. کل داستان فیلم حول محور همین دیالوگ شاهین شکل میگرد. برای زنده ماندن در آن جغرافیای خشن و بیرحم هر کسی به پدر نیاز دارد و فقط یک نفر است که میتواند چوپان باشد.
فیلم موقعیت مکانی خود را چنان بامهارت به تصویر میکشد که بیننده باور میکند هر اتفاقی میتواند در آن محله که گویی بخشی از دوزخ است رخ دهد. هر کسی میتواند لحظهای بعد چاقو بخورد، زخمی شود، چشم، گوش یا جانش را از دست بدهد آن هم توسط کسی که تا دقایقی قبل رفیق و خانواده و نزدیک او بوده است. فیلم پر از شخصیتهاییست که چیزی برای از دست دادن ندارند و ابایی هم برای گرفتن همان اندک داشتههای دیگری ندارند. جایی که شاهین به دلیل دل رحمیاش مدام مورد تحقیر و تمسخر قرار میگیرد چون هر چه تلاش میکند شبیه بقیه نمیشود و وصله ناجور محل میماند.
سیدی موفق شده مناسبات حاشیه نشینهایی که گرفتار خشونت و فقر و تبهکاری هستند و دنیایشان تا آن حد عجیب و دور از تمدن است را با ظرافت و به دور از تمام کلیشههای مرسوم در این نوع فیلمها طراحی کند و یک تجربه زیستی متفاوت و واقعی به تماشاگرانش بدهد.
فیلمنامهای که پیچش داستانی و دیالوگهای خوبی دارد و برای لحظه لحظهاش غافلگیری جدیدی تدارک دیده است. کارگردانی کار علیرغم سخت و متفاوت بودنش و قابهای بدیعش از محلهای چرک و مخوف، بر خلاف آثار پیشین سیدی کوچکترین نشانی از خودنمایی و به رخ کشیدن چیزی ندارد و به تمامی در اختیار داستان است.
اگر به نظرتان بازی نوید محمدزاده تکراری شده است او را در نقش شاهین تماشا کنید که چطور در انتخاب نقش و نوع بازی خود جسور و باهوش است. فیلم یک رفاقت درجه یک هم دارد و سیدی که متخصص پیدا کردن بازیگران جوان و بااستعداد است با معرفی نوید پورفرج با آن ظاهر و صدای خشن و بدویاش که کاملا متناسب با فضای فیلم است حسابی تماشاگرانش را سر ذوق میآورد. انتخاب بازیگرها و مجموعه بازیهای فیلم خوب است و فرهاد اصلانی در نقش یک پدرخواندهی تمام عیار شرقی بهترین نقش آفرینی سالهای اخیرش را ارائه میدهد.
مغزهای کوچک زنگ زده آنقدر در بیان خشونت عریان است که علاقمندان جدی تر سینما را به یاد فیلم شهر خدا و دار و دسته نیویورکی ها میاندازد. در سینمای ما مرسوم است وقتی فیلمی شما را یاد فیلمی دیگر میاندازد افرادی ذوق زده از کشفشان فیلم را کپی میدانند که درباره بعضی فیلمها صدق میکند اما فیلم سیدی کاملا ایرانیست. داستانش را بی لکنت میگوید و شباهتهایش لطمهای به فیلم نمیزند. بنابراین برای آنها که فیلمهای مشابه خارجی را ندیدهاند در فهم جهان داستان مشکلی پیش نمیآید و برای آنها که بیشتر فیلم دیدهاند این شباهتها تماشای «مغزهای کوچک زنگ زده» را به عیشی مضاعف تبدیل میکند.
نویسنده: مونا باغی