«عروسی مردم» درگیر حفرههای دراماتیک

در فیلم عروسی مردم خیلی زود متوجه شباهتهایی با فیلم قبلی مجید توکلی، یعنی متولد ۶۵ میشویم که این میتواند نکته کاملاً منفی برای اثر جدید او باشد، چراکه در تعریف یک خطی قصه همچنان باید قصه متولد ۶۵ را مرور کنیم.
دختر و پسری برای تفریح تصمیم میگیرند به عروسیهای مردم بروند؛ این خلاصه داستان عروسی مردم است که پس از چند سال فیلم نساختن رجوع به این قصه تکراری عجیب است. اگرچه متولد ۶۵ در زمان اکران توانست مخاطب خودش را به دست بیاورد که این موضوع به دلیل بکر بودن مضمون آن بود، اما عروسی مردم تکرار همان فیلم است. مخاطبی که برای عروسی مردم به سینما میرود به دلیل موفق بودن کار قبلی توکلی قصد دارد فیلم تازه او را ببیند، اما این تصمیم خودآگاهانه توکلی در ایجاد تکرار مضمون قبلی مخاطب را ناامید میکند. فیلم به مراتب با حفرههای عجیبی دست به گریبان است و گویا توکلی فراموش کرده که باید از مضمون و محتوای فیلم قبلیاش فاصله بگیرد. دلیل دیگر تکرار این ایده میتواند حضور نویسنده اثر باشد. اینکه چرا توکلی با جمیله دارالشفایی همکاری کرده در هالهای از ابهام است. در عروسی مردم همه چیز در سطح باقی میماند، مضمون کلی فیلم همان دروغگویی و افتادن این دو جوان در دام است، اما فیلمساز تصور کرده اگر پایان فیلمش را طوری شکل بدهد که تمام وقایع دیده شده خیال باشد، اینگونه میتواند به مخاطب رودست بزند که البته این نه رودست است و نه غافلگیری!
این سرکار گذاشتن مخاطب با قصهای است که اساساً نه فانتزی است و نه میتواند موقعیتهای ایجاد شده را مفرح جلوه دهد، چراکه از اساس موقعیتهای ایجاد شده از همان دقایق اولیه در خیال شیماست، پس چطور میشود ما نوید را به تنهایی در خیال یا تصور شیما ببینیم؛ این میتواند برداشتی غلط و ضدمنطق روایی باشد، یعنی اگر بگوییم در عروسی مردم به دلیل فانتزی بودن کلیت قصه به نوع روایت و ساختار رسیده است باز هم نمیتواند متقاعدکننده باشد، چراکه اساس روایت آن و قالبی که برایش در نظر گرفته شده، نهتنها کلیشه است، بلکه زمانی که فیلم به پایان میرسد، خیالی بودن تمامی رخدادها باعث میشود مخاطب فیلم را پس بزند از آن جهت که حتی قاعده و ساختار فیلم هم مانند نوید و شیما دروغگوست و مخاطبش را گول میزند. از سوی دیگر رخدادهایی که در فیلم پیش میآید به شدت کسالتآور است.
رفت و آمدهای نوید و شیما در تالار عروسی و دیدار آنها با زوج پیر نه به قصه چیزی اضافه میکند و نه میتواند باعث پیشروی درام باشد. اضافه کنید که بیخیالی نوید که اساساً بازی بد بازیگرش هم بیدلیل نبوده است، مخاطب را اذیت میکند و اینکه چرا کارگردان سعی ندارد از اتفاقات بیشتری استفاده کند حالا که قرار بوده همه چیز در قالب یک تخیل باشد.
توکلی میتوانست از اتفاقات و تعلیقهای بیشتر بهره بگیرد، شاید اینگونه میشد دنیای فانتزی قصه را درک کنیم، اما در شرایط کنونی فرار کردن این دو کاراکتر و استفاده از قرص زولپیدم میتواند یک اتفاقِ مرسوم باشد که شاید به عنوان یک رخداد واقعگرایانه میشد آن را پذیرفت. اضافه کنید که توکلی در اجرا هم کم گذاشته است، بهطور مثال حجم میهمانها آنقدر زیاد نیست که نشود شیما و نوید را پیدا کرد و در بعضی از پلانها مخاطب از بلاتکلیفی قصه خسته میشود.
هر چقدر که توکلی توانسته بود در فضای محدود فیلم قبلیاش اجرای قابل قبولی داشته باشد و بهطور قطرهچکانی درباره شخصیتهایش اطلاعات بدهد، اینجا ما هیچ چیزی از نوید و شیما نمیدانیم! بازیها هم نمیتواند متقاعدکننده باشد. بازی نازنین بیاتی مانند همیشه است و شکیب شجره انگار تحت تأثیر بازی هوتن شکیبا ایفای نقش میکند! عروسی مردم شروع جذابی دارد و این نوید را میدهد که قرار است با یک فیلم قصهگو مواجه شویم، اما این شروع جذاب فقط ۱۰ دقیقه طول میکشد.