«آخرین تولد» و یک تعلیق بیانتها و رها

زمانی که فیلم «آخرین تولد» به پایان رسید و چراغهای سالن روشن شد، معلوم بود حاضران در سالن انتظار چنین فیلم و پایانی را نداشتند، چراکه فیلم جای خوبی تمام نشد و میتوانست ادامه داشتهباشد و مخاطب را از ۸۵ دقیقه بلاتکلیفی نجات بدهد و به یک نتیجه حداقلی برسد، اما این اتفاق نیفتاد و تماشاگر در یک تعلیق اجباری رها شد.
«آخرین تولد» روایتی است از زمانی که طالبان دوباره در افغانستان به قدرت میرسد. این فیلم ربطی به پرده سینما ندارد و به دلیل ضعفهای اساسی در روایت و ساختار سینمایی نمیتواند اثری باشد که مخاطب با آن همراهی کند. به نظر میرسد آخرین تولد در حد یک تلهفیلم یا یک مستند گزارشی متوقف ماندهاست. هیچ گره یا رخدادی که بتواند باعث شکلگیری مؤلفههای سینمایی باشد در فیلم موجود نیست.
نوید محمودی که پیش از این آثار مختلفی درباره کشورش ساخته اینبار کوشیده با خلق فضایی هیجانی، تصرف کامل افغانستان را از سوی طالبان به تصویر بکشد، اما فیلم دچار نقصانهای فنی زیادی است. محمودی بیش از اینکه بتواند روایت خودش را به شکل سینمایی در بستر یک درام حادثهای به دور از احساساتگرایی مبتدیانه جلو ببرد، پشت پلانهای طولانی و در موازات آن دیالوگهای بیاساس پنهان شدهاست، بنابراین کارگردان نتوانسته بستر لازم را برای مهمترین رخداد کشورش با روایتهای سینمایی پیوند بزند. به همین منظور اساساً هیچکدام از آدمهای فیلم نه درک میشوند و نه ایجاد ترس آنها مسئله فیلم است. آخرین تولد در یک بلاتکلیفی مطلق گیر افتادهاست. تکلوکیشن بودن آن و لهجههایی که گاه متوجه آنها نمیشویم و لرزش بیش از حد دوربین، مخاطب را خسته میکند. دیالوگها نه میتوانند تأثیر دراماتیک داشتهباشند و نه مربوط به ژانر مورد نظر کارگردان هستند، نه ثریا شخصیت میشود و نه دیگر آدمهای فیلم، فضا به شدت شلوغ است. دیالوگها به نظر بداهه و البته بیدلیل است وقتی فیلمنامه مسیر درستی را طی نکند و فیلمساز جرئت نزدیکشدن به نیروهای طالبان را نداشتهباشد و نتواند فضای بیرون از خانه را نشان بدهد و وامگیری تصویریاش درست نباشد، درام شکل نمیگیرد. مواجهه مخاطب با فیلم در حد یک مستند گزارشی است که فقط باید دیالوگ گوش بدهیم و خبری از ایجاد رخدادهای تصویری نیست. اگر تصویر را از فیلم حذف کنیم، هیچ اتفاقی برای فیلم رخ نخواهد داد. در شرایطی که سینما یعنی تصویر و نشان دادن، چگونه محمودی با دوربین لرزانش فقط از این اتاق به آن اتاق میرود! از زمان ورود طالبان به افغانستان مستندهای مختلفی ساختهشدهاست، البته با بستری مناسب. فارغ از هر ترسی از جانب کارگردانش، اما در آخرین تولد چرا باید فقط به دیالوگهایی گوش بدهیم که کارکردی ندارند! اضافه کنید که میزان رابطه این آدمها هم مشخص نیست. فقط کنار هم هستند که چه شود؟ ظاهراً آخرین تولد با یک طرح یک خطی ساخته شده و مابقی سر صحنه به صورت ناقص شکل گرفتهاست. واکنش آدمهای فیلم نه میتواند منطقی باشد و نه باعث ایجاد یک جریان میشود. ۸۵ دقیقه رفت و آمد آدمها همراه با دیالوگهای بیسروته و گریه چیزی به فیلم اضافه نمیکند. حتی عِرق ملی هم وجود ندارد و همه میخواهند از دست طالبان فرار کنند و به اروپا بروند. آخرین تولد حتی مؤلفههای روایی یک اثر کوتاه را هم ندارد، چراکه مختصات ساختاری او از اساس بیمحتوا است. اینکه فیلمساز تصور کند با پلانهای بلند و با چند دیالوگ عاشقانه تقلبی توانسته یک اثر حماسی بسازد، سخت در اشتباه است. حتی بازیهای متوسط هم در آن دیده نمیشود. الناز شاکردوست انگار دارد در «شبی که ماه کامل شد» بازی میکند، البته با فن بیان مبتدیانه! کاش محمودی میتوانست وطنپرستی را از آثار مهم جنگی ما یاد بگیرد.