جستجو در سایت

1400/11/27 00:00

یک سرگرمی باشکوه و لذت‌بخش

یک سرگرمی باشکوه و لذت‌بخش

ترجمه اختصاصی سلام سینما

یکی از سؤالات متداول منتقدان درباره بازسازی فیلم قتل در قطار سریع‌السیر شرق (2017) اثر کنت برانا این است که چرا؟ با اینکه این فیلم (برگرفته از رمانی به قلم آگاتا کریستی) خود را به عظمت و غنای نسخه اورجینال سال 1974 اثر سیدنی لومت نزدیک کرد، اما جذابیت و هیجان تماشای ستاره‌ای در لباس‌های پر زرق و برق دهه 1930 به عنوان قاتلی که یکی پس از دیگری از تعداد بازیگران کم می‌کند، به وسیله تصاویر کامپیوتری و مصنوعی و خودشیفتگی نابجای برانا در نقش هرکول پوآرو، کارآگاه باهوش بلژیکی، از بین رفت. با این حال گویا این مسائل برای مخاطبان اهمیتی نداشت و فیلم در سراسر جهان 352 میلیون دلار فروش کرد.

خبر خوب در مورد بازگشت برانا به آرشیو داستان‌های پلیسی کریستی با مرگ بر روی نیل این است که گر چه این فیلم در استودیوهای بریتانیا ساخته شده اما این تور اسرارآمیز و مرموز مخاطب را بیشتر به هیجان درمی‌آورد. قرار دادن کاراکترهای آراسته و پرزرق و برق در مقابل اهرام باستانی جیزه، مجسمه‌های عظیم ابو سِمبِل یا روی عرشه‌های پهناور یا در سالن‌های آرت دکو و لاکچری یک کشتی چرخ پره‌ای - و مثل فیلم قبلی، فیلم‌برداری در فرمت بسیار عالی 65 میلی‌متری - همه اینها حداقل کاری که می‌کنند این است که فیلم چشم‌نوازی را می‌سازند.

نویسنده فیلم مایکل گرين اين بار هم مثل گذشته بخش بزرگی از طنز فيلم را فدای حفر پوستۀ نفوذناپذیر پوآرو می‌کند. این کار با پیش درآمد سیاه و سفیدی از جنگ جهانی اول آغاز می‌شود که در آن قدرت استنباط یک سرباز جوان، هنگ او را در یک مانور از مرگ حتمی نجات می‌دهد. "تو باهوش‌تر از آنی که کشاورز باشی." این جمله کاپیتانِ پوآرو به او پیش از متلاشی شدنش در انفجار است.

از دست دادن کاپیتان و نتیجۀ غم‌انگیزی که عشق شدید به آن سال‌ها با خود به همراه داشت، موجی از غم و اندوه را در شخصیتی غالباً گوشه‌گیر و زودرنج اما همواره دوست داشتنی ایجاد کرد. در اینجا مرگ شخصیتی که پوآرو علاقه زیادی به او داشت، به تصویر این مرد باهوش می‌افزاید.

اینکه به احساسات پنهان‌شده پشت آن سبیل معروف - که البته داستان پشتش را هم خواهیم فهمید - واکنش نشان دهید یا نه به این بستگی دارد که می‌خواهید پوآرو چه جور آدمی باشد: باهوش، شکننده و خنثی نسبت به شرایط یا آسیب‌پذیر و نرم‌شده با غم. برای بعضی از ما که با علاقه از نسخه باشکوه سال 1978 جان گیلرمین یاد می‌کنیم، حین تماشای نسخه برانا دائم در حال نق زدن خواهیم بود. با اینکه این نسخه به سطح داستان‌سرایی و طراحی نسخه اصلی رسیده اما برخی قسمت‌های جالبش را از میان برداشته است.

پوآرو برای اولین بار در سال 1937 در کلوبی در لندن با سه نقطۀ یک مثلث عشقی سرنوشت‌ساز در قلب داستان روبرو می‌شود. در حین اینکه شکم‌پرستی‌اش او را بر انتخاب دسر متمرکز کرده است، متوجه ژاکلین دی بلفورت (اما مکی) می‌شود که با شور و اشتیاقی افسارگسیخته مشغول رقصیدن با نامزدش سیمون دویل (آرمی همر) است، اما زمانی که ژاکلین سیمون را به دوست مدرسه‌اش لینت ریجوی (گل گدوت) معرفی می‌کند، متوجه حبابی در رابطه بین ژاکلین و سیمون می‌شود. لینت وارث بسیار ثروتمندی است که با آن پیراهن نقره‌ای‌اش ورود بسیار خوبی را رقم زده است.

