"تفریق" کابوس شبانه

"تفریق" کابوس شبانه
گاهی اثری سینمایی فارغ از بررسی پرسش و پاسخ های منطقی به گونه ای دیگر از دو دو تا چهارتای عقلانی در روایت می رسد.
فیلم "تفریق" مانی حقیقی شاید بتواند لایه ها و تنش های درونی آدمها را به گونه ای فانتزی و نامانوس به چالش بکشاند و از خلال آن به تحلیلی روانشناختی یا حتی اجتماعی برسد ولی برای بیننده ای که به دنبال تعریفی مشخص از داستان روایی با تمام معیارهای عرفی و قانونی آن هم در چارچوب فرهنگ بومی خویش می باشد، این حجم از بهم ریختگی مضمونی بیش تر تداعی خواب های پریشان شبانه می باشد
داستانِ شباهت غیرقابل باور زوجی با زوجی دیگر که پس از پی بردن به این قضیه، زندگی آن ها دچار تغییرات پیچیده ای میشود، شاید در نگاه اول جذاب و معمایی به نظر بیاید، ولی آن گاه که این اتفاق رابطه ی دو زوج را دچار تَرَک می کند و شکل دیگری از ارتباط را میان آنها می سازد، رفته رفته قصه را پریشان تر نموده و مخاطب را در عمق خیال پردازی های بی اساس و منطقش رها می کند.
پر واضح است که بخشی از زندگی ما گاه از کانال کابوس های شبانه و تشویش های بیداری می گذرد و با چیزی که ما به نام منطق داستان در آثار هنری و تصویری جویای آن هستیم، همخوانی پیدا نمی کند؛ ولی شاید زیاد هم بد نباشد که گاه بی توجه به روایت آنچه که باید باشد، به نوشته ی چند خطی و آشفته ی آنچه که پیش آمده، نگاهی انداخت و ابعادی دیگر از اتفاق های به ظاهر نامعقول را در پنهانی ترین سطور زندگی خویش مشاهده نمود.
گرچه ذهن بشر همواره در پی یافتن روشن ترین جواب ها برای پیچیده ترین مسائل دنیای اطراف خویش می باشد و اثر هنری را همچون مُحملی برای این مهم، ارزشمند می داند ولی فیلمی مثل "تفریق" با گره های باز نشده و نامعلوم که اغلب صحنه هایش در فضای همیشه گرفته و بارانی، مخاطب را سردرگم می کند، می تواند توصیف بخشی از خط شکنی های ذهن بشر باشد که گاه بی اختیار از مسیر عقلانی و عینی خارج میشود.
در اینجا نیز همچون مخاطب آگاه و معترف به وجود زوایای تاریک و پنهانی زندگی خویش که گاه قادر به روشن سازی آنها نبوده و در آخر تصمیم به رهایی ازآنها می گیرد، پس از تماشای کامل و اتمام فیلم نیز تنها کنشی که میتوان انجام داد، بیدار شدن و رهایی از این کابوس می باشد.