بچه هایی به زلالی دریا

درد و دلی در باب فیلم بچه های اسمان
نویسنده:مهیار محمد ملکی
معرفی اثر:
کارگردان :مجید مجیدی
تهیهکننده: امیر اسفندیاری
محمد اسفندیاری
نویسنده: مجید مجیدی
بازیگران :امیر فرخ هاشمیان
بهاره صدیقی
رضا ناجی
فرشته سرابندی
داریوش مختاری
نفیسه جعفر محمدی
محمد حسن حسینیان
محمد حسین شهیدی
کریستوفر ملکی
کاظم اصغرپور
احمد پور مخبر
تدوین: حسن حسندوست
توزیعکننده: میرامکس
تاریخهای انتشار:
فوریه ۱۹۹۷ ایران
۲۲ آوریل ۱۹۹۸ سنگاپور
۲۲ ژانویه ۱۹۹۹ آمریکا
بچههای آسمان فیلمی ایرانی به کارگردانی مجید مجیدی محصول ۱۳۷۵ است. این فیلم مورد تحسین منتقدان و جامعه قرار گرفت و باعث شناخت جامعه غرب از مجیدی شد. بچههای آسمان به عنوان پنج نامزد نهایی جایزه اسکار بهترین فیلم خارجیزبان ۱۹۹۸ انتخاب شده بود و همچنین چهار جایزه از جمله جایزه فیپرشی جشنواره بینالمللی فیلم مونترال را به دست آورد. بچههای آسمان روایتگر ماجرای برادر و خواهری است که یک جفت کفششان را به اشتراک گذاشتهاند.
خلاصه داستان :
پسرکی به نام علی کفشهای خواهرش را گم میکند. از آنجایی که زهرا کفش دیگری ندارد و پدر هم توانایی مالی خرید کفش نو را ندارد، قرار میگذارند که صبحها زهرا کتانی علی را بپوشد و ظهر علی با کتانی به مدرسه برود. با وجود تلاشی که زهرا برای بهموقع رساندن کفشها میکند، اما علی هر روز دیر به مدرسه میرسد تا این که.....
تحلیل ها و نظر ها :
راجر ایبرت در مورد بچههای آسمان نوشت: این فیلم آموزنده و دارای سکانسهای فوقالعاده است.
بچههای آسمان با فیلم دزد دوچرخه مقایسه شد و مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.
نشریه اگزماینر سه فیلم از مجید مجیدی را در کنار آثار عباس کیارستمی و داریوش مهرجویی در میان ۱۰ فیلم برتر سینمای ایران معرفی کرده است.
فارین پالیسی بچههای آسمان را جزو ۱۰ فیلم برتر تاریخ سینمای ایران برگزید.
بچههای آسمان در آسیا مورد توجه بسیار قرار گرفت. در سنگاپور جزو پرفروشترین فیلمهای خارجی این کشور و در ژاپن نیز فیلمنامه بچههای آسمان در متون درسی کتاب آموزش زبان انگلیسی دوره دبیرستان این کشور تدریس میشود
نمایش:
بچههای آسمان در کشورهای آمریکا، برزیل، هنگ کنگ، ژاپن، استرالیا، سنگاپور، لهستان، آرژانتین، آلمان، اسپانیا، هلند، مکزیک، نروژ، مالزی، فرانسه، بلژیک، یونان و کره جنوبی به نمایش درآمد
در بانک اینترنتی فیلم ها :
از نظر کاربران وبگاه IMDb این فیلم یکی از ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینمای جهان و پنجمین فیلم برتر سال ۱۹۹۷ جهان میباشد
جوایز:
نامزد شاهرخ نقرهای انجمن منتقدان فیلم آرژانتین ۲۰۰۰
برنده جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران جشنواره بینالمللی فیلم ورشو ۱۹۹۹
نامزد جایزه بهترین فیم خارجی زبان انجمن فیلم مدار ۱۹۹۹
نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم خارجیزبان ۱۹۹۸
برنده جایزه بهترین فیلم خارجی زبان جشنواره بینالمللی فیلم نیوپورت ۱۹۹۸
برنده جایزه پرنده نقرهای بهترین فیلم جشنواره بینالمللی فیلم سنگاپور ۱۹۹۸
نامزد جایزه بزرگ هیئت داوران بنیاد فیلم آمریکا ۱۹۹۷
برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره فیلم فجر ۱۹۹۷
برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر ۱۹۹۷
برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم فجر ۱۹۹۷
برنده سیمرغ بلورین بهترین تدوین جشنواره فیلم فجر ۱۹۹۷
برنده لوکاس جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوان ۱۹۹۷
برنده جایزه فیپرشی جشنواره بینالمللی فیلم مونترال ۱۹۹۷
برنده جایزه دس آمریکوس جشنواره بینالمللی فیلم مونترال ۱۹۹۷
برنده جایزه تماشاگران جشنواره بینالمللی فیلم مونترال ۱۹۹۷
برنده جایزه هیئت داوران جشنواره بینالمللی فیلم مونترال ۱۹۹۷
برنده سی ای اف ا جی جشنواره بینالمللی فیلم کودکان اولو ۱۹۹۷
برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشن خانه سینما ۱۹۹۷
چند کلامی در باب این فیلم :
بچه هایی از جنس اسمان و پهنای بیکران ان . .....