بازیگر برجستۀ این کلوب، نوازنده گیتار و خواننده جاز، سالومه اوتربورن (سوفی اوکوندو) است که از سیستر رزتا ثارپ الگوبرداری شده و از آوازش در فیلم استفاده شده است. تغییر شخصیت سالومه که در اصل در رمان کریستی و فیلم 1978 (با بازی آنجلا لنسبوری) یک رمان‌نویس ژانر عاشقانه بود، یکی از ابداعات خوب گرین، فیلمنامه‌نویس فیلم است. اوکوندو به بهترین شکل این نقش را ایفا کرده، وارد هر سکانسی می‌شود به آن انرژی می‌بخشد و در تعاملاتش با پوآرو هم هیجانی تزریق می‌کند.

سالومه، به همراه دختر برادرش رزالی (لتیتیا رایت) که مدیر برنامه‌های اوست، شش هفته دیگر نیز برای عروسی سیمون و لینت در هتل مجلل کتراکت در شهر اسوان حضور خواهند داشت. گویا این دو ژاکلین را از بازی کنار گذاشته‌اند.

این تغییر به طرز جالب توجهی بازتاب خاطره‌ای از دوران مدرسه این دو زن است؛ آن زمان که ژاکلین پس از حضور لینت در تمرین‌های نمایش آنتونی و کلئوپاترا، از نقش اصلی به خدمتکار تنزل یافت. یادآوری کامل دیالوگ‌های شکسپیر در نمایشنامه توسط لینت نشان می‌دهد که او تا چه اندازه به بازی نقش ملکه در هر موقعیتی عادت کرده است. هدیه عروسی او به خودش گردنبندی درخشان با سنگ‌های بسیار بزرگ بود که بیشتر به مجموعه جواهرات سلطنتی تعلق داشت.

ژاکلین با تقلید از ورود توجه‌برانگیز گدوت، با پیراهنی قرمز - طلایی و زیبا سرزده به مجلس عروسی رفته و مهمانان را مبهوت می‌کند. مکیِ تازه‌وارد و ستودنی (بازیگر سریال آموزشی نتفلیکس) از نسخه 1978 این شخصیت فاصله گرفته و به جای زنی هیستریایی و غمگین (با بازی میا فارو)، ژاکلین را به زنی خطرناک تبدیل کرده است. حضور بدون دعوت او و هفت‌تیر شیک و 22 کالیبری که در کیفش قرار دارد، این موقعیت را برای پوآرو که در آنجا در حال گذراندن تعطیلاتش است به تصادفی سودمند تبدیل می‌کند.

جایی که فیلم جدید در مقابل نسخه قبلی خود رنگ می‌بازد آنجاست که همه مهمان‌ها این زوج جدید را در سفری به نیل با کشتی فوق‌العاده اس.اس کارناک همراهی می‌کنند. می‌شد کاراکترها جزئیات بیشتری داشته باشند. انگیزه‌های مختلف نیز همین‌طور - انتقام، پول، حسادت - انگیزه‌هایی که همه آن افراد را با بیشتر شدن جنازه‌ها، به لیست مظنون‌ها اضافه می‌کند. قومیت و تمایلات جنسی نیز در میان انگیزه‌ها وجود دارند، گر چه آن‌قدر سطحی‌اند که بخار زیادی از آنان بلند نمی‌شود.

طرح‌های داستانی کریستی پر از پیچ و تاب‌های بیزانسی و آشکارسازی‌های شوک‌برانگیزاند اما باید مثل عقربه‌های ساعت پیش رفته و به هر کاراکتری نقش مشخصی در هر سناریو داده شود. فیلمنامه گرین دائماً در قسمت‌هایی که باید کلیدی باشند شتاب‌زده یا مبهم به نظر می‌رسند. از این نظر، فیلم ۱۹۷۸ با نویسندگی آنتونی شافر که استعداد خود را در پازل‌های قتلی با فیلم کارآگاه به اثبات رساند، برتر است.

در بین کاراکترهایی که در عروسی و سفر پردردسر بعدش حضور داشتند میتوان خدمتکار لینت، لوئیز (رز لزلی) که کارفرمایش در از بین بردن احتمال ازدواج او نقش داشت؛ دکتر اعیانی، لینوس ویندلشم (راسل برند) که زمانی نامزد لینت بود؛ پسرخاله عروس، اندرو (علی فضل)؛ وکیل قدیمی خانواده ریجوی؛ مادرخوانده عجیب و غریب لینت، ماری ون شویلر (جنیفر ساندرز) که به ثروت و مزیت‌هایش به دلایل سیاسی پشت پا می‌زند و پرستار و رفیق ۱۰ ساله‌اش، باورز (داون فرنچ) را نام برد که فقرش ذائقه‌ او را برای چیزهای ظریف‌تر کمرنگ نکرده است.

