جستجو در سایت

1395/11/18 00:00

مرد ستیزی

مرد ستیزی

داستان فیلم آذر از همان ابتدا بنحوی آغاز میشود که شخصیت آذر را در قالب یک موتور سوار ماهر نشان میدهد که در پیست مشغول به موتورسواری است و شاید با اینکار در پی معرفی قهرمان داستان است . داستانی که به شدت مردان را سیاه و پلید و به همان شدت زنان را خوشرو ، صبور، همنوع دوست و در کل مجموعه ای از خصایص مثبت نشان میدهد . در طول فیلم انواع بلاها و تهمت ها که تمام آنها از طرف مردان اطراف شخصیت آذر است به او تحمیل میشود . شخصیت عموی شوهر آذر که بشدت از آذر متنفر است در طول فیلم بسیار منفور است و بارها به آذر ناسزا میگوید ، او را مورد تهمت قرار میدهد و حتی شیشه مغازه آذر(با بازی نیکی کریمی) را میشکند و شوهر آذر را از زندان آزاد نمیکند . شخصیت صابر (با بازی هومن سیدی) که پسر عموی شوهر آذر است در طول فیلم پول شوهر آذر را بالا میکشد و بنابراین این شخصیت نیز منفی است . حتی در طول فیلم ، شوهر آذر که امیر نام دارد (با بازی حمیدرضا آذرنگ) گرچه که در ابتدای فیلم عاشق آذر است اما از اواسط فیلم خودش منشا تهمت به آذر میشود و بنابراین او نیز شخصیت منفی پیدا میکند . گویا این شخصیتهای اصلی برای نشان دادن ظلم و ستم به یک زن هنوز کم بوده اند که نویسنده در طول فیلم دو مرد دیگر را که هر کدام فقط یک سکانس بازی میکنند را بطور جداگانه می آورد که یکی با ماشین به موتور آذر تصادف میکند و در صورتی که خودش مقصر است به آذر میگوید تو مقصری و او نیز یک مرد منفی دیگر داستان میشود و در صحنه ای دیگر مرد دیگری که پژمان جمشیدی آن را بازی میکند شخصیت آذر را با زن بدکاره ای اشتباه گرفته و او را دعوت به داخل خانه میکند و حتی بعد از آنکه متوجه اشتباه خود میشود باز هم قصد گرفتن شماره از آذر را دارد و او نیز به کوله بار مردان منفی فیلم اضافه میشود .

از طرف دیگر آذر شخصیت صبوری است که تمام تهمت های مردان اطرافش را بجان میخرد ، در مقابل عموی شوهرش از خود دفاع چندانی نمیکند ، در مقابل تهمت شوهرش هم صحبتی ندارد و از خود دفاع نمیکند و در کل در مقابل هیچ یک از ناملایماتی که مردان اطرافش بر سرش میاورند هیچ سخنی نمیگوید و گویا این زن مظلوم ترین فرد کره زمین است و قرار است همه ظلم ها را به او روا کنند . همینطور سایر زنان در این فیلم زنان خوبی هستند و حتی نکته های منفی کوچکی هم ندارند . بطور مثال مادر شوهر آذر با او چنان رابطه خوبی دارد که گویا از مادر به او نزدیکتر است . 

این شکل داستان گویی یکطرفه و روا داشتن ظلم همه مردان به یک زن بنظر روش جالبی در جذب مخاطب ندارد و شاید این روش داستان گویی پیش از این در سریال های تلوزیونی مثل ستایش و هشت و نیم دقیقه قبلا اتفاق افتاده و هم برای مخاطب داستانی تکراری است و هم بشدت یکطرفه است و باور پذیری آن را کم میکند . در یک جمله میتوان گفت این فیلم بطرز غیر قابل باوری مردان را منفی و زنان را مثبت نشان میدهد .