جستجو در سایت

1396/09/26 00:00

ساعتِ ۵ عصر یا امتدادِ ساعتِ خوش؟

ساعتِ ۵ عصر یا امتدادِ ساعتِ خوش؟

 

 بی‌شک، وقتی نام مهران مدیری را می‌شنویم ذهن‌مان پرتاب می‌شود به سمت سال‌ها خاطره‌ای که از سریال‌هایش در ذهن‌مان نقش بسته؛ اما مدیری پس از سال‌ها آزمون و خطا در تلویزیون و شبکه نمایش خانگی این‌بار و برای اولین مرتبه خیز برداشته به سمت مدیومِ سینما و داستانِ وکیل میان‌سالی را روایت می‌کند که در یک صبح برفیِ آذرماه و در سکوتی دل‌چسب از خواب بیدار می‌شود اما ناگهان تلفن بانک و قسط عقب‌اُفتاده‌ای که تا ساعت ۵ عصر باید واریز شود برای او یک روزِ پر از دردسر را رقم می‌زند.

 مدیری در اولین تجربه سینمایی‌اش، سراغِ فیلمی بدونِ قصه و با سکانس‌های شلوغ رفته و با همان سیامک انصاریِ کلیشه‌ای سریال‌هایش روبه‌روایم. منتها، مدیری دست‌کم در سریال‌هایش کاملاً رو بازی می‌کرد و معلوم بود که با طنز مواجه‌ایم اما اینجا ملغمه‌ای‌ست از جد و طنز؛ طنزش نه طنزِ تلخ است و نه طنزِ روانِ همیشگی و گاه با موقعیت‌های کُمیکِ سطحی، بی‌آنکه متکی بر دیالوگ‌ها باشد پی خندانِ مخاطب برمی‌آید؛ از دمِ دستی‌ترینِ این شوخی‌ها سکانسی‌ست که سیامک انصاری، عریان از حمام بیرون می‌زند در حالی‌که کُل اندامش پر از کَف است! نزول در این حد از مواجه با طنز، اُفول در خلق موقعیتِ کمیک را به وضوح عیان می‌سازد.

 گذشته از این، اگر ادعای کارگردان را مبنی بر این‌که فیلمی جدی ساخته را پذیرا باشیم، در این‌صورت چطور می‌شود شخصیتِ وکیلِ نقشِ اول فیلم را باور کرد؟ آدمی تا بدین‌حد پخمه و زودباور؟ آدمی که حتی نمی‌داند با یک قسطِ معوقِ بانکی خانه‌اش مصادره نخواهد شد و مثلاً هم حقوق خوانده! با شخصی مواجه‌ایم که گویا تا به کنون با مردمِ جامعه‌اش مراوده نداشته و اینک در یک روزِ پر ماجرا، پا را از خانه بیرون نهاده و قرار است به یک‌باره بی‌فرهنگی همسایه‌ها، هرج و مرج بیمارستان، فاصله طبقاتی در مراسمِ تدفین، اعتراضات کارگری و شلوغی مترو را به نقد بکشد. همین است که قصه چفت و بست ندارد و گرنه تا ساعت‌ها می‌شد با افزودنِ سیاهه مشکلات، توالی حوادث را ادامه داد بی‌آنکه نخِ تسبیحی این خُرده‌قصه‌ها را به هم پیوند بزند. همین سکانس‌های تکه تکه، باعث شده برای اینکه کارگردان خیالش را از شخصیت‌پردازی خلاص کند برود سراغ تیپ‌سازی: زنی شکاک، همسایه‌ای بی‌شعور، معتادِ شیشه‌ای و تمام آنانی که در فیلم حضور دارند فرصتی برای بدل شدن به شخصیت، ندارند.

 اولین فیلم سینمایی مدیری جز سکانس‌های شلوغ و لوکشین‌های متعدد هیچ ارزش افزوده دیگری مازاد بر سریال‌هایش ندارد و لابد اگر بودجه سریال‌های تلویزیونی کفاف می‌داد همین فیلم را می‌توانست داخلِ یکی از نودقسمتی‌ها بگنجاند.

 با این‌حال، سوای تمام نقدهای وارد بر فیلم از محاسنِ فیلم‌سازی مدیری آن است که سراغِ لودگی و هزل‌سرایی نمی‌رود و در این اولین تجربه سینمایی هم برای گیشه به سمتِ ابتذال حرکت نکرده است آن در هم در زمانی که در سینمای ایران ساختن طنز مساوی شده با فحش‌های رکیکِ کمر به پایین، دست‌کم فیلمِ ساعت ۵ عصر، در این باتلاق فرونرفته است.