زندانی با زوایای پنهان

"کمپ ایکس ری" فیلمی محصول 2014 و به کارگردانی پیتر ستلر است. (مطالعه این نقد پیش از تماشای فیلم توصیه نمیشود.)
علی امیر(پیمان معادی) تونسی الاصل و ساکن آلمان، پس از وقایع یازده سپتامبر به ظن دست داشتن در اقدامات تروریستی دستگیر میشود و به زندان مخوف گوانتانامو منتقل میشود. بازداشتگاه گوانتانامو در پایگاه تفنگداران نیروی دریایی و در اراضی اشغالی کوبا ساخته شده که به دلیل قرار گرفتن در خارج از مرزهای ایالات متحده مشمول قوانین آن کشور نمیشود و زندانیان آن از تمامی حقوق قانونی و مدنی خود محرومند. این زندان برای نگهداری مظنونین به انجام حملات تروریستی مورد استفاده قرار گرفته اما به دلیل استفاده از شکنجه و شرایط غیر انسانی بارها مورد انتقاد رسانه ها و فعالین حقوق بشر قرار گرفته است. باراک اوباما رئیس جمهور سابق آمریکا در جریان کارزار انتخاباتی خود وعده تعطیلی آنرا داد امری که تاکنون به طور کامل تحقق نیافته است.
سکانس آغازین فیلم علی را با چند گوشی موبایل در خانه اش نشان میدهد که میتواند دلیلی بر تروریست بودن او باشد، اما پیشرفت زمان قضاوت درباره اش را دشوار میکند و در ادامه مخاطب او را مسلمانی معتقد و تحصیلکرده میبیند که بیگناه به زندان افتاده است. در حالیکه هشت سال را در سخت ترین شرایط بازداشت سپری کرده با یاس و نا امیدی عمیقی مواجه شده و وقت خود را با دعا و مطالعه کتاب و شوخی با سایرین میگذراند. علی که تمامی ابعاد هویت انسانی اش به "بازداشتی 471" تنزل یافته با تسلطی که به زبان انگلیسی دارد میکوشد با زندان بان جدید خود ایمی کول(کریستین استوارت) که او را بلوندی می نامد دیالوگ برقرار کند: توهین و جدل و حتی ریختن ظرف مدفوع به روی ایمی که به تنبیه سخت او منجر میشود تنها راه درک و دیده شدن در آن شرایط است که به گفتگو و دوستی آن دو می انجامد. در نتیجه این ارتباط علی روحیه از دست رفته اش را احیا میکند و عشق به زندگی را مجدد تجربه میکند! ایمی دختر جوانی که به دلیل انزواطلبی و افسردگی عضو ارتش آمریکا شده خام و بی تجربه است اما پس از آشنایی با علی دچار تحول شده و به هویت و بینش جدیدی در زندگی میرسد.
فیلمنامه میکوشد تا دگردیسی در شخصیتها را به شکلی منطقی و واقع بینانه بازتاب دهد و به همین دلیل از هرگونه شعارزدگی و قهرمان پروری پرهیز میکند. به زعم فیلم در جوامع مدرن هویت ها در بستر قومیت، فرهنگ و ملیت ها شکل میگیرد که ریشه اختلاف و نزاع میان انسانها است. در حالیکه علی و ایمی هر دو به دلیل این رابطه مورد هجمه اطرافیانشان قرار میگیرند، گفتگو و تفاهم میان آنها نشان میدهد که عشق و علاقه در نفس انسان دارای اصالت است و بشریت از هر مذهب و نژادی که باشد میتواند به وجوه مشترکی دست یابد.
کارگردان با بازتاب روایتهای معمول در زندان به نحوی زیرکانه زمینه نفوذ به شخصیتها را فراهم میکند و مخاطب را به آرامی با مضمون داستان آشنا میکند. فیلم بسیار جدی و واقعگرایانه به جلو میرود و نمیتوان وقوع حادثه ای چون آزادی علی و ازدواجش با ایمی را در پایان داستان انتظار داشت!! سکانسهای پایانی فیلم چنان با احساسات درونی شخصیتهای داستان پیوند میخورد که مخاطب برای هضم آن به فکر فرو میرود!