به وقت شام ، یک پذیرایی پر زرق و برق و نه چندان دلپذیر

حاتمی کیا در سالهای اخیر دست به ساختن پروژه های نسبتا بزرگ (در مقیاس سینمای ایران) و پر طمطراق زده است، در واقع حاتمی کیا به مدد حمایت حکومتی از ساخت فیلم در مقیاس کوچک ، پرش عظیمی داشته و سعی در توجیه ایدئولوژی مطلوب سرمایه گذاران فیلمهای خود دارد، فیلمهایش را به سبک سینمای قهرمانانه ، سه پرده ای تنظیم میکند، و سعی در ایجاد قهرمان با فرهنگ حماسی و تهییج احساسات مردمی دارد. سینما هم تا حدودی همین را میخواهد، سینما به دنبال قهرمان است، تا تماشاگر از حضور یک شخص زمینی با اعمال ماورایی لذت ببرد، اما مشکل کار حاتمی کیا این است که هم قهرمان او و هم ایدئولوژی حاکم بر فیلم او روبه روی مردم ایستاده است، اگر در آژانس شیشه ای، مردم با نقش حاج کاظم هم ذات پنداری میکنند و شدیدا حق را به او میدهند، دلیلش این است که حاج کاظم را هم جنس خود و از خود میدانند، اما نسل امروزی برای باور کردن تفکرات حاتمی کیا ، هوشمندانه تر عمل میکند، این نسل تناقضات حاکم را میبیند و به خوبی درک میکند ، در نتیجه هر شام مفصلی که جلوی او گذاشته شود را با حرص و ولع نمیخورد! فیلم به وقت شام یک شام مفصل برای پذیرایی از بیننده، تدارک دیده، در حالی که کارگردان غافل بوده که مهمانش اساسا از نوع تفکر او خوشش نمی آید!!
در این که فیلم حاتمی کیا در اکثر اوقات سینماست ، شکی نیست، ایده بیان شده در فیلم هم نسبتا مناسب است، و بدون اشاره مستقیم به جنگ در سوریه و پدیده مدافع حرم، به حمایت از این جریان می پردازد، اما مشکل فیلم دقیقا ساخته دست خود نویسنده و کارگردان است، اصولا در فیلمهایی که کارگردان اصرار بر نشان دادن یک جریان فکری و عملی ایدئولوژیک دارد، مسئله مهم این نیست که اعمال سر زده از این جریان فکری چیست، بلکه مسئله مهم نشان دادن علت شکل گیری این تفکر در انسانهاست، چرا که در دنیای امروزی ، هر آدمی در هر کجای دنیا ، به راحتی میتواند کلیپ های جنایات داعش را در واقعی ترین حالتش ببیند، پس بازسازی دوباره این جنایات (آنهم در شرایطی بعضا کمیک) دستاورد جدیدی به مخاطب نمی دهد، خود من در سینما موقع مشاهده فیلم و لحظاتی که نیروهای داعشی سعی در ساخت کلیپ تبلیغاتی داشتند، صدای تماشاگران را میشنیدم که داشتند از تجربیات بصری خودشان راجع به این موضوع و پیش بینی نماهای بعدش صحبت میکردند، این در حالی است که اساسا در این فیلم ایدئولوژی گروهکی مثل داعش به تمسخر گرفته میشود و طرفداران این فرقه را مشتی فریب خورده احمق نشان میدهد، و این موضوع بر این دلالت دارد که حاتمی کیا شناخت درستی از داعش ندارد، چرا که هیچ سیستم فکری در دنیا و هیچ آنتاگونیستی در فیلم قهرمانانه ، بی جهت و بی منطق بزرگ و قدرتمند نشده است، حتما حتما سران داعش با منطق فکری نسبتا محکمی اقدام به جذب نیرو میکنند، و به طور قطع کسی که یک فریب خورده ساده است ، دست به حمله انتحاری نمی زند، حاتمی کیا آنتاگونیست را خوب نشناخته و بسیار پراکنده و غیر منسجم هم تصویر کرده است، منطقی پشت بازگرداندن هواپیما توسط آن شیخ که در نهایت هم کشته میشود نیست!! دلیل این همه اصرار برای بر گشت هواپیما چه بود؟!! کدام فرمانده نظامی در جلوی چشم نیرو های خود شیخ یک طایفه را که خود به تنهایی می تواند عامل جذب باشد ، اینطور بی رحمانه میکشد!! و کدام آدمی با دیدن این تناقضات همچنان در آن گروه می ماند و دست به حمله انتحاری میزند؟!! مسئله فیلم شو آف داعش است اما در حقیقت میباست بیان ماهیت فکری آنها می بود! این همه سر و صدا از گروهی که در سراسر دنیا اقدام انتحاری میکند بعید است! فیلم زمانی که آنها را نشان میدهد پر از سر و صدا و جنجال و شلوغ بازی و عدم اتحاد و پراکندگی است، اما آیا در واقعیت نیز چنین است؟!
بعد از بیان نسبی قطب منفی داستان به سراغ قطب مثبت میرویم که قهرمان ایرانی داستان است، ترسیم این قهرمان که از اساس ایراد دارد، پسری که با تفکرات پدر مخالف است، زنش در بستر بیمارستان است و او را تحت فشار برای بازگشت میگذارد، (که معلوم نیس اساسا این اهرم فشار چه کارایی دارد) و در حین عملیات مثل بید به خود میلرزد، در پرده سوم فیلم یک باره سوپر من داستان میشود و تمامی نقشه های شوم داعشیان احمق (به زعم کارگردان) را پوچ میسازد!! چگونه ؟! چطور؟!! و چرا؟!! چطور قهرمان داستان دچار این تحول میشود؟ و چرا باید دست به همچین عملی بزند، آیا بهتر نبود حاتمی کیا در پایان صرفا به نجات زندانیان ، توسط پسر بسنده میکرد؟!! چرا این قهرمان که اینقدر مفعولانه عمل میکرد در پایان فیلم یکباره عمل قائم به خود انجام میدهد، آیا برای نشان دادن چنین موضعی نباید برای قهرمان یک شخصیت پردازی صورت پذیرد؟ آیا این پسر با احوالاتی که از او در طی فیلم دیده شده ، قابلیت انجام عملی همچون انتهای فیلم را داشته است؟!
فیلم حاتی کیا با توجه به عدم شناخت صحیح از آنچه برای ایرانیان دشمن معرفی میکند، در انتقال مفهوم فیلم ناتوان میماند، هر چند به لحاظ بصری و جلوه های ویژه میدانی و کامپیوتری موفق عمل میکند و لذت پلان ها را به بیننده منتقل میکند .