تام بیتمن از قطار سریع‌السیر برانا و در نقش دست راست جذاب پوآرو، بوک برگشته است که برنامه‌های ازدواجش با خواست مادر هنرمندش یوفیمیا جور درنمی‌آید. این کاراکترِ تازه‌ خلق‌شده را آنت بنینگ با سلیقه و نگرشی مستبدانه بازی می‌کند، گر چه در طرح داستان بیشتر عنصری بیگانه حس می‌شود تا بخش جدایی‌ناپذیر آن.

فیلمنامه گرین به قدری مصرانه بر پوآرو و آن سه نفر در مرکز معما متمرکز است که گروه بازیگران انسجام خود را از دست داده و بسیاری از آنها در میان لوکیشن‌های عجیب و غریب - یا بازسازی‌های خیلی دقیق جیم کلی، طراح تولید فیلم، از آنها گم شده‌اند. تنها سالومه و رزالی حضوری جالب توجه دارند و برخی از پر آب و تاب‌ترین سکانس‌ها از آنِ اوکوندو و رایت شده‌اند. تماشای فرنچ و ساندرز کنار یکدیگر بسیار لذت‌بخش است، با اینحال، و حتی اگر هیچ کس نتواند با شوخی‌های خوشمزه و انتقادانه بت دیویس و مگی اسمیت در نسخه 1978 برابری کند، این زوج کمدین انگلیسی استعداد مورد استقبالی برای جوک‌های کوتاه و فی‌البداهه دارند.

در مورد عناصر اصلی فیلم، برانا غرایز بیش از حد اغراق‌آمیز خود را با پیام‌هایی ظریف و پراحساس متعادل می‌سازد که مطمئناً دیدگاه متفاوتی را نسبت به کاراگاه مورد بحث فیلم ارائه می‌دهد. لینتِ گدوت الهۀ خوش‌پوشیست‌ که علیرغم راحتی و استحقاق همیشگی خود دلسوز باقی مانده است. مکی به طرز ماهرانه‌ای غرور بظاهر زخم‌خوردۀ خود را با تصمیمی بی‌رحمانه متعادل می‌کند. سیمونِ همر نیز جذابیت مناسبی دارد اما نسبت به دو رقیبی که برای عشقش می‌جنگند هوش کمتری دارد.

اتهاماتی که در رابطه با تجاوز به همر زده‌اند با تغییرات مکرر در تاریخ اکران، نگرانی‌های زیادی را برای دیزنی به وجود آورده است. با اینکه او تقریباً در تریلر نبود اما نشانه‌ای از کم کردن نقش او در کات نهایی فیلم وجود ندارد. 

این فیلم به اندازه کافی رضایت‌بخش است، هرچند بیشتر یک سرگرمی باشکوه و قدیمی به حساب می‌آید تا معمایی شیطانی و هوشمندانه. دوربین هریس زامبارلوکاس در ترکیب‌های عریض و فوق‌العاده، فضاهای داخلی زیبا و محیط‌های باشکوه مصر را با هدف و طعنه‌ای دنبال می‌کند که غالباً در طرح داستان فیلم که باید محکم‌تر و دقیق‌تر می‌بود وجود ندارد. برانا با نشان دادن تمساحی که در سواحل نیل از آب بیرون می‌پرد تا پرنده‌ای را بین دو آرواره‌اش گیر بیندازد، استعاره‌ای نامحسوس از کارهای ناپسندی که قرار است در آینده رخ دهد ایجاد کرده است. این بازسازی علیرغم لذت‌های زیادی که با خود به همراه دارد، با آن نیش بی‌رحمانه همیشگی عمل نمی‌کند.

منبع: هالیوود ریپورتر

مترجم: وحید فیض خواه


مرگ بر روی نیل Death on te Nile (2022)

تاریخ اکران: 11 فوریه 2022

کارگردان: کنت برانا

نویسنده: مایکل گرین

توزیع‌کننده: استودیوی قرن بیستم

بازیگران: کنت برانا، تام بیتمن، آنت بنینگ، راسل برند، علی فضل، داون فرنچ، گل گدوت، آرمی همر، رز لزلی، اما مکی، سوفی اوکوندو، جنیفر ساندرز، لتیشیا رایت 

فیلم‌برداری: هریس زامبارلوکس

تدوین: اونا نی دونگاییل

موسیقی: پاتریک دویل

خلاصه داستان: کارآگاه هرکول پوآرو، در یک سفر دریایی در تعطیلات، مسئولیت حل پرونده قتل یک زن جوان که در این کشتی کشته شده‌است، را برعهده دارد.