موزیکالی عاشقانه و پرحسرت

ترجمه اختصاصی سلام سینما
چشمهای غمگین پیتر دینکلیج در فیلم سیرانو حرفهای زیادی برای گفتن دارند. سیرانو موزیکالی پرحسرت از همان داستان عاشقانه همیشگی است؛ داستان مردی که فکر میکند عشق واقعیاش هیچگاه او را شریک مناسبی برای خود نخواهد دانست. این فیلم بر اساس نمایشنامه سال 2018 اریکا اشمیت ساخته شده که اتفاقاً در آن دینکلیج بازی نقش اصلی را به عهده داشته است. سیرانو بسیار به اثر اقتباسی جو رایت از آنا کارنینا شباهت دارد؛ باز هم در اینجا به سراغ یکی از آثار کلاسیک ادبی رفته و به آن شکوفایی سبکی و حس و حالی از ابتکار بخشیده است. اما این سیرانو علیرغم برخی نقصها، بسیار تأثیرگذار بوده و در این راه آهنگهای گروه “The National” نیز به آن کمک کردهاند.
پیتر دینکلیج پر از احساس و سرزندگی است. این بازیگر 52 ساله هم میتواند کمدی باشد، هم جذاب و هم پرشور؛ در فیلمهایی مثل مأمور ایستگاه (2003) یا تمام قسمتهای سریال بازی تاج و تخت احتمالاً شاهد ترکیبی دوستداشتنی از این سه ویژگی از سوی او بودهاید. اما به او فرصت دهید غمش را با شما به اشتراک بگذارد - بگذارید این هنرپیشه کهنهکار آن نگاه غمگینِ زیر ابروان پرپشتش را به شما نشان دهد - و آن موقع است که شاهد نمایان شدن آن روی کاملاً متفاوت دینکلیج خواهید بود. کاملاً منطقی است که نقش اصلی نمایشنامه ادمون روستان یعنی سیرانو دو برژراک به او داده شده است؛ مردی باهوش و استعداد که همیشه عشق واقعیاش را انکار کرده است. این حقیقت که این سیرانو دماغ گنده ندارد آن را منحصربهفرد میکند. تصور اینکه او در این حالت بخواهد بخواند و برقصد کمی عجیب میبود.
با این حال زمانی که دینکلیج در سال 2019 در موزیکال ساختۀ همکار قدیمی و همسرش اریکا اشمیت نقش شاعر و عاشقی دلخسته را بازی کرد، روسفید از آن بیرون آمد. نمیتوان دقیقاً گفت شاهد تامی تون دوم بوده یا مجبور به تحمل چیزی مانند این بودهایم. گویا این ستاره زمانی که در وستروس (یکی از قارههای سریال بازی تاج و تخت) به سر میبرده مهارت خوبی هم در شمشیربازی پیدا کرده است. اما آن صحنههای ناراحتی و در فکر فرو رفتن دینکلیج بودند که به نقشش احساس و گرما و انرژی بخشیدند. این هنرپیشه میدانست چگونه با عشقی نومید و سوخته ارتباط برقرار کرده و علاقه و شور و شوقش را در تک تک بندهای شعرهایش به نمایش بگذارد.
این درام موزیکال پس از اکران در جشنواره فیلم تلیوراید، در 31 دسامبر به سینماهای آمریکا راه پیدا کرده و در اواسط ژانویه نیز وارد انگلستان میشود. در این فیلم هیلی بنت، کلوین هریسون جونیور و بن مندلسون نیز دینکلیج را همراهی میکنند و لیست فیلمهای بااعتبار رایت - البته به جز یک استثنا یعنی فیلم مورد استقبال قرار نگرفتۀ زنی پشت پنجره - جمعیت اهل هنر را به خود جذب میکند. سیرانو امیدوار است بتواند در فصل جوایز نامش را روی لبها بیندازد و مخاطبانی که با نمایشنامه ادموند روستان آشنایی دارند، نمایشنامهای که پیش از این برای فیلمهای روکسان (1987) و سیرانو دو برژراک (1990) از آن اقتباس شده بود، بدون شک مجذوب این فیلم خواهند شد.
زمان فیلم نامشخص بوده و داستان آن حول و حوش قرن هفدهم یا اوایل هجدهم در ایتالیا به وقوع میپیوندد و دینکلیج در آن نقش سیرانو را بازی میکند؛ سربازی شجاع و باهوش که به حرف احمقهایی که قد کوتاهش را مسخره میکنند اهمیتی نمیدهد. او مخفیانه به دوست قدیمیاش روکسان عشق میورزد، گر چه به خود میگوید چنین فرد زیبایی هرگز عاشقش نخواهد شد. دوک دی گویچه (مندلسون) از روکسان خواستگاری کرده اما او یک روز به سیرانو اعتراف میکند که عاشق کریستین (هریسون)، سرباز جدید هنگ سیرانو، است. این اطلاعات جدید سیرانو را ویران میکند اما چون خوشحالی روکسان را میخواهد نقشهای کشیده و به کریستین که شیفته روکسان شده کمک میکند نامههایش را برای او بنویسد.
سیرانو دو برژراک در اواخر قرن نوزدهم نوشته شده و آنقدر دوستداشتنی است که قابل درک است چرا فیلمسازان اینقدر به سراغش میروند - گر چه در این حالت این چالش به وجود میآید که چگونه تازگی این داستان عاشقانه و ارجمند حفظ شود. رایت عمدتاً اینگونه مسائل را با تأکید بر سرزندگی صحنههای ایتالیا و غنای طراحی تولید افسانهای همکار قدیمیاش سارا گرینوود حل و فصل کرده است.
