جستجو در سایت

1396/09/27 00:00

روایت حیرت انگیزی از تاریخ

روایت حیرت انگیزی از تاریخ

  

بسیاری از طرفداران سینما عادت کرده اند تا کریستوفر نولان برایشان یک شاهکار بسازد، یک شاهکار پس از شاهکاری دیگر، همچون سه گانه ((شوالیه تاریکی)) و یا ((اینسپشن)) و یا حتی ((میان ستارگان))، اما بعد از دیدن آخرین اثر او یعنی ((دانکرک)) باید به این عادت کنند که نولان می تواند هر قصه ای را در هر ژانری حتی اگر بسیار متفاوت تر از دنیای آثار قبلی او باشد با پرداخت سینمایی فوق العاده  به یک شاهکار تبدیل کند و تحویل آنها بدهد.

داستان فیلم دانکرک داستان انحصار و یا بهتر بگویم به عقب راندن نیرو های شکست خورده بریتانیا از شهر دونکرک در شمال فرانسه است. 

روایت قسمت حیرت انگیزی از تاریخ که در آن هیتلر می توانست به راحتی شرایط سقوط بریتانیا را پایه ریزی کند، اما پیشوا در تصمیمی عجیب و تامل برانگیز دستور توقف پیشروی نیروهای خود را می دهد.

دانکرک نولان تفاوت های اساسی با دیگر آثار او دارد، اینجا نه خبری از ابر قهرمان های منجی با آن لباس های خارق العاده است و نه خبری از تخیلات ذهنی و برزخ های اسرار آمیز و بی پایان.

دانکرک نولان یک فیلم کامل است همان چیزی که توقع مان را بر آورده می کند، داستان، فضا، شخصیت و طراحی بصری فوق العاده ای دارد، آن قدر بدون لکنت جلو می رود که گویی پلان به پلان آراسته، منظم و تزئین شده است.

تلاش نولان در دانکرک برای رهایی از کلیشه های مرسوم سینمای جنگ همچون مسئله زن، عشق و خانواده و ... کاملا مشهود است.

در دانکرک تنها ساحل هست و دریا و حس انحصار، توپ هست و گلوله و سرباز و رایحه منفور مرگ و دلهره و نیستی.

نکته جذاب و درخور توجه در دانکرک بتصویر نکشیدن مسببین اصلی این فاجعه جهانی همچون سران نازی از هیتلر به عنوان پیشوای رایش آلمان تا رهبران متفقین در کاخ های بزرگ و سلطنتی آنها است، بلکه تمرکز نولان فقط و فقط روی سربازان گرفتار در این کارزار پر آشوب و القای حس انحصار به تماشاگر خود است، او تمام سعی خود را می کند تا بدرستی و ماهرانه به خشونت بیش از حد و بتصویر کشیدن بی پرده از هجو  در نشان دادن سربازان مثله شده و در خون آغشته و موئلفه هایی اینچنین که قبلا نیز در این ژانر سینمایی شاهد آن بودیم دامن نزند تا حس درست ضد جنگ را نه در پرده ی سینما و تصویر بلکه در درون تماشاگر بوجود بیاورد.

دانکرک نه دیالوگ محور است و نه شخصیت محور، آنقدر که حتی نولان، ستاره این روزهای سینمای هالیوود یعنی ((تام هاردی)) را با ماسک خلبانی جلو دوربین خود قرار می دهد.

مگر می شود فیلمی کنت برانا، مارک رایلنس و تام هاردی را داشته باشد اما شخصیت محور نباشد.

این هنر نولان است که بجای بازیگران شاخص به محیط و اتمسفر موجود در فضای جنگ زده فیلم و جلوه های میدانی اثر پرداخته و به آن شخصیت داده است.

نولان تماشاگر را از زمین، هوا و دریا با چاشنی موسیقی متن عالی هانس زیمر به متن داستان پر التهاب فیلمش می برد، در نتیجه به جرات می توان گفت با یکی از کاندیداهای جدی جایزه اسکار امسال روبرو خواهیم بود.

بنظر من بهترین سکانس فیلم مربوط میشه به پناه گرفتن تعدادی از سربازان متفقین در طبقه زیرین و تاریک یک کشتی که بعد از چندی بطور اتفاقی سیبل تمرین سربازان نازی شده و حال خطر برخورد تیرهای شلیک شده و یا نفوذ آب به درون کشتی و مرگ آنها را تهدید می کند.

قطعا شما سینما دوستان را به دیدن این شاهکار سینمایی دعوت میکنم.