مسافران میلاد مسیح

جمله تکراری «سال 2017 تا کنون سال چندان جالبی برای بازار انیمیشن نبوده» برای طرفداران انیمیشن تا به حال بارها و بارها تکرار شده است و امید آخر این قشر، اکران عنوان جدید پیکسار-دیزنی یعنی انیمیشن «کوکو» است که شايد هنگام چاپ این مطلب به اکران عمومی در آمده است. انیمیشن «ستاره» که بسیار جاهطلبانه تنها چند روز قبل از کوکو اکران شده، در بین بازار فیلم های پرفروش باکس آفیس هالیوود گم شده و چندان که باید و شاید دیده نشده است. عنوانی که شاید نتوان آن را خوب توصیف کرد ولی لااقل به دليل مضمونی که دارد، قابل ستایش است.
به یاد دارید که چندین سال پیش انیمیشن هایی به نام «قصه سبزیجات» ساخته می شد که اوایل به صورت یک مجموعه تلویزیونی بود و بعدها چند فیلم سینمایی نيز پیرامون شخصیت های آنها چه برای اکران سینمایی و چه بازار ویديویی ساخته شد. این انیمیشن ها داستان های مذهبی و حکایت های مطرح شده در انجیل را با شخصیت های سبزی مانند خود اجرا می کردند و برداشتی آزاد و دوست داشتنی از دنیای قصههای مذهبی برای بچه ها بودند. فروش کم آخرین عناوین ساخته شده از این سری باعث مرگ انیمیشن های قصه سبزیجات شد و حالا عنوان «ستاره» با نیم نگاهی به این فرنچایز توسط استودیو سونی ساخته شده تا داستان میلاد مسیح(ع) را از زاویه ای جدید در قالب انیمیشني روایت کند. اکران بموقع این اثر یعنی تنها چند هفته مانده به کریسمس، کاری هوشمندانه بوده، چرا که داستان در حقیقت روایتکننده اولین کریسمس تاریخ است. داستان میلاد حضرت مسیح (ع) در این انیمیشن از دید چندین حیوان سخنگو بازگو می شود، کاری که پیش از این در عنوانی مشابه با نام مسافران کشتی نوح (البته سالیان سال پیش) صورت گرفته بود.
ماجرا درست 9 ماه قبل از به دنیا آمدن حضرت مسیح(ع) شروع می شود؛ زمانی که مریم، مادر ایشان، به اذن خدا باردار شده و در همان شب بنا به روایات انجیل، ستارهای پرفروغ در آسمان دیده میشود. ستاره ای که «بو»، الاغی اسیر شده در یک طویله آن را از پنجره می بیند و به او وابسته می شود. بو به داستان های یک کبوتر که تنها دوست او حساب می شود، اشتیاق زیادی نشان می دهد و دلش میخواهد مثل او یک حیوان آزاد باشد، از همین رو با نقشه و حیله از طویله فرار می کند و در این راه با دوستان دیگری (یک گوسفند و یک بز) همراه می شود. داستان اصلی از جایی شروع می شود که زانوی بو شکسته و مریم که حالا همراه با یوسف، همسر خودش، زندگی می کند به او کمک کرده تا دوباره بر سرپای خود بایستد. از اینجا بو دلبستگی عجیبی به این زن پیدا کرده و البته متوجه می شود که یک سرباز و دو سگ وحشی به دستور پادشاه به دنبال مریم و همسرش هستند تا آنها را بکشند.
انیمیشن ستاره، درست مانند یکی دو تا از عناوین دیگر امسال (بهعنوان مثال انیمیشن «کاپیتان زیرشلواری») بودجه چندانی صرف ساختنش نشده و از منظر گرافیکی و زوایای فنی انیمیشن چیز دندانگیری برای مخاطب ندارد. کارگردان به داستان اقتباس آزاد خود از انجیل و همچنین صداپیشگان نهچندان مطرح خود (معروف ترین آنها اپرا وینفری، مجری معروف برنامه تلویزیونی است) و البته موسیقی دلنشین اثر (که با صدای جادویی ماریا کری همراه است) تکیه کرده و سعی در ارائه انیمیشنی با تکنیک های خارق العاده از منظر گرافیکی نداشته است. از همین رو در وهله اول ستاره شبیه به یک اثر ویديویی به نظر میآید تا عنوانی برای پرده نقره ای، اما فیلمنامه روان و جذاب آن، این دید اولیه را مخدوش میسازد. فیلمنامه ستاره از آنجایی جالب است که بر عناصر مذهبی مسیحی تاکید بیش از حد نمی کند و از همین رو برای کودکان غیرمسیحی (که مخاطبان اصلی این اثر هستند) حتی حرفی برای گفتن دارد. این مساله شايد باعث استقبال بین المللی از ستاره شود؛ استقبالی که برای عناوین قصه های سبزیجات به علت تاکید بیش از حد بر مسائل مسیحی پیش نمیآمد.داستان بهگونهاي روایت میشود که در حقیقت اگر این حیوانات نبودند، ما شاهد به دنیا آمدن مسیح نبودیم؛ چرا که آنها بارها و بارها مریم را بدون آنکه خود بفهمد از خطرات دهشتناک نجات میدهند، این مساله اگرچه منافات بسياري با روایتهای انجیل دارد (حتی در انجیل تاکید شده که حیوانات قادر به تکلم نبودند) اما برای کودکان جذاب بوده و آنها را همراه با تلاشهای بیوقفه قهرمانان داستان برای نجات اسطورهشان میکشاند. شوخیهای فیلم هم در قالب کلامی و هم در قالب فیزیکی پخش شدهاند و به جدیت می توان گفت که از پاکترین و پاستوریزهترین شوخیها در دنیای هالیوود امروزی هستند. ناگفته نماند سه شتر دانای داستان که متعلق به سه موبد زرتشتی معروف ماجرای به دنیا آمدن مسیح هستند، از بی نظیرترین شخصیتهای انیمیشن محسوبميشوند وشايد از کاراکترهای اصلی نيز بیشتر به یاد بیننده اثر بمانند.گرچه انیمیشن ستاره نمیتواند سال طلسم شده 2017 (حداقل برای انیمیشنهای هالیوودی،چرا که در آثار بین المللی عناوین نسبتا خوبی همچون نانآور و وینسنت عاشق را داریم) را برای هالیوود تبدیل به سالی رویایی کند، ولی دست کم با دستمایه قرار دادن یک موضوع خوب و دلنشین توانسته جایگاه و ارزش خوبی برای خود بسازد. البته فروش نه چندان جالب آن تا به لحظه نوشتن این مقاله شايدباعث شود که ساخت آثاری از این دست مثل ماجرای بسته شدن سری قصههای سبزیجات، لااقل تا مدتی معلق بماند.