جستجو در سایت

1396/08/13 00:00

لقمه ای بزرگتر از دهان

لقمه ای بزرگتر از دهان

 رامبد جوان باید بداند که تلفیق سبکهای سینمایی، جدیتی فراتر از بازیگوشی و صحنه آرایی میخواهد. فیلم پیچیده و چند لایه ساختن هم حداقل قصه ای پیچیده  میخواهد، کاراکترهای پیچیده میخواهد، گره ها و گره گشایی های پیچیده  میخواهد.
نگار فیلمی سطحی است که زور میزند متفاوت و پیچیده باشد اما فقط سطح ناچیزی  از دو گونه سینمایی (فراواقعی یا توهم انگار) و ( جناحی و اکشن) را با  وصله و پینه به هم چسبانده است.
 فیلم (توهم انگار) به شدت وابسته به حسها و درونیات شخصیتهاست اما فیلم  فاقدشخصیت پردازی است.  ریشه این همه توهم نگار از کجاست؟ اگر از طرف  کاراکتر پدر است که خوب پس چرا پدر و انگیزه هایش این قدر گنگ است و هیچ  پیشینه ای از او نیست. روند تحول کاراکتر نگار هم قابل درک نیست چون روند  تدریجی این تحول به درستی ترسیم نمیشود و خیلی سریع نگار شجاع، قلدر و همه فن حریف می شود.
اما سبک جناحی و اکشن فیلم حتی سطحش پایین تر است و گاهی مضحک می  نماید.جالب است که فیلمساز تمام گره های ریز و درشت فیلم را با وام گرفتن  از همان ایده های توهم زای  ناقص و ناکارامدش باز میکند این بیش از آنکه  خلاقیت باشد شیره مالیدن سر مخاطب است و لاپوشونی ناتوانی در گره گشایی.  قطب های منفی هم مثلا ظاهر جنایتکارهای زرنگ را دارند اما به شکل احمقانه  ای توسط دختری که تازه اسلحه به دست گرفته قلع و قمع میشوند. و این پایان  هندی وار نتیجه ی لقمه ی بزرگتر از دهان گرفتن است آقای جوان.