جستجو در سایت

1395/10/07 00:00

نقدی منصفانه از فیلم چ

نقدی منصفانه از فیلم چ

بسم الله الرحمن الرحیم

فیلم چ

این اثر هنری هم همانند دیگر صنایع هنری دارای نقاط ضعف و قوت است که برای اعتلای سطح کیفی اثر به نقد آن می پردازیم.

شمای کلی فیلم ملودرام عواطف و حماسه است و در صدد به تصویر کشیدن شخصیت شهید چمران میباشد.

به نظر می رسد کارگردان قصد دارد با نگاه تازه ای به زندگی چمران نگاه کند؛ حال آنکه وقایع تاریخی نباید دستخوش تغییرات شود چرا که این نگاه تازه، منجر به نمایش چهره جدیدی از چمران شده است.

طبق گفته ی آلن بو آنچه برای هنرمند اهمیت دارد این نیست که نظریه ای خاص را بیان کند یا اندیشه ای را بپروراند؛

 مهم آن است که تأثیری کلی و واحد در خواننده باقی بگذارد.

این اثر به خوبی موفق شد روحیه آرام چمران حتی در شرایط بحرانی را نشان دهد ؛که از زندگینامه او مستخرج می باشد
ولی قدری زیاده روی صورت گرفته به طوری که مخاطب نا آشنا ،چمران را بیشتر معلم پرورشی می بیند تا فرمانده چریک ؛به غیر از دو یا سه سکانس که روحیه چریکی و جنگنده بودن او را به تصویر می کشد که وجود این روحیه وی در کتاب "رقصی چنین میانه میدانم آرزوست" کاملا مشهود است .

نکته دیگر این که از فرمانده انتظار نمی رود شخصیتی منفعل و غیر کارآمد داشته باشد
در تمام جریان فیلم ،چمران هیچ نقشی در تصمیم گیری های استراتژیک و مدیریت جنگ ندارد و مدام درگیر احساسات و عواطف خود است.

شایسته بود در گفتگوی افسر ارتش با اصغر؛ بود و نبود چمران احساس شود یا حد اقل یک قدم مثبت به سمت پیروزی بردارد.
لذا شخصیت پردازی فیلم بسیار ضعیف و ناصحیح جلوه می کند.

شخصیت به تصویر کشیده شده با حرفهای احساسی دکتر عنایتی فرمانده آزادی خواهان کرد تحت تأثیر قرار گرفته و چمران را به یاد خانواده و فرزندانش می اندازد.
ریشه گفتگوی بین چمران و عنایتی بحثهای وطنی و ناسیونالیستی است که با آرمان های انقلاب و افکار چمران هم خوانی ندارد و آرمان گرایی او صرفا با یک جمله " فکر می کنم درکش برات سخت باشه" اشاره ی گذرایی می شود.

از نظر وجود صحنه های اکشن و شیوه فیلم برداری امتیاز قابل قبولی دارد به خصوص لحظه انهدام هلی کوپتر به ویژه که با توجه به استناد تاریخی حادثه به تصویر کشیده شده.

 اما به لحاظ منطق هنری نقطه عطف توجه مخاطب بهترین فرصت برای انتقال پیام یک اثر هنری است که متأسفانه این فرصت مغتنم به راحتی از دست می رود و صرفا مخاطب را سرگرم تماشای جلوه های حماسی بی محتوا می کند.

هر چند جذابیت ها و هیجانات واقع نمایانه ی فیلم مخاطبین را به وجد می آورد ولی در مجموع این اثر؛ موفق به بازشناسی چهره شخصیت مورد نظرنبود و پیام متناسب به مخاطب انتقال پیدا نکرد.

 

سید مرتضی موسویان