بامزه اما فراموششدنی

ترجمه اختصاصی سلام سینما
ریچارد پرایر حتماً حیرتزده و شاید هم ناامید و ناراحت میشد اگر اسمش را میان فیلمنامهنویسان جدیدترین فیلم کودکانه پارامونت میدید. اگر در این فکر هستید که چگونه کسی که مدتها پیش مرده است میتواند همچنان پشت سر هم فیلمنامه بیرون دهد دلیلش این است که "پنجههای خشم: افسانه هنک" که در ابتدا "سامورائی شعلهور" نام داشت، کمی از کمدی کلاسیک سال 1974 مِل بروکس به نام زینهای شعلهور الهام گرفته است که پرایر برای آن امتیاز نویسندگی دریافت کرد. البته هیچکدام اینها برای مخاطبان بسیار کوچک این فیلم اهمیتی ندارد، به جز اینکه ثابت میکند طنز مبتذل صرف نظر از اینکه در رده (R) قرار دارد یا رده (PG)، بینندگان را میخنداند.
این فیلم یقیناً از ابتذال دوری نکرده و ایده "طنز دستشویی" را به معنای واقعی کلمه با جوکهای بیش از حد خود درباره یک دستشویی و کارکردهای بیپایان بدن انسان به اجرا درآورده است که ظاهراً تمام کودکان از هر سنی آن را شدیداً خندهدار میدانند. میتوانید کاملاً مطمئن باشید که صحنه معروف آتشبازی کمپ در زینهای شعلهور، با اضافه شدن انفجار، به کمال انیمیشنی خود رسیده است. خود مل بروکس هم در نقش یک شوگون (ژنرال) وارد عمل شده و ادعا میکند که " شوگون بودن خیلی خوب است! "
هر روز این شانس پیش نمیآید که اسم ریچارد پرایر را در لیست فیلمنامهنویسان یک فیلم جدید ببینیم چون او در سال 2005 دار فانی را وداع گفت. اما وقتی اسمش را میان هفت نویسنده پنجههای خشم: افسانه هنک دیدم، به طرز غیرمعقولانهای نسبت به انیمیشن خوشبین شدم. اگر تعجب کردهاید که اسم پرایر در یک انیمیشن کمدی درباره یک سگ سامورائی چه میکند، دلیلش این است که امتیاز نویسندگی فیلمنامه متعلق به اد استون و نِیت هاپر – و همچنین به مل بروکس، نورمن اشتاینبرگ، اندرو برگمن، الن اوگر و پرایر است که پنج فیلمنامهنویس زینهای شعلهور – کمدی وسترن بسیار ویژۀ مل بروکس – هستند که در سال 1974 بیرون آمد.
پنجههای خشم در ابتدا سامورائی شعلهور نام داشت چون فرضیه ابتدایی زینهای شعلهور را (به نوعی) مجدداً مورد استفاده قرار داده بود که بروکس در ابتدا قصد داشت آن را با پرایر در نقش ستاره فیلم بسازد. قرار بود او نقش یک کارگر راهآهن را داشته باشد که به اولین کلانتر سیاهپوست راک ریج تبدیل میشود – و همه اینها جزئی از نقشه دادستان کل برای ایجاد هرج و مرج در شهر بودند که بتواند آن را تصرف کند (یک خط آهن جدید قرار است میلیونها دلار بر ارزش شهر اضافه کند). اما برادران وارنر پرایر را نمیخواستند، کسی که میتوانست جوکهای تکجملهای را مثل تیری که از تفنگ شلیک شده باشد ادا کند و ستارۀ فیلمی کمدی درباره اولین کلانتر سیاهپوست دنیای غرب باشد. مدیران اجرائی کمپانی میدانستند او پرفروش خواهد بود اما فکر کردند بیش از حد خطرناک است. (استودیو ادعا کرد که سابقه دستگیریهای او در زمینه مواد مخدر پرایر را غیر قابل تضمین کرده است، بهانهای که بعداً توسط حرفه گسترده او به عنوان یکی از سوپراستارهای هالیوود رد شد.) بنابراین به جای او به سراغ گزینه امن و دوستانۀ کلیون لیتل رفتند (که الحق در نقش خود درخشید).
