جستجو در سایت

1400/10/30 00:00

محسورکننده و جادویی

محسورکننده و جادویی

ترجمه اختصاصی سلام سینما

افسون انیمیشنی مسحورکننده و محصولی از دیزنی است. ساخت انیمیشنی که تا این حد شیرین باشد اما شیرینی‌اش دل را نزند کار دشواری است. اما این دوز عجیب و غریب از رئالیسم جادویی که در میان مناظر سرسبز کوهستان‌های کلمبیا قرار دارد، هم از خلوص بالای داستان‌گویی بهره برده و هم جلوه‌های بصری‌اش سرزندگی و جذابیت دارند. صرف نظر از اشاره سریع فیلم به سرود اجتناب ناپذیر انیمیشن فروزن (یخ‌زده) یعنی “Let It Go” و جوکی بامزه و سرسری درباره وجود پیشخدمتی برای پارک کردن الاغ‌ها، تعداد موارد فرهنگی نابهنگامی که مربوط به یک دوره از تاریخ و زمان نیستند اما معمولاً برای راضی کردن بچه‌ها در انیمیشن‌ها گنجانده می‌شوند در اینجا به طور قابل توجهی کم است. در عوض این انیمیشن تا حد زیادی به آداب و رسوم قدیمی و جاودانه فضای آمریکای جنوبی خود متعهد است.

این پروژه با دو تن از کارگردانان دست‌اندرکار زوتوپیا یعنی جرد بوش و بایرون هاوارد هدایت شده و در این راه سرپرست نویسندگان کریس کاسترو اسمیت نیز همراهی‌شان کرده است. او پس از نویسندگی سریال‌های تلویزیونی نظیر خدمتکاران حیله‌گر و تسخیر خانه هیل، اکنون جهش قابل توجهی به فیلم‌های سینمایی داشته است. عضو مهم دیگر این تیم خلاق، لین - مانوئل میرندا است که در هشت ترانه پرنشاطی که برای انیمیشن نوشته، علاقه خود به تئاترهای موزیکال سنتی را با موسیقی کلمبیایی و بازی سریع با کلمات در هیپ هاپ ترکیب کرده است.

ترانه اول دقیقاً همان چیزی است که ترانه آغازین یک موزیکال خوب باید باشد - حال و هوای فیلم را با مهارت مشخص کرده، تاریخچه و جزئیات گروه بزرگ کاراکترها را تفکیک کرده و روی شخصیت اصلی یعنی میرابل مادریگال زوم می‌کند. میرابل (با صداپیشگی دلنشین استفانی بیاتریز) دختری 15 ساله و عضو محبوب خانواده‌ای بزرگ اما در عین حال چیزی شبیه به یک فردی بیگانه است که با تبدیل شدن به الگویی از سودمندی و شادی، احساسات غمگین حقارت خود را پنهان می‌کند.

همین ترانه، “The Family Madrigal”، خانه این خانواده را نیز معرفی می‌کند؛ خانه‌ای چند طبقه و افسانه‌ای که قابلیت‌های جادویی خاص خودش را دارد. در و پنجره‌ها و کاشی‌های سقف و کف همگی با ریتم موسیقی حرکت کرده و به روش‌های مبتکرانه با مادریگال‌ها ارتباط برقرار می‌کنند و جرقه کمدیِ فیزیکی زده می‌شود.

مادربزرگ میرابل، مادربزرگ آلما (ماریا سیسیلیا بوترو)، همان گرمی و صداقت مادرانه کلاسیک را دارد اما از طرفی سخت‌گیر و هشیار هم هست. او به معنای واقعی کلمه محافظ شعله است؛ در دورانی سخت از زندگی‌اش شمعی را به دست آورده که شعله‌ای جاودانه داشته و جادوی خانواده را تغذیه می‌کند. آلما پس از آنکه مجبور شد با سه نوزاد خود از دهکده‌اش فرار کند، همسرش پدرو را در یکی از حملات راهزنان از دست داد. آن شمع در میان جنگلی غیرمسکونی خانه مادریگال‌ها را ظاهر کرده و از آن زمان تا به امروز به تمام فرزندان و نوه‌های آلما هدیه‌ای ویژه داده است که در تولد پنج سالگی‌شان مشخص می‌شود چیست.