اما آهنگهای اورجینال سیرانو بیشترین کمک را به آن کردهاند. این آهنگها نوشتۀ آرون و برایس دسنر هستند، برادرهای دوقلو و اعضای بند نیویورکی “The National” (رهبر بند مت برنینگر و همسرش کارین بسر شعرهای ترانهها را جفت و جور کردهاند). برای طرفداران رمانتیسم محافظهکارانه گروه، سیرانو برای موسیقیشان فرصتی برجستهتر به ارمغان میآورد - و آواز زنده دینکلیج و باقی هنرپیشگان فیلم نشاندهنده ترکیب اشتیاق و آسیبپذیری کاراکترها در حین مبارزه با آشکار شدن احساسات واقعیشان است.
دینکلیج شاید خوانندهای قوی نباشد اما همین موضوع در تجسم او از سیرانو نقش دارد؛ شخصیتی که زیبایی درونیاش قرار است آنچه او نقص فیزیکی خود میداند را تحتالشعاع قرار دهد. البته، دینکلیج با آن صورتی که قادر است کوچکترین تغییرات عصبانیت، انتظار و حسرت را نشان دهد حضوری جذاب جلوی دوربین دارد و نمیتوان تصور کرد چرا روکسان عاشقش نمیشود. اما به عنوان یک خواننده، قلب تپنده و اشعار کاراکترش را با آگاهی و تأثیرگذاری به نمایش میگذارد.
اشمیت، همسر دینکلیج، فیلمنامه سیرانو را با اقتباس از موزیکال خود نوشته و آنچه در منبع اصلی تبعیض جنسیتی به حساب میرود را مورد چالش قرار میدهد (در اصل، روکسان آنقدر باهوش نیست که متوجه شود دوست قدیمیاش است که این حرفهای عاشقانه را برای او نوشته است، همراه با این ایده که او آن آدم کودن و خوشقیافه را به سیرانوی رمانتیک و بااحساس ترجیح میدهد). این تغییرات در متن بدون آنکه تصور هیجانانگیز رایت از عشق یکطرفه را به خطر بیندازند، مورد استقبال واقع شدهاند.
و اگر مغناطیس کاری که او انجام میدهد هر چیزی را که در اطرافش در حال وقوع است تحتالشعاع قرار دهد، علیرغم اینکه فیلم دائماً در حال بالا بردن صدای موزیکال - تئاتر و خشم به بالاترین سطح ممکن است، اشکالی ندارد. شاید گاهی اوقات به نظر برسد این فیلم در پیدا کردن راهی برای گفتن موضوعی جدید درباره این اثر هنری محبوب و قدیمی که بارها و بارها بروزرسانی و تخریب شده و دوباره ساخته شده به مشکل برمیخورد. اما زمانی که ستاره فیلم، سمبل روابط جنسی، در گوش آن زمزمه میکند که چه بگوید و چه کار کند و اینکه چرا همین غم موجود در فیلم است که آن را لایق هیجانزده شدن میکند - اینها همان لحظاتی هستند که باعث میشوند این موزیکال راه خود را پیدا کند.
بازیگران مکمل فیلم ثابت میکنند گروه پر جنب و جوشی هستند، گر چه آن عمقی که دینکلیج به راحتی به سیرانوی قلبشکسته و وفادار میبخشد را ندارند. هریسون نقش کریستین را به خوبی و دقیق ایفا میکند. کریستین از ته قلب عاشق روکسان است اما نسبت به اینکه به سیرانو اجازه دهد بار زبانی کار را از روی دوشش بردارد به شدت دچار تضاد میشود. مندلسون در نقش شرور نفرتانگیز داستان کمی رک و بیادب است اما بنت (که در صحنه نمایش هم کنار دینکلیج حضور داشت) در نقش زن حساسی که خیلی دیر متوجه علاقه سیرانو به خود میشود، قلبها را به دست میآورد.
نقشآفرینیهای سرزنده بازیگران به خوبی انسانیت را به تصویر میکشند، آن هم در مرکز فیلمی که گاهی افراطهای نمایشی رایت - و به ویژه صحنههای مخصوص و بیش از حد استادانهاش - بر آن چیره میشوند. اما هیچ اشتباهی در مفهوم تراژدی سیرانو و سوگواری او برای معشوقانی که تقدیرشان نرسیدن است، وجود ندارد. بند “The National” کمک میکند این احساسات برانگیخته شوند اما دینکلیج آوازشان را به گوش میرساند.
منبع: اسکرین دیلی
مترجم: وحید فیض خواه
سیرانو Cyrano 2021
تاریخ اکران: 2 سپتامبر 2021
کارگردان: جو رایت
نویسنده: اریکا اشمیت
توزیعکننده: یونیورسال
بازیگران: پیتر دینکلیج، هیلی بنت، بن مندلسون، برایان تایری هنری، کلوین هریسون جونیور
فیلمبرداری: سیموس مک گاروی
تدوین: والریو بونلی
موسیقی: آرون دسنر، برایس دسنر
خلاصه داستان: فیلم «سیرانو» براساس نمایشنامهای از «ادموند روستاند» ساخته شده است و دربارهی «سیرانو» است که عاشق زنی زیبا به نام «رکسانه» میشود؛ اما او باور نمیکند که بتواند رکسانه را به سمت خود جذب کند؛ از طرف دیگر یک سرباز جوان، کریستین؛ هم عاشق «رکسانه» است. بنابراین «سیرانو» که دستی به قلم دارد به «کریستین» کمک میکند تا با نوشتن نامههای عاشقانه به عشق خود برسد.