جستجو در سایت

1395/12/18 00:00

خیزش علیه ساختار

خیزش علیه ساختار

  اسنودن در نگاه اول به عنوان فیلمی بیوگرافیک و با محوریت یک کاراکتر نابغه شناخته می‌شود. این مشابه همان وضعیتی است که در دیگر نمونه‌های موفق این ژانر در سال‌های اخیر از جمله استیو جابز(2015) و تئوری همه چیز(2014) دیده‌ایم. اسنودن اما از چه جهت متفاوت است؟ تلاش برای وفاداری به واقعیت و اولویت بخشیدن به روایت‌گری تاریخی به جای اسطوره‌سازی از موضوع. فیلم‌نامه بیش از آن‌که به خصایص و کشمکش‌های درونی شخصیت اصلی‌اش متکی باشد بر کنش‌های بیرونی و حوادثی که او رقم می‌زند تمرکز کرده و در واقع، «اثر» را مهم‌تر از مبدأ اثر(قهرمان) جلوه می‌دهد. فیلمساز به جای آن‌که دوربینش را در قلمروی درون قهرمان یا سوژه بکارد، وی را از بیرون و به مثابه یک ابژه نگاه می‌کند تا بتواند روایتی واقع‌گرایانه‌‌تر را از داستان زندگی ادوارد اسنودن و شاید مهم‌تر از آن، تأثیری که وی بر جهان گذاشته به تصویر بکشد.

 در طراحی دکوپاژ اغلب سکانس‌ها هم سعی شده تا با به کارگیری زوایای نامتعارف دوربین، استفاده از لنز تله فوتو و تمهیدات دیگری از این دست، دوربین و در واقع مخاطب در جایگاه یک ناظر بیرونی نسبت به شخصیت‌ها و حوادث قرار داشته باشد که از این جهت می‌توان ساختمان بصری اثر را به داکیودراما شبیه دانست. حضور شخصیت واقعی ادوارد اسنودن در پایان داستان نیز حاکی از تلاش فیلمساز برای تطبیق‌پذیری فیلم با واقعیت بیرونی است. 

فیلم بیش از آن‌که به دنبال خلق ساحتی اسطوره‌ای برای قهرمانش باشد، می‌خواهد به حوزه مسئولیت اجتماعی ورود کند. نقد ساختار قدرت، مطالبه‌گری مردمی، آزادی‌خواهی و مفاهیمی از این قبیل. اسنودن از این منظر فیلمی قابل اعتناست که به یک بار دیدنش می‌ارزد گرچه نمی‌توان آن را یک اثر ماندگار سینمایی به حساب آورد.