هنک، با صداپیشگی مایکل سرا، سگی بدبخت است که برای محافظت از دهکده گربهها، کاکاموچو، در برابر نابودی توسط گربهسان شیطانی، ایکاچو (ریکی جرویز که رفتار شرورانهاش اینجا نسبت به میزبانی گلدن گلوب تنها به میزان بسیار کمی کمتر است)، انتخاب شده است. اینکه هنک یک سگ است به ذائقه مردم شهر – ببخشید، گربههای شهر – خوش نمیآید، مخصوصاً وقتی آشکار میشود که او یک سامورائی بدون استعداد مبارزه است. بنابراین او با بیمیلی به جیمبو (ساموئل ال.جکسون) روی میآورد تا او را برای نبرد اجتنابناپذیر با افراد ایکا چو آموزش دهد.
اگر توانستید مونتاژ سکانس ناگزیر آموزش را پیدا کنید که در نهایت منجر به یکی از طنزهای کلیشهای و خستهکننده فیلم میشود که تعدادشان هم کم نیست؟! "هی، این مونتاژ آموزش است، نه؟" سؤالی که هنک در یکی از بسیار لحظاتی میپرسد که در آنها کاراکترها نشان میدهند که از حضور در یک فیلم احمقانه خبر دارند. بعداً هم یکی دیگر از آنها به ما خبر میدهد که "این فیلم بدون در نظر گرفتن تیتراژ پایانی تنها 85 دقیقه است" که حداقل به والدین در زمانگذاری دستشویی رفتن بچههایشان بین فیلم کمک میکند.
فیلمنامه که امتیاز نویسندگیاش به پنج نویسنده اصلی زینهای شعلهور و همچنین اد استون و نیت هاپر تعلق دارد، به طرز بیرحمانهای احمقانه ولی گهگاه نیز بامزه است. ادای احترام به منبع الهام انیمیشن در سر تا سر آن پخش شده است؛ از آهنگی با تم مشابه گرفته تا یک مردِ بدِ غولپیکر (جایمن هانسو) که به یک اسب مشت میزند. البته کوچولوها بیشتر متوجه شباهت این فیلم به فرنچایز پاندای کونگفوکار خواهند شد اما همانطور که انیمیشنها بارها و بارها ثابت کردهاند، آشنایی تنها یک مزیت است.
همراهان بزرگسال احتمالاً از شوخیهای با مضمون فرهنگ عامه، از جمله جوکهایی درباره داستان وست ساید، ماما میا! و البته گربهها (فیلمنامهنویسان به وضوح عاشق فیلمهای موزیکال هستند) و همچنین ارجاعات عمیقتر به چیزهایی مانند رمان گرافیکی و کلاسیک موش اثر آرت اشپیگلمن خوششان خواهد آمد.
در گروه صداپیشگان ستارههای زیادی به چشم میخورند، از جمله جورج تاکی، میشل یئو و آصف مندوی و گابریل ایگلسیاس به عنوان یک زوج خندهدار. بروکس جوکهای تکجملهای خود را با همان شوق و ذوق همیشگی بیان میکند، البته با صدایی گرفتهتر. جکسون هم بار دیگر ثابت میکند که جذابیت و زمانسنجی او در کمدی به طرز بینقصی به شکل انیمیشن درمیآید. توجه بسیار کمتری به انیمیشن کامپیوتری شده است که به استثنای برخی از صحنههای فلاشبک بسیار واضح، از نظر بصری قابل تشخیص نیست.
امتیاز فیلمنامه پنجههای خشم احتمالاً باید نتیجه داوری عجیب و بهیادماندنی انجمن نویسندگان آمریکا بوده باشد چرا که این انیمیشن، به جز طرح داستان نسبتاً پیچیدهاش، هرگز کسی را به یاد زینهای شعلهور نمیاندازد. آن فیلم مبتذل و بیادبانه بود؛ این یکی آرام و بیخطر است، حتی از نظر استاندارهای کمدیهای انیمیشنی برای 9 سالهها. زینهای شعلهور فیلمی بود که با دست گذاشتن روی مسائل بحثبرانگیز سیاست نژادی آمریکا باعث ایجاد شوکهای کمدی شد. در پنجههای خشم، هنک (با صداپیشگی مایکل سرا) سگ پاکوتاه شجاع و باصداقت، به عنوان محافظ سامورایی کاکاموچو، شهری که کل جمعیتش ازگربهها تشکیل شده است، انتخاب میشود. آنها سگها، و بنابراین هنک را دوست ندارند. اما ایکا چو (ریکی جرویز)، یک گربه جنگطلب سومالیایی، روی رد شدن هنک از سوی گربهها حساب کرده است؛ همه اینها بخشی از نقشه او برای از بین بردن شهر است.
