شما اصغر فرهادی نیستی

یک ماجرای اپیدمی در کشور در سالهای گذشته اتفاق افتاده که به شدت آزار دهنده است وآن از دست دادن استقلال کارگردانان و رونویسی دیدگاه عزیزان سازنده فیلمها از روی دست اصغر فرهادی است.
خنده دار نیست؟...شما با فیلمی سرتاسر سوال روبرو هستید ولی نه سوالهای درست...سوالهای اشتباه...سوالهایی که نود دقیقه انتظار پاسخگویی آن توسط کارگردان را داری و در نهایت با خنده از روی حرص مجبور به ترک سالن میشوی...چطور توانستی حفاظت گوشی ایفون را از بین ببری؟...همه مردم آمریکا را انگشت به دهان گذاشتی اقای کارگردان...چند وقت پیش در ایالت متحده مردی قتلی مرتکب شده بود و پلیس به کارخانه آیفون التماس میکرد که حفاظت(security) گوشی مرد تبهکار را از بین ببرید که ما ببینیم با چه کسانی همدست است...بعد از دیدن این فیلم اف بی آی گوشی را با پست فدکس به ایران فرستاد تا احمد موبایلی رمز گوشی را باز کند...
مرد،ما را چه چیزی فرض کردی که نود دقیقه محمدرضا فروتن را ساکت و صامت در لوکیشن میگردانی و همه امت فیلم را حرص میدهی....آقای من...صحبت کن...بگو بیگنهای...مگر امکان دارد کسی که بیگناه است فقط دیوار را نگاه کند؟...خواهش میکنم منظور نویسنده از دیالوگی که بین ساره بیات وهدیه تهرانی رد وبدل شد را در کنفرانسی،چیزی به جماعت فیلم بین بگویید؟...چرا حالا که تو زندگی مرا خراب کردی منم زندگی تو را خراب میکنم؟...
با یک چرخه بسیار مبتذل طرفیم...چرخه ای که هرچقدر سرمان را اینور و آنور میکنیم هیچ چیز غیر از سردرد نصیبمان نمیشود...توهمات فرهادی شدن جناب کارگردان و بازی به شدت بد محمدرضا فروتن که جدیدا هم یاد گرفته سرش را به شکل بدی تکان میدهد و احساس میکند که خیلی حس عجیبی را دارد به ما منتقل میکند...تنها نقطه قوت شات های فیلم هم آزرنگ عزیز است که به ما نشان داد چقدر میتواند در یک منجلاب به شدت بد؛خوب باشد.
عزیز نویسنده...احتمالا احساس میکنی یک چرخه معمایی بی نظیر را طراحی کردی...خواهش میکنم...خواهش میکنم....خواهش میکنم...یک بار خودت به سینما برو و چیزی که نوشتی را ببین...شاید بهتر باشد سبک خودت را عوض دوست من...شما اصغر فرهادی نیستی.