این فیلم شمارو میبرد به گذشته دور یا نزدیکی که به نوعی هرکداممان تجارب لذت بخشی از ان داشته ایم تجربه هایی مثل گذشت یا مهربانی اینکه پدر خانواده با تمام نداریش هنوز امید دارد به اینکه روزگار بهتر از راه خواهد رسید به راستی که شاید امید تنها و بهترین راه رهایی از منجلاب مشکلاتی باشد که گاه و بیگاه منو شما گرفتار ان میشویم
بعد از این مقدمه بیاییم سر قصه ای که مجید مجیدی برایمان به نمایش در میاورد ی کمی در مورد کستینگ صحبت کنیم اینکه به خصوص امیر فرخ هاشمیان انتخاب بسیار مناسب و درخور فیلم بوده است مجید مجیدی در بحث کستینگ به دنبال معصومیت و بی ریایی در چهره علی و زهرا بوده که به نظر من این اتفاق به درستی افتاده است
ضمن تاکید بر این موضوع که بازی ها بسیار واقع گرایانه و جذاب بوده است باید این موردم اشاره کنم که مجیدی با خلق این فیلم حماسه و طوفانی پدید اورد طوفان به این معنا که گاهی میتوان از ساده ترین مقوله ها بهترین قصه ها را بیرون کشید
فیلمنامه این قصه ضمن داشتن یک خط پر رنگ داستانی و شخصیت پردازی نه چندان جذاب پایبند به قواعد سینمای کلاسیک است
بیاییم کمی در مورد این موضوع با وسواس بیشتری صحبت کنیم اینکه چرا کلاسیک است ؟
۱:حضور المان های مهم و تعیین کننده سینمای کلاسیک :
شرح المان ها:
۱:پیش در امد تا نقطه عطف اول : ده دقیقه ابتدایی تا قبل از برداشتن کفش زهرا توسط نمکی که ما اسمشو میگذاریم ارامش قبل از طوفان
۲:عطف اول :ماجرای برداشتن کفش زهرا توسط نمکی که علی قصه ما را به سمت بحران هول میدهد
۳:بحران:ماجرای نبود کفش زهرا و علی که به اجبار کفش خودش را به او میدهد که حدود شصت دقیقه از فیلم صرف این موضوع میشود
۴:عطف دوم:نمای کوچکی از پدر علی که نشان میدهد به ما با اضافه حقوقش کفش برای زهرا خریده است
۵:ارامش بعد از طوفان :پنج دقیقه پایانی و ماجرای تاول پای علی بعد از مسابقه و نمای زیبای ماهی های قرمز حوض
همانطور که ملاحظه فرمودید جناب مجیدی ضمن حفظ چارچوب قواعدی سینمای کلاسیک در بحث حضور المان ها در مقوله زمانبندی هم نسبتا نزدیک کارکرده اند
موردی که باز مهمه بهش اشاره بشود حضور قهرمان است قهرمان در قصه ما علی است که از همه چیزش میزند تا به نوعی ضمن راضی نگه داشتن خواهر کوچکش پدر وی هم از قضیه مطلع نشود که موفق عمل میکند
بی شک بچه های اسمان نمره قبولی را در زمینه موسیقی به درستی دریافت میکند
موسیقی هایی که در عین داشتن فضای کودکانه و شاید ساده جذاب و سر بزنگاه نواخته میشوند
تدوین هم در این فیلم مساله ای نیست که بشه ازش ساده رد شد صدا گذاری های روی صحنه یا فلش بک های علی حین مسابقه یا حتی همون بحث موسیقی همه و همه به خوبی عمل شده است
به نوعی باید گفت تدوین در بحث عامش بدون هیچ تمهیدات خاص بصری یا شنوایی حضور دارد و در همین موضوع هم بهترین است
شیوه روایت قصه به شکل دانای کل است یعنی ما از همه زوایای فیلم و کاراکتر ها باخبریم
خب بیاییم سر کارگردانی واقعیتش این است که شما هر جزیی از یک فیلم را میتوانی به نوعی به کارگردان مربوط کنی چرا که کارگردان به عنوان یک عنصر حق دخل و تصرف در کل پروداکشن یک محصول سینمایی دارد خب مجیدی عملکرد بسیار مناسبی در پلان بندی ها و نوع دکوپاژ صحنه داشته است علیرغم ساده بودن تمامی سکانس ها اما پلان بندی به شرط یک فضای خوب و کودکانه شکل گرفته است
از من میپرسند معایب این فیلم کجاست؟
در پاسخ دوستان این جمله را میگم گاهی برخی فیلم ها پدید نمیایند که نقد شوند فقط هستند تا زیبایی بخشند به مدیوم پرده و سینمای این کشور ....
شاید برای همینم باشد که اول مطلبم نوشتم درد و دل نه تحلیل ....
من این فیلم را بیشتر از پانزده بار دیدم و هر بار از ان درس زندگی گرفتم و با تک تک شخصیت هایش زندگی کردم
نمره ارزشیابی ام برای این اثر نه از ده است
در صورت تمایل میتوانید با خرید نسخه اور جینال حمایت بفرمایید
منتقد و تحلیلگر:مهیار محمد ملکی