من مینوشم تا بیاد بیارم تو مینوشی تا فراموش کنی

یادداشتی بر فیلم « فصل شکار / Killing Season »2013
کواک: تو به خدا اعتقاد داری بنجامین؟
بنجامین: کی براش مهمه؟
کواک: من بهش ایمان دارم، میدونم که وجود داره.
بهت دلیلش رو میگم: از کارخونه ی توی لوکومیر میرفتم خونه، توی میدون شهر کلی آدم دیدم سربازهایی بودن که صربها رو از خونه هاشون میکشیدن بیرون، به مادر و خواهرم تجاوز کردند و روی تمام اجساد زخمی ها بنزین ریختن، مردها زیاد خوش شانس نبودن، از تبر استفاده کردن تا سرشون رو از وسط باز کنن و بگذارند تو میدون بمیرند
و از خودم پرسیدم اگه خدا وجود داره چطور اجازه همچین کارای وحشیانه ای رو میده؟
بعد به همه اتفاقهای تو زندگیم فکر کردم و فهمیدم این دلیلی برای غیبت خدا نیست بلکه مدرکی برای حضور اون هست.
چون مردم تنها نمیتونن قادر به انجام همچین فساد بزرگی باشن.
به احتمال زیاد دیالوگ فوق را زیاد دیده با خوانده باشید ، این دیالوگ قسمتی از فیلم فصل کشتن محصول ۲۰۱۳ کشور امریکا( و بلژیک) ساخته استیون مارک جانسون است . فیلمی که حتی با وجود تبلیغات زیاد و حضور دو ستاره ی محبوب هالیوودی بازهم نتوانست نه در گیشه و نه در نظر منتقدان موفقیتی کسب کند . فیلم درباره ی دوٸل دوکهنه سرباز از جنگ صربها ومسلمانان است که بعد از گذشت ۱٨سال اکنون در میدان نبردی جدید دست بشکار یکدیگر میزنند. با آنکه درطول فیلم داٸما جای شکار و شکارچی عوض میشود ولی از ابتدا فیلم سعی دارد این ذهنیت را در مخاطب ایجاد کند که شخصیت سرباز صرب (جان تراولتا) شکارچی و شخصیت سرهنگ آمریکایی (رابرت دنیرو ) شکار است که باید برای نجات زندگی خودش و خانواده ی فرزندش تلاش کند . در جای جای فیلم شاهد هستیم که افسر امریکایی بحدی از کرده های خود و شرکت در جنگها پشیمان است که حتی از شکار یک گوزن هم سرباز میزند و برای مجازات خود ، خود را به کوهستان ویک کلبه تبعید کرده اما چنین چیزی را درباره افسر صرب نمیبینیم ، بلکه او هنوز خوی کشتار را در خود حفظ کرده تا بعد از 18 سال از بنجامین انتقام یا بقول خودش اعتراف بگیرد . فیلم از معدود آثار هالیوود است که اشاره ای به فجایع جنگ صربهاعلیه مسلمانان بوسنی کرده ولی نتوانسته نگاه بی طرفانه و عمیقی همچون دیگر فیلمهای پرداخته به مقوله ی فجایع جنگهای داخلی در دیگر مناطق جهان مثل "هتل رواندا" (تری جرج ۲۰۰۴) یا "گلهای هریسون" ( الی شوراک ۲۰۰۱) یا نگاه پسا جنگ و عوارض جنگ برای بازماندگان مثل "والس با بشیر" (آری فولمن ۲۰۰٨ ) به تاثیر جنگ برزندگی انسان بپردازد یا شاید اصولا این هدف کارگردان این نبوده است . ریتم فیلم در ابتدا کُند و سپسس تندتر میشود و تقریبا تمام زمان فیلم (بجز چند دقیقه ی ابتدایی و انتهایی) در جنگل میگزرد . فیلم بیشتر بازی محور بوده و طبق معمول اینگونه فیلم ها ، بازی بازیگران باید بار فیلم را بدوش بکشد و بحدی باشد که بتواند تماشاگر را تا اخر روی صندلی نگه دارد . بازی خوب رابرت دنیرو و تقلید لهجه ی عالی جان تراولتا در طول فیلم تبدیل به یک دوِءل بازیگری میشود ولی حتی در اوج فیلم که تسویه حساب ( اعتراف گیری) نهایی انجام میشود ، به حد اعلای خود نمیرسد. فصل کشتار علی رغم ادعایش ، بسیار سطحی است و نه صحنه های اکشنش بازیگر عام را راضی میکند ، نه سکانس های عمیق و داستانش مخاطب خاص را جذب میکند، نمره ی ضعیف فیلم در IMDB هم گواه همین موضوع است. از حق نگذریم موسیقی فیلم خوب کار شده بود و همراه تصاویر لانگ شات از طبیعت بکر و زیبای امریکای شمالی ، کنتراست خوبی از زیبایی طبیعت و زشتیِ خوی انسانی درکنار هم را بتصویر کشیده بود . پروژه فصل کشتن در ابتدا تحت نام ترکش (Shrapnel) ) در دهه ۱۹۹۰ تنظیم شده بود. بعدها تصمیم بر این شد که نیکولاس کیج به همراه جان تراولتا بعد از فیلم تغییر چهره در آن بازی کنند و در نهایت با تغییرات عوامل فیلم، فیلمبرداری در تاریخ ۱۶ ژانویه ۲۰۱۲ و در منطقه رشتهکوه آپالیشین در شمال جورجیا شروع شد . فیلمساز در این فیلم هم مثل اغلب آثار سفارشی آمریکایی ، چهره ی یانکی ها را تطهیر کرده بود و در یاد آوری خاطرات جنگ میبینیم که افسر آمریکایی در لباس نیروهای حافظ صلح وارد بالکان میشود تا مسلمانان را نجات دهد ولی با اجساد متلاشی شده آنها مواجه میشود . لذا خود به مجازات گروه عقرب دست میزند. در صورتی که بعدها با دستگیری و اعترافات رهبر سابق صرب بوسنی رادوان کارادزیچ، در دادگاه لاهه (او نماد یک چهره جنایتکار در طول جنگ بوسنی است) مشخص شد او خیلی از جنایات را با چراغ سبز و اطلاع نیروهای UNانجام میداده است. پس از فروپاشی یوگسلاوی، جمهوری بوسنی و هرزگوین، در پی همهپرسی استقلال انجامگرفته در سال ۱۹۹۲، اعلام موجودیت کرد. این اتفاق، آغازگر جنگهای بوسنی بود. همهپرسی استقلال، توسط صربهای بوسنی تحریم شد و با مشارکت ۶۷٪ مردم، ۹۸٪ رأیدهندگان به استقلال بوسنی و هرزگوین رأی دادند. جنگ صربها علیه بوسنی هرزگوین، فقط یک جنگ ملی و بر سر خاک نبود، بلکه با هدف و تلاش برای از بین بردن مسلمانان و تعهد بر نسلکشی انجام گرفت. لذا فقط ۴۰۰۰۰ نفر (غیر نظامی) در سربرنیتسا هدف قرار گرفته و یک جا کشته شدند. جرم آنها فقط هویت اسلامی آنان بود .جنایات و فجایع صورت گرفته بر مسلمانان بوسنی از سیاه ترین نقاط تاریخ معاصر است.
در پایان ; شاید ماهم روزی مثل کواچ (تراولتا)در حال فرار از خودمان خطاب به یارمان بگوییم : تو مینوشی که فراموش کنی ، من مینوشم که بیاد بیاورم.