مادر میرابل، ژولیتا (آنجی سپدا)، می‌تواند با غذاهایش هر نوع بیماری را خوب کند؛ خواهرش ایزابلا (دایان گررو) زیبایی خیره‌کننده‌ای دارد و می‌تواند گل‌ها را شکوفا کند؛ خواهر بزرگشان لوئیزا (جسیکا داروو) قدرت فرا انسانی دارد؛ عمه پپا (کارولینا گایتان) می‌تواند آب و هوا را با احساساتش کنترل کند؛ دخترعمه دولورس (اداسا) شنوایی خارق‌العاده دارد؛ و پسرعمه کامیلو (رنزی فلیز) هم می‌تواند شکلش را تغییر دهد. 

فقط به میرابل هدیه‌ای داده نشده است. بار لحظۀ ناامیدی تولد پنج سالگی‌اش، زمانی که درگاه جادویی با نام او روی آن به خاک تبدیل شد، هنوز هم پس از 10 سال روی دوشش سنگینی می‌کند. روی دوش مادربزرگش هم همینطور، مخصوصاً اینکه جشنِ هدیه پسرعموی کوچک میرابل، آنتونیو (راوی کبوت - کونیرز) هم نزدیک است. آلما نگران این است که نکند جادویی که سه نسل با خانواده همراه بوده و از جامعه روستایی که به دورشان گرد آمده محافظت کرده در حال اتمام باشد.

وقتی خیال متلاشی شدن خانه جادویی به سر میرابل میفتد خیلی احساس ترس می‌کند، ترسی که در دل مادربزرگ و لوئیزا هم وجود دارد. لوئیزا اخیراً حس می‌کند کارهای هرکولی خود را به سختی می‌تواند انجام دهد. او این آسیب‌پذیری را در ترانه جالب توجه “Surface Pressure” بیان می‌کند.

میرابل که احساس می‌کند عدم وجود قدرتی خاص در او باعث ناامیدی خانواده شده - و نیاز دارد کاری خوشحال کننده کرده و در دلش خود را تأیید و تحسین کند - و همچنین بر اساس قوانین دیزنی، وظیفه خود می‌داند که سر در بیاورد چه چیزی در حال نابود کردن جادو است، و جستجویی که شروع می‌کند او را به گذرگاه‌های مخفی و حفره‌های بی‌شمار درون دیوارهای خانه کشانده و در نهایت موفق به پیدا کردن عمو برونو (جان لگویزمائو) می‌شود. عمو برونو سال‌ها پیش ناپدید شده بود.

بیشتر جذابیت خیره‌کنندۀ فیلم به این حقیقت برمی‌گردد که علی‌رغم عناصر جادویی که در فیلم و حتی در عنوان آن دیده می‌شوند، پایه و اساس داستان را پویایی خانواده‌های بزرگ با شخصیت‌های متضاد تشکیل می‌دهد. اکثر توانایی‌های خانواده مادریگال معادل ویژگی‌های انسان‌های واقعی است؛ مادربزرگ پایبند به سنت، مادر مهربان و دلسوز، خواهر زیبا و سوگلی خانواده (که رفتار آب‌زیرکاهانه‌اش دائماً میرابل را مورد هدف قرار می‌دهد) و فرزند ارشد، متواضع و سخت‌کوش خانواده که زیر بار احساس مسئولیت خم شده است. میرابل این وسط نقش نوجوانی را دارد که احساس خاص بودن نمی‌کند و تنها چیزی که می‌خواهد این است که به خاطر ویژگی‌هایی که دارد دیده و درک شود.

کاراکترهایی هم که با این خانواده ازدواج کرده‌اند از نوع آشنا هستند: پدر میرابل آگوستین (ویلمر والدراما) پدری دوست داشتنی بوده که تمام زنانی را که بر خانه و خانواده تسلط دارند دوست دارد، و در هر خانواده هم شوهرعمۀ مجلس گرم‌کنی مثل فلیکس (مائورو کاستیو)، شوهرِ عمه پپا وجود دارد. 

همان قدر که داستان حول محور میرابل و جستجوی او برای پیدا کردن عامل تهدیدکننده جادوی مادریگال‌ها و خانه‌شان می‌چرخد، همان قدر هم در سطحی اساسی‌تر دربارۀ گروهی بزرگ و پیچیده است که مشغول برقرار کردن دوباره هماهنگی خود بوده و یاد می‌گیرند ویژگی‌های متفاوت یکدیگر را تحسین کرده و قدرشان را بدانند، چه این ویژگی‌ها خارق‌العاده و چه ساده باشند. این انیمیشن داستان جامعه‌ای را روایت می‌کند که گرد هم آمده‌اند تا آنچه از دست رفته را بازسازی کرده و در این فرایند یکدیگر را حمایت کنند.

