جستجو در سایت

1403/12/08 11:48
یادداشت تحلیلی یک کارگردان و منتقد سینما

مخاطبان امروز سینما، همان مخاطبان حسن ریوندی هستند؟!

مخاطبان امروز سینما، همان مخاطبان حسن ریوندی هستند؟!
محمد رضا لطفی، منتقد، نویسنده و کارگردان سینما در یک یادداشت تحلیلی در روزنامه اعتماد با بررسی وضعیت کنونی سینما و مخاطبان آن، موضوع افزایش قیمت بلیت سینماها را مورد ارزیابی قرار داد.
به گزارش سلام سینما

قیمت بلیت سینماها در سال ۱۴۰۴ ‌به رقم‌ صد هزار تومان رسیده است و این افزایش قیمت بازتاب‌های مختلف و گسترده‌ای داشته، بعضی مخالف افزایش قیمت بودند و بعضی‌ها موافق.

اما قبل از اینكه بخواهیم ارزیابی درباره افزایش قیمت بلیت سینما داشته باشیم و درباره اینكه چقدر افزایش قیمت منطقی است و آیا اصلا باید بلیت سینما گران‌تر می‌شده، صحبت كنیم، بد نیست به خود سینما بپردازیم و به حال و روز آن در این روزها اشاره‌ای داشته باشیم.

آن چیزی كه این روزها تقریبا صدای اهالی سینما و مخاطبان جدی آن را بلند كرده كه ناشی از تداوم سیاست‌های دولت قبل است این است كه گونه‌های مختلف سینما در حال نابودی هستند و آن چیزی كه ما روی پرده می‌بینیم نه سینما كه لودگی آن هم نه در فیلم كمدی كه در فیلم‌های شبه كمدی شاهدش هستیم و تمام سینما به تسخیر این فیلم‌های شبه‌كمدی در آمده و فیلم‌های هنری، اجتماعی، اكسپریمنتال، فرهنگی به انزوا رفته‌اند و تقریبا تولیدی  در این زمینه  نداریم.

اما علت این موضوع چیست؟ به زعم من این موضوع دو دلیل عمده دارد:

۱- تهیه‌كنندگان كارنابلد، بی‌سواد و بی‌نام و نشانِ بدون تجربه در سینما كه ورودشان به این مقوله به واسطه ارتباط با ارگان‌ها بوده و توانستند كارت تهیه‌كنندگی بگیرند و فیلم تولید كنند.همین نكته باعث شده توازن تولید به هم بریزد و هیچ منطقی در زمینه تولید فیلم وجود نداشته باشد.

2- من دلیل به به انزوا رفتن سینمای اجتماعی را سینماداران می‌دانم، با اینكه معتقدم ما تعدادی سینمادار باسواد و آگاه به مسائل سینما داریم اما این افراد به تعداد انگشتان دو دست نمی‌رسند و در برهه فعلی سرنوشت فیلم را سینماداران مشخص می‌كنند اینكه سانس خوب به فیلم بدهند یا سانس بد یا اینكه فیلمی را اكران كنند یا نكنند. 

واقعیت این است سرنوشت، موفقیت یا شكست فیلم‌ها  این روزها دست  سالن‌دار و سینمادار  است.

یک نمونه اگر بخواهم مثال بزنم از فیلم پیرپسر بگویم كه خبر آمده یكی از ارگان‌های سینمایی كه تعداد زیادی سالن سینما در سطح كشور دارد اعلام كرده به دلیل طولانی بودن تایم فیلم، سینماداران این فیلم را  اكران  نمی‌كنند.

فیلمی كه درخشان است و همه نقدها درباره‌اش مثبت بوده، همه فیلم را تحسین كردند، ولی سینمادار به خاطر تایم بالا می‌گوید من این فیلم را  اكران نمی‌كنم.

من فكر می‌كنم این یك تلنگر است كه نشان می‌دهد سالن‌دار صلاحیت بخش فرهنگی فیلم را ندارد، سالن‌دار می‌تواند بیزینس‌من خوبی باشد ولی یادمان باشد سینما در عین اینكه صنعت است ولی در وهله اول كالای فرهنگی محسوب می‌شود و باید وجه فرهنگی آن حفظ شود كه اگر حفظ نشود همین اتفاقی می‌افتد كه امروز شاهدش هستیم، یعنی به انزوا رفتن سینمای متفكر هنری، اجتماعی.

سینمای اجتماعی یا فرهنگی و هنری همواره سینمای پیشرو است اگر در این زمینه‌ها فیلم تولید می‌شود سازندگان سعی می‌كنند چند گام از جامعه جلوتر باشند و موضوعات مهم را در فیلم‌هایشان مطرح كنند، ولی آنچه اهمیت دارد گلوگاه سخت دریافت پروانه ساخت و پروانه نمایش در كنار فیلم‌های ارگانی باعث شده فیلم‌هایی كه در این زمینه تولید شده چند قدم از جامعه عقب‌تر باشد و طبیعی است كه مخاطب تمایلی نداشته باشد چیزی را بر پرده سینما ببینید كه از دانش  و دانسته خودش عقب‌تر است.

با تمام این صحبت‌ها، آیا بلیت ۱۰۰هزار تومانی مناسب و منطقی هست یا خیر؟

به نظر من بلیت۱۰۰هزار تومانی در مقابل محصولات فرهنگی اعم از تئاتر یا كنسرت‌های موسیقی یا قیمت‌های گالری نقاشی و...   مبلغ  پایینی  محسوب  می‌شود.

یعنی ۱۰۰هزار تومان به نسبت قیمت دیگر محصولات فرهنگی قیمت پایینی است و باید گفت سینما و تماشای فیلم همچنان تفریح ارزانی برای مخاطب است. امروز 100 هزار تومان در میان اقلام‌فرهنگی و چه غیرفرهنگی رقم قابل توجهی نیست.

قیمت بلیت سینما به اندازه یك بستنی چوبی هم‌نیست، پس به نظر من افزایش قیمت بلیت سینما كاملا طبیعی است  اما موضوعی كه مخالفان افزایش قیمت بلیت سینما به آن اشاره دارند این است كه با رشد قیمت بلیت سینما، قشر متوسط و خانواده‌ها كمتر به سینماها می‌آیند و فیلم می‌بینند.  در پاسخ به این مخالفان و در كمال تاسف باید گفت به لطف مدیران سینما در دولت قبل، شخم جدی در میان مخاطبان «سینما رو» زده شد، طوری‌كه مخاطبان جدی را از سالن‌های سینما دور كرد. 

به نظر من، ما نباید نگران خانواده‌ها و كسانی كه سینما برایشان جدی است مثل دانشجوها باشیم، به این دلیل كه متاسفانه (كلمه متاسفانه را به كار می‌برم چون باید حقیقت را اذعان داشت) خانواده‌ها دیگر مخاطب سینما نیستند، امروز خانواده‌ها نیازهای تصویری خودشان را از ماهواره‌ها تامین می‌كنند یا اگر كمی به لحاظ اندیشه جلوتر باشند در پلتفرم‌ها  دنبال آنچه  می‌خواهند،  هستند. 

متاسفانه امروز افرادی كه سینما و هنر برایشان مهم است به سینما نمی‌روند، چرا؟ چون آن چیزی كه به اسم سینما روی پرده می‌رود از خود جامعه عقب‌تر است و باز هم می‌گویم به دلیل سختگیری شورای پروانه ساخت و پروانه نمایش، این بخش از مخاطبان نیازهایشان را در كافه‌ها یا سالن‌های تئاتر تامین می‌كنند یا  در انتها سراغ پلتفرم  می‌روند. 

حالا سوال اینجاست پس مخاطبان امروز سینما چه كسانی هستند؟ 

به ضرس قاطع می‌گویم؛ مخاطبان امروز سینما همان مخاطبان كنسرت ریوندی و ماهی صفت هستند كه قیمت بلیت كنسرت 800 هزار تومانی را برای كنسرت می‌پردازند، پس در سینما هم بلیت 100 هزار تومانی برایشان چیزی نیست.

پس این نوع مخاطب چه در كنسرت ریوندی چه فیلم‌هایی كه در سالن‌های سینما می‌بینند فقط خواست‌شان لودگی است، این نوع مخاطب نه فیلم برایشان مهم است نه سینما و نه فیلمنامه و نه كارگردان و نه هیچ چیز دیگر.

اینها به سینما می‌روند تا لودگی ببینند، برای همین است كه شبه‌كمدی‌های این روزهای سینما فروش می‌كند و برای این نوع مخاطب بلیت صد هزار تومانی در مقایسه با بلیت هشتصد هزار تومانی كنسرت  رقم ناچیزی  است.

و نكته آخر اگر سازمان سینمایی عزم و تصمیم جدی برای پویایی سینمای متفكر و فرهنگی، هنری دارد باید كاری كند آن دسته از مخاطبان كه با سینما قهر كردند را به سالن‌ها بازگرداند.، مخاطبانی كه متمایل به سینمای واقعی هستند و باعث زنده نگاه داشتن سینمای اجتماعی می‌شوند و باعث می‌شوند سینما تعریف فرهنگی به خودش بگیرد را با سینماها آشتی دهند و آنها را به سالن برگرداند.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image