بوش در آسیاب نقد

"دبلیو" (.w) ساخته الیور استون نویسنده و کارگردان نامدار آمریکایی است که موفقیتهای بسیاری از جمله دریافت دو جایزه اسکار در کارنامه اش دیده میشود. فیلم با نگاهی نقادانه و طنز آمیز به زندگی جرج واکر بوش رئیس جمهور ایالات متحده در سالهای 2001 تا 2009 میپردازد. زمان اکران فیلم قبل از انتخابات 2009 و با هدف تاثیر گذاری بر آن بوده است. (مطالعه این نقد پیش از تماشای فیلم توصیه نمیشود.)
در آغاز بوش(جاش برولین) در جمع حلقه سیاسی خود به نحوی بتصویر کشیده میشود که همواره دیک چینی معاون جاه طلب او در مباحثات حرف آخر را میزند. چینی با القای فوبیای تروریزم و سلاحهای کشتار جمعی پس از یازده سپتامبر دیدگاهای افراطی خود را به کابینه القا میکند و اشتهای سیری ناپذیرش برای تسلط بر ذخائر انرژی در جهان و گسترش امپراطوری آمریکا را از کسی پنهان نمیکند! به این منظور ایران، عراق و کره شمالی به عنوان محور شرارت معرفی میشوند و حمله به عراق در اولویت سیاست خارجی قرار میگیرد. کولین پاول وزیر امور خارجه با اکراه به سرگرم کردن جامعه جهانی در سازمان ملل مشغول میشود و جرج تنت رئیس سازمان سیا مدارکی دال بر ارتباط صدام با تروریزم و سلاح های کشتار جمعی ارائه میکند. دونالد رامسفلد وزیر دفاع به همراه معاونش پل ولفوویتز لشکر کشی به خاور میانه را سازماندهی میکنند و پرزیدنت بوش هم بی اعتنا به مخالفت ها در سخنرانی هایش هدف از جنگ را تامین امنیت و گسترش آزادی و دموکراسی در جهان عنوان میکند!
بوش در حالی جنگ عراق را از طریق تلوزیون میبیند که دارای درک چندانی از مصائب نظامیان آمریکایی و مردم عراق نیست و در اظهار نظری جالب به ژنرال تامی فرانکس توصیه میکند که یک موشک دو میلیون دلاری را به یک چادر ده دلاری و یا یک شتر نزند، امری که در جنگ افغانستان به دفعات اتفاق افتاد! ژنرال آمریکایی نیز وضعیت عراق را "گرمتر از سونای خشک" ارزیابی میکند!
فیلم با چند فلش بک به تحولات بوش در دوران جوانی می نگرد و نشان میدهد که چگونه تحت تاثیر سخنان یک کشیش از انسانی عیاش و خوشگذران به یک مسیحی متعصب تبدیل شده است. کارگردان این دگردیسی را به چالش میگیرد و احساسات مذهبی بوش را در راستای شخصیت خرافی و اسکیزوفرنیک او ارزیابی میکند!
فیلمنامه همچنین ریشه های شکل گیری شخصیت بوش را در نحوه ارتباط با پدرش جستجو میکند. در فیلم نشان داده میشود که چگونه بوش پدر (جیمز کرامول) مدام به جرج جوان سرکوفت میزند و برادرش جب را به رخش میکشد. به زعم فیلم همین مسئله عقده حقارت در دبلیو بوجود می آورد تا در دوران ریاست جمهوری با اشغال عراق و اتمام کار نیمه تمام پدر در عملیات طوفان صحرا خود را به اثبات برساند.
در پایان پس از اشغال عراق و پیدا نشدن سلاح های کشتار جمعی در حالیکه هیچیک از معماران جنگ در کابینه زیر بار ادعاهای دروغین خود نمیروند شخصی در حاشیه به عنوان مقصر معرفی میشود تا استعفا دهد و سر و صداها فروکش کند!
از آنجا که تصاویر بوش بارها در رسانه های مختلف پخش شده است، جاش برولین هنرپیشه آمریکایی میکوشد تا با رعایت جزئیات رفتاری بوش به ایفای نقش بپردازد و میتوان گفت که تا حدی موفق بوده است، اما حضور پررنگ او تقریبا در تمامی سکانسها باعث شده تا مجال کمتری به دیگران داده شود و مخاطب در فیلم با شخصیتهایی مواجه است که به میزان کافی به آنها پرداخته نمیشود و حتی به اشخاص واقعی بی شباهت هستند. به عنوان نمونه بخش عمده صحنه های مربوط به تونی بلر در مرحله تدوین و بازنگری حذف شده و حضور نخست وزیر وقت بریتانیا در فیلم مبهم و کمرنگ است.
"دبلیو" به لحاظ موضوع فیلمی بیوگرافیک است و در مضمون اثری ضد جنگ تلقی میشود، اما جنبه طنز آن بسیار برجسته است و در طول فیلم مخاطب را بارها به خنده می اندازد، تا جایی که بیننده گاه فراموش میکند که در حال تماشای یک کمدی سیاه است!