جستجو در سایت

1395/11/16 00:00

فیلم زیر سقف دودی

فیلم زیر سقف دودی
اگر یکی از آخرین فیلم‌های زنده‌یاد ایرج قادری را (پاتو زمین نذار) دیده باشید، بی‌نیاز از تماