دورنمایی از یک اسطوره

ساخته شدنِ فیلم هایی از دوران دفاع مقدس آن هم هر از چندگاهی کوتاه وَ بعضن گذرا فرصتی مغتنم در سینمای ایران است . مگر چند فیلمسازِ جدیِ این عرصه هنوز باقی مانده اند که دغدغه های آن دوران را آن هم پس از گذشت حدود سه دهه از عمر آن دنبال می کنند وُ آن هم به مؤثرترین شکل ممکن اش روایتگری می کنند !؟ فیلمساز جوانِ فیلم با وجود آن که در ایام جنگ مطمئنن دوران کودکی را سپری می کرده اما امروز با تکیه بر تحقیق و تفحص پیرامونِ یکی از چهره های کمتر شناخته شده ی دفاع مقدس برای "عموم" کاری سترگ را به انجام رسانیده است . با نگاهی به فیلم های متأخر سینمای جنگ در می یابیم که هنوز همان رزمنده های دیروز جنگ با چهره ای امروزی وُ شهری شده ولی باوری ریشه دار و تأثیر پذیرفته از فضا وَ اتمسفر جنگ زندگی می کنند وَ شعارهای گل درشت می دهند . اما این بار دوربین دوباره به میدان جنگ رفته است وُ آوینی وار سعی در روایت گری در بطن میدانِ عمل دارد .
به عقیده ی نگارنده ی این سطور اولین رکن قابل ستایشِ "ایستاده در غبار" سنت شکنی در نوع نگاه به شخصیتِ اسطوره است . قهرمانی که از میان مردم برآمده و از جنس خودشان است . باورهایش ذاتی نیست . بلکه با طیِ مراحل از ناپختگی به تحول وَ تطور رسیده است . نگاه کنیم به فیلم های دهه ی اول بعد از جنگ که المانِ "رزمنده" یک تیپِ تک بعدیِ عاری از هرگونه اشتباه وُ منزه از هرگونه گناه بود !!.حال این حجم از تقدس زدایی از اسطوره در فیلم به نظر می رسد هرچند در دورنما و لانگ شاتی از یک قهرمان اتفاق می افتد اما به شدت باورپذیر وُ دوست داشتنی است .
شخصیت "احمد متوسلیان" با بازیِ درخشان " هادی حجازی فر" با آن قامت کشیده و لاغر اما جسور وُ بی پروا که گویی هیچ طوفانی قادر به تکان دادن قامتِ استوار وُ ایستاده ی او در طول تلاش های شبانه روزی اش نیست ، سنخیت متقارن وَ کاملی با نام فیلم وَ حتا طراحیِ لوگوتایپ وَ پوسترِ فیلم دارد . مردی که یکه وُ تنهاست . برای دیده شدن ، رشادت هایش را جلوی دیگران پهن نمی کند . تظاهر به ایستادن نمی کند . ایستادگی وَ مقاومت وَ تلاشِ بی وقفه وُ مداوم را "زندگی" می کند وَ حتا گاهی در مَلغَمه ای از رأفت وُ دستوراتِ سختِ نظامی سعی دارد آن را به دیگران هم بیاموزد . اشاراتِ فیلم در ابتدای آن ، بخش هایی از کودکیِ "احمد" را به تصویر می کشد که او را فردی تنها وُ ساکت توصیف می کند . از همان اوان نوجوانی تاب دیدنِ ظلم را ندارد . برایش می جنگد وَ از رفاقت با اندک رفقایش هم چیزی کم نمی گذارد . با وجودی که چندان حسِ عاطفی ای به پدرش ندارد ولی مردانه در کنار تحصیل ، در حُجره ی پدرش سخت کار می کند وُ کوچکترین گلایه ای نمی کند . این خصلت هایش را در میدان جنگ ، در دهه ی سوم زندگی اش هم با خودش همراه می آورد . با این تفاوت که او حال این بار فرمانده ی بی پروایی است که لشکری را رهبری می کند .
"ایستاده در غبار " نکات ریز وُ درشت فنیِ بسیاری دارد که سعی می کنم از نوشتن آن وَ تطویل نوشتارم و اشاره به شاید ضعف های کوچک وُ بزرگش پرهیز کنم . به زعم من با وجودِ نقایصی که شاید در شیوه ی نوینِ روایت فیلم به آن وارد است وَ به نظر می رسد مخاطب در بسیاری از سکانس ها به خاطر پرشِ بعضن ناگهانی وُ پراکنده ی راویانِ متعددِ صحنه ها روایتِ اصلی را گم کند ، اما فیلم صحنه های نابِ فراوانی دارد که تمامن در خدمتِ نگاهی است که خیره وُ حیرت زده از فاصله ای دور ، قهرمانی را دنبال می کند که هرگز به زانو ننشست ، وَ در راهِ دفاع از میهن در غبارها جاوید الاثر شد ...
