جستجو در سایت

1401/03/14 00:00

گریز از ژانر

گریز از ژانر

  

تماشای «خاطرات قتل» مساوی‌ست با قدم گذاشتن به روستاهای دورافتاده‌ی کره جنوبی و گشت و گذار برای کشف حقیقت. حقیقتی که پشت نیزارهای بلند دشت‌های روستا مدفون شده است و انگار به این راحتی خیال آشکار شدن ندارد. شر آن قدر در این منطقه ریشه دوانده که از هیچکس کاری ساخته نیست و همگان تا انتها محکوم به تماشای جنازه‌ی سرد و خاموش زنانشان هستند. در چنین شرایطی سه کارآگاه تلاش می‌کنند که عامل این شر و جنایت را دستگیر کنند. اما قاتل حرفه‌ای‌تر از چیزی‌ست که آن‌ها تصور می‌کردند. 

بونگ جون هو با ساخت «انگل» و موفقیت عظیمی که در جشنواره‌ی کن سال گذشته به دست آورد، نام خود را به عنوان یکی از مهم‌ترین فیلمسازان امروز کره جنوبی در افکار عمومی مطرح کرد. با این وجود سال‌ها پیش از «انگل» او شاهکاری تمام عیار به نام «خاطرات قتل» را ساخته که از همه نظر فیلم بهتری نسبت به انگل است. «خاطرات قتل» در یک کلام دیدنی است. از منظر روایت و شخصیت‌پردازی و جذابیت در بالاترین سطح ممکن قرار دارد و بر خلاف تقدم و تاخر زمانی، انگار شکل قوام یافته‌ی «انگل» است. 

فیلم بر پایه‌ی ماجرای یک سری قتل واقعی در کره جنوبی که در واقع نخستین قتل‌های زنجیره‌ای این کشور بوده‌اند، ساخته شده است. کارآگاه پارک (سونگ کانگ هو) و همکار خشنش یونگ کو (کیم روی‌ها) که دو پلیس محلی و بی دست و پا هستند، به عنوان مامورین بررسی و دستگیری عامل این جنایت‌ها معرفی می‌شوند. در این بین کارآگاهی حرفه‌ای به نام سئو (کیم سانگ کیونگ) از سئول برای کمک به آن‌ها در این پرونده فرستاده می‌شود. به مانند دیگر فیلم‌های بونگ جون هو در این جا نیز تضاد بین روش‌ها و افکار پارک و سئو درام را پیش می‌برد. پارک و همکارش به خشونت معتقدند و تنها به دنبال این هستند که هر چه سریع‌تر حتی با دستگیری فردی بی‌گناه، سر و ته پرونده را هم بیاورند. در سوی دیگر سئو که بر خلاف آن‌ها کارآگاهی تحصیل کرده است، سعی دارد تا با بررسی دقیق مدارک و در آوردن ته و توی همه چیز به حقیقت ماجرا دست یابد. 

به شکلی اعجاب‌انگیز فیلم در شخصیت پردازی از نقطه‌ی اولیه به سوی یک موقعیت کاملا قرینه‌ با حالت نخست پیش می‌رود. به این شکل که هر چه پرونده پیش می‌رود و تعداد قربانیان افزایش می‌یابد، کارآگاه سئو از آن منطق‌محوری اولیه به سوی یک افسار گسیختگی و خشونت طلبی تمام عیار پیش می‌رود و فشار روانی حاصل از تماشای کشته شدن دختران تحولی عظیم در او به وجود می‌آورد. از طرف دیگر پارک با پیشبرد پرونده متوجه می‌شود که روش‌های غریزی و خشن او از جمله کتک زدن مظنونین، راهگشا نیست و رفته رفته از شکل اولیه‌ی خود فاصله می‌گیرد. در واقع دو شخصیت جای خود را با یکدیگر عوض کرده و دچار استحاله‌ی هویت می‌شوند. 

در واقع در «خاطرات قتل» بر خلاف دیگر فیلم‌های جنایی، شناسایی قاتل اهمیت ندارد. بلکه تاثیری که این جنایت‌ها روی اشخاص درگیر در آن و کارآگاه‌ها می‌گذارد، اهمیت می‌یابد. بونگ جون هو با هوشمندی تمام دست به یک آشنایی‌زدایی از ژانر و کلیشه‌های آن می‌زند. او علاوه بر ترسیم کارآگاه‌هایی که هیچ شباهتی به کارآگاه‌های بارانی‌پوش و سیگار بر لب فیلم نوآرها ندارند، درصدد بازی با انتظارات بیننده در می‌آید. سکانس درخشان پایانی – که حال دیگر از سکانس‌های مشهور تاریخ سینما به حساب می‌آید – نیز در همین راستا در فیلم گنجانده شده است. بُهت نهایی کارآگاه پارک و لحظه‌ای که به خود‌آگاهی می‌رسد، هیچگاه از خاطر نخواهد رفت. لحظه‌ای که در آن دیالوگ درخشان با دختر کوچک درک می‌کندکه  قاتل یک فرد معمولی به مانند تمام افراد دور و برش بوده و با نگاهی به دوربین این آگاهی را به ما نیز می‌رساند و انگشت اتهام را به سمت بینندگان می‌گیرد. 

از نکات مهم فیلم «خاطرات قتل» تغییر لحن آن با گذشت زمان است. دقیقا به مانند اسلوبی که «انگل» در تغییر لحن پیش می‌گیرد، در این جا نیز فیلم با لحنی تقریبا طنزآلود آغاز می‌شود. برخورد کارآگاه‌های احمق با ماجرا و خصوصا جفت پا زدن‌های بروسلی‌وار یونگ کو به صورت مظنونین و روش‌های بدوی آن‌ها در کشف راز جنایت، در عین غم‌انگیز بودن خنده‌دار است. با این حال هر چه دقایق فیلم می‌گذرند و تعداد جنایت‌ها بیشتر می‌شود، شر گسترده‌ی فضای حاکم بر فیلم بیشتر خود را نشان می‌دهد و فضا تاریک‌تر و تلخ‌تر می‌شود، تا جایی که در پایان هیچ نشانی از آن حال و هوای شوخ و شنگ اولیه نیست. این المان همیشگی بونگ جون هو در روایتش است که به وفور در آثارش به کار می‌برد. 

از موتیف‌های دیگر کار او می‌توان به کار با باران اشاره کرد. بارانی که در «انگل» المانی برای مقایسه‌ی شرایط دو طبقه‌ی اجتماعی در موقعیتی یکسان بود، در این جا کارکردی هشداردهنده می‌یابد، به این شکل که با هر بار باریدن باران، انتظار یک قتل شخصیت‌ها را آزار می‌دهد. همچنین باید به کنایه‌های سیاسی بونگ جون هو در ترسیم فضای دیکتاتوری دهه 80 کره جنوبی اشاره کنیم. او همواره و از نخستین آثار خود دغدغه‌ی طبقات اجتماعی و اقتصادی را داشته و رویکرد نیمچه عدالت‌خواهانه‌اش در این‌ جا نیز به چشم می‌خورد. 

«خاطرات قتل» فیلم بی‌نظیری‌ست. بیننده را قدم به قدم با داستان پیش می‌برد و به جای برآورده کردن انتظارات او، شکلی جدید از خوراک را به خوردش می‌دهد. همین ژانر گریزی و البته نبوغ بالای بونگ جون هو در ساخت تصویر سینمایی‌ست که او را تبدیل به یکی از مهم‌ترین فیلمسازان قرن جدید و «خاطرات قتل» را به عنوان یکی از برترین فیلم‌های دو دهه اخیر معرفی می‌کند.