مهران یادت باشه، نویسنده باید باشه!!!

وقتی به اصرار رفقا رفتیم و ساعت پنج عصر رو دیدیم چندین دقیقه میخکوب بودم و اولین و مهمترین سوالم بعد دیدن فیلم این بود که "چرا؟" چرا مدیری که بهترین خاطره های ما از طنز رو (در کنار عطاران) در طول تاریخ حافظه تصویری مون داشته چنین کاری ساخته؟؟
.
خیلی با خودم کلنجار رفتم که به خاطر اون سابقه ی فوق العاده هم شده چیزی ننویسم اما پروپاگاندای دور و بر و بعضی مثلا منتقدای بادمجون دور قاب چین که از فیلم حمایت صد درصدی میکنن باعث شد بنویسم که مبادا مدیری عزیز دل (با اون روحیه مغرورش) فکر کنه اثر خوبی ساخته... که بگم مهران جان این راه غلطه... اگه میخوای سینمایی هم بسازی لطفا به همون خوبی و محشری سریال هات بساز...
.
1-اولا فیلم لوکس گرایی بیش از حد داره، اون لوکس گرایی بیش از حد غیر منطقی ... کجای دنیا دیدید یه نفر به خاطر باز شدن در پارکینگ و رسیدن به قرارش سه میلیون بدهی یه نفر دیگه رو بده؟؟ خب طبیعتا اجاره یه الگانس برای انجام کارش ارزون تره! یه تومن در میاد!!! در اینجا منتقدین می فرمایند که فیلم روحیه خرق عادت داره پس غیر طبیعی بودنش طبیعیه... که میگم عذر بدتر از گناه! اگه یه نفر سه میلیون راحت خارج دیگری . می کنه چه طور از خرج دو میلیون تو چند دقیقه . بعد فیلم عصبانی میشه؟ (فاکتور بیمارستان پیرزن)... از این . مدل خرق عادت زیاد هست داخل فیلمنامه که متاسفانه توسط خود فیلم نقض میشه مدام... ما یه دنیای واقعی داریم مثل مرد هزار چهره و یه دنیای خیالی داریم مثل شب های برره... دنیای خیالی باید المان هاش ذکر بشه و دقیق خط کشی بشه تا برای مخاطب ملموس باشه... نمیشه یه دنیای واقعی رو با چند تا رفتار (که مخاطب هر لحظه باعث تعجبش بشه) ارایه بدیم به عنوان یه دنیای خیالی ...بگذریم
2-وقتی شب های برره پخش می شد و یه شخصیت پاک و آدم حسابی مثل کیانوش توسط اطرافیانش اذیت می شد و تو بدبختیای مختلف می افتاد همه لذت می بردیم... وقتی این اتفاق تو باغ مظفر با خود سیامک انصاری تکرار شد، تو یه تیپ دیگه توسط مهران هزارچهره ی فوق العاده رو ساخت و دوباره با سیامک قهوه تلخ رو نسبتاً درآورد می شد تکرارش رو توجیه کرد اما وقتی درحاشیه به اون کلیشگی (نسبت به کارهای قوی خود مدیری) شکست خورد انتظار این رو نداشتم که توی یه کار سینمایی دوباره تکرار همین تیپ تکراری رو ببینم! اون هم کاری که نه تنها قاسم خانی ها و الوند و ژوله رو پشت سرش نداره! بلکه مهران مدیری ای رو داره به عنوان یه نویسنده کاراولی! کاری که مدام حرف از متفاوت بودن و فاخر بودنش زده میشه و وقتی اون رو توی سینما می بینی ...
3- نه تنها حضور بعضی افراد مثل آزاده صمدی و نگین معتضدی توی فیلم اضافیه بلکه حضور بعضی از سکانس ها و بلکه حضور یه قسمت از فیلم (حضور امیر جعفری= که البته بازی فوق العاده ای داره در فیلم) اضافیه ، تصور کنید نبودنشون رو توی این مدیوم از کار... درسته هیچ اتفاقی نمی افتاد و این شخصیت ها به خصوص از نظر من آزاده صمدی که می تونست خیلی موثر باشه سوهان روح شدن و خیلی کاغذی به نظر میان ، نه توی روند طولی فیلم تاثیر زیادی دارند و نه توی روند عرضی فیلم
4-معلوم نیست که فیلم قراره یه فیلم سیاسی اجتماعی باشه یا صرفا برای خندوندن مخاطب؟ که البته سطحش خیلی خیلی پایین تر از اونه که سیاسی اجتماعی باشه و به نظر می رسه فقط میخواد پزِ اون رو بده (با دیالوگ های بازجوی اطلاعاتی که چند تا جواب مثل کشمش و عرق و عدس پلو = تیکه هایی خیلی سطحی تر از استندآپ های خندوانه داره) اما اگه رسالتش خندوندن مخاطب هم باشه من مدام کل سینما رو برگشتم و نگاه کردم، به جز چند نفر که لبخند های کوتاهی می زدن در نقاط معدودی از فیلم باقی مخاطب ها همگی پوکرفیس بودن!
5- حرف زیاده در مورد فیلم... از جمله این که کارگردانی، صدا ، تصویر، تدوین خیلی عالی هستند اما مدیری باید بدونه که سینما مهم ترین چیزش فیلمنامه س!