جستجو در سایت

1395/11/23 00:00

فیلم خفه گی

فیلم خفه گی

جیرانی با آخرین فیلمش رجعتی داشته به همان سبکی که علاقه‌ی اوست و با آن، «قرمز» را ساخت؛ منتها، در خفه‌گی با ریتمی کُند و پرداختی متفاوت، فیلمی سیاه‌سفید را جلوی دوربین برده؛ فیلمی که بشدت یادآور سینمای اروپای شرقی‌ست. فضای اغلب سیاه و تاریک، بارش مداوم برف و قطعی برق می‌توانست در این سینمایی که مبتلای ویروس سوژه‌های اجتماعی شده، در ژانر تریلر سینمای ایران را بارورتر کند اما جیرانی جز در چند سکانس معدود، خواسته یا ناخواسته به چنین سمت و سویی حرکت نمی‌کند. با این‌حال، به‌گونه‌ای ساختار فیلم را چارچوب‌بندی کرده تا طراحی صحنه و لباس، موسیقی متن و مهم‌تر بازی‌ها (خاصه حضور بازیگرانی که متفاوت از تیپ‌های قبلی‌شان جلوی دوربین می‌روند) همسو با فیلمنامه باشند. از سوی دیگر، لوکشین و شخصیت‌های فیلم به هیچ‌وجه نمی‌توانند نمود بیرونی و وطنی داشته باشند؛ به همین‌خاطر ساختن فیلمی لامکان و لازمان برای چنین فضایی، متناسب‌تر می‌نمود. درواقع، هرچند حوادث فیلم در تهرانِ حالِ حاضر، اتفاق می‌افتند؛ اما مکان‌ها، بارش برف شدید و آدم‌ها دارای کمترین انطباقِ بیرونی با جامعه‌ی ایرانی هستند. شاید، عمده دلیل چنین امری متاثر بودن فیلمساز از مهد این‌گونه فیلم‌ها، یعنی اروپای شرقی‌ست؛ خاصه پخش آهنگی خارجی (به گمانم از تام جونز) بیشتر چنین حسی را القا می‌کند. از دیگرسو، دکوپاژ و قاب‌بندی‌ها بسیار دقیق و متناسب با مدیوم سینما طراحی شده و با فیلمی مواجه هستیم که باید آن‌را روی پرده تماشا کرد. مضاف‌بر این‌که جز معدود فیلم‌هایی‌ست که موسیقی متن آن، فالش نمی‌شود و درست همان‌جایی که باید، در خدمت فضای حسی هر سکانس، قرار می‌گیرد. علاوه‌بر این موارد، خفه‌گی از نظر محتوا می‌تواند فیلمی ضد زن باشد چرا که زنان فیلم، هر یک به نوعی تحت سیطره و سلطه‌ی مردان قرار دارند و منفعلانه بازیچه‌ی تصمیمات مردان قرار می‌گیرند.