البته هنک در نهایت بر ساکنان گربهسان کاکاموچو پیروز خواهد شد (علاوه بر اینکه یاد میگیرد چگونه یک شمشیر سامورایی را با ظرافت حرکت دهد). به نظرم این درسی درباره تعصب به حساب میآید، اما نه از آن درسهایی که به ویژه هیجانانگیز یا قابل توجه یا خندهدار باشد. پنجههای خشم یک افسانه انیمیشنی کارآمد است که در عین حال به حد کمال خود به تصویر کشیده نشده اما طعم کمدیهای کلیشهای وسترن را به خود نگرفته است. مل بروکس، یکی از تهیهکنندگان اجرایی انیمیشن، یکی از صداپیشگان آن نیز هست – او شوگون است، و چیزهایی مثل "هیچ شغلی مثل شوگون بودن نیست" میگوید. آدم دلش میخواهد به مل بزرگ که 96 سال دارد، زیاد سخت نگیرد اما این از آن جملههایی است که احتمالاً پدربزرگتان هم به آن نمیخندیده است، و بسیاری از طنز پنجههای خشم چنین است. شوخیها و جوکها معذبانه میآیند و رد میشوند.
علیرغم تمام سرو صداها حول و حوش زینهای شعلهور، منبع واضحتری که پنجههای خشم از آن الهام گرفته، پاندای کونگفوکار و دو دنباله آن است. اما اینها با شور و شوق و شیرینی جک بلک ساخته شدهاند (پوی او مانند باز لایتیر از معدود قهرمانهای انیمیشنی بود که همزمان هم خفن و هم خندهدار بود). آنها کمدی - اکشنهای بلندپروازانه با شوخطبعی سریع و گزنده بودند. مایکل سرا خودش هم میتواند آدم گزندهای باشد اما در پنجههای خشم هنک را مصرانه شخصیتی آرام و ترسو جلوه میدهد. در یکی از صحنهها، پس از آن که آموزشهای مبارزاتی خود با جیمبو (ساموئل ال.جکسون) را آغاز کرده است، لحظهای از غرور بیش از حد شعلهورشدۀ خود لذت برده و شروع میکند به یاوه گفتن از اینکه اکنون خودش یک استاد سامورایی است – و هر چقدر هم که این صحنه مضحک باشد، توهمی است که به او میآید. این هم میتوانست روشی دیگر برای ایفای نقش این کاراکتر باشد: سگ خوبی که خفن هم هست. اما سرا سریعاً به شخصیت نه چندان جالب توجه خود برگشته و پنجههای خشم را در جستجوی مرکز توجه رها میکند.
بعضی از دیگر صداپیشگان عملکرد بهتری دارند، مثل جکسون که کاری میکند دیالوگهایش به چشم بیایند، و ریکی جرویز که صداپیشگی ایکا چوی شرور را با منطقی وارونه که یادآور راسل برند است اجرا میکند، یا جایمن هانسو در نقش سومو، گربه جنگجوی غولپیکر، که زیر آن دیوار پشمی، بله به اندازه یک گربۀ آرام و مظلوم، بیگناه است. اما پنجههای خشم هرگز نمیفهمد چگونه خودِ مبارزه را به نمایش کمدی تبدیل کند. این انیمیشن سه کارگردان دارد – راب مینکاف که کارگردانی مشترک شیرشاه را بر عهده داشت و فیلمهای استوارت کوچولو را ساخت، به علاوۀ کریس بیلی و مارک کوتسیر که هیچکدامشان پیش از این فیلم بلند نساخته بودند – و صرف نظر از فاکتور آشپز که دو تا شد، این احساس را پیدا میکنید که کل فرضیه این پروژه این بوده که فیلمنامه آن، با جذبهای که از سمت زینهای شعلهور میآید، به نحوی آن را حمایت کند. اما متأسفم، این بخارها در طول دههها محو شدهاند.
منبع: ورایتی
مترجم: وحید فیض خواه
پنجههای خشم: افسانه هنک Paws of Fury: Legends of the Hank (2022)
تاریخ اکران: 15 جولای 2022
کارگردان: مارک کوتسیر، راب مینکاف، کریس بیلی
نویسنده: اد استون، نیت هاپر
توزیعکننده: اوپن رود فیلمز
بازیگران: مایکل سرا، ساموئل ال. جکسون، ریکی جرویز، جایمن هانسو، مل بروکس، میشل یئو، مل بی
فیلمبرداری: اولاف اسکنیا
تدوین: مایکل دابلیو اندروز
موسیقی: بیر مک کری
خلاصه داستان: هنک یک سگ ساده است که دوست دارد که یک سامورایی حرفهای شود. او وارد شهر گربهها میشود که به دنبال یک قهرمان میگردند تا از آنها در برابر یک شرور بیرحم محافظت کند؛ اما آنها از سگها متنفرند.