این احساسات به طرز ماهرانه‌ای توسط گروه صداپیشگان انیمیشن و ترانه‌های دلپذیر میرابل نشان داده شده‌اند که دو تا از آنها نیز به زبان اسپانیایی هستند: ترانه پراحساس “Dos Oruguitas” توسط خواننده و ترانه‌سرای کلمبیایی سباستین یاترا اجرا شده و داستان عشق بین مادربزرگ آلما و همسر مرحومش را بازگو می‌کند. ترانه “Colombia, Mi Encanto” نیز ترانه‌ای هیجان‌انگیز و وطنی از کارلوس ویوز است. در ادامۀ این سلسله هنری، ترانه‌های آلما نیز توسط اولگا مردیز اجرا می‌شوند.

این انیمیشن نیز پس از موانا، رایا، آخرین اژدها و کوکو که فضای آمریکای لاتینی دارد و محصولی از پیکسار است، به تلاش دیزنی برای رسیدن به تنوع در آثارش ادامه می‌دهد.

رنگ‌های استفاده شده در انیمیشن افسون و همچنین جزئیاتی که در طراحی لباس‌ها و خصوصاً خانۀ واقعاً متحرک مادریگال‌ها به کار رفته، حقیقتاً زیبا و فوق‌العاده‌اند. محیط‌های طبیعی انیمیشن حتی زیباتر هستند، مخصوصاً آن رودخانه‌ای که از آبشارها تغذیه شده و مادربزرگ آلما میرابل را به آنجا می‌برد و داستانش را برایش تعریف می‌کند. حیات‌وحش که بخش جدایی‌ناپذیر کارتون‌های دیزنی است، در اینجا نیز مورد غفلت قرار نگرفته است؛ توکان بی‌پروایی که آلن تودیک صداپیشگی‌اش را انجام داده و کل حیواناتی که در ارتباط با قدرت یکی از کاراکترها ظاهر می‌شوند، از جمله یک پلنگ، خوک‌های خرطوم دراز، برگچه خوارها و حتی موش‌های بانمک. دور هم جمع شدن الاغ‌های سرگردان توسط لوئیزا نیز خیلی خنده‌دار است.

دیزنی با انتشار این انیمیشن در روز شکرگزاری، کاملاً از پتانسیل خود در به دست آوردن مخاطبان خانواده در طول تعطیلات آگاه است؛ داستان تأثیرگذار و پراحساس اما در نهایت لذت‌بخش این انیمیشن به سمت سینما در حرکت بوده و پس از آن هم در دسامبر اولین نمایش دیزنی پلاس را در راه دارد. افسون به فیلم هفت دقیقه‌ای “Far From The Tree” اثر ناتالی نوریگات شبیه است. داستان جذاب این فیلم کوتاه از راکون‌های سخت‌گیر اما مهربانی که سعی دارند از فرزندانشان محافظت کنند نیز موضوعات مطرح شده در افسون یعنی خانواده و امنیت خانه را بازتاب می‌دهد.

منبع: هالیوود ریپورتر

مترجم: وحید فیض خواه


افسون Encanto (2021)

تاریخ اکران: 24 نوامبر 2021

کارگردان: بایرون هاوارد، جرد بوش، شرایز کاسترو اسمیت

نویسنده: جرد بوش، شرایز کاسترو اسمیت

توزیع‌کننده: والت دیزنی

بازیگران: لین مانوئل میراندا، استفانی بیاتریز، ماریا سیسیلیا بوترو، جان لگویزمائو، مائورو کاستیو، جسیکا درو، آنجی سپدا، کارولینا گایتان، دایان گررو، ویلمر والدراما

فیلمبرداری: نیتان وارنر

تدوین: جرمی میلتون

موسیقی: جرمین فرانکو

خلاصه داستان: فیلم «افسون» یا «انکانتو» درباره‌ی یک خانواده‌ی منحصر به فرد به نام «مادریگال‌ها» است که در یک سرزمین افسانه‌ای به نام «انکانتو» در کوه‌های کلمبیا زندگی می‌کنند. هر کدام از اعضای خانواده دارای یک قدرت خارق‌العاده است. یکی قدرت شفابخشی دارد و دیگری بسیار نیرومند است؛ اما یکی از اعضای خانواده به نام «میراندا» هیچ قدرتی ندارد و از این اتفاق بسیار ناراحت است. تا اینکه متوجه می‌شوند که نیروی جادویی «انکانتو» در خطر است و تنها «میراندا» توانایی نجات آن‌ها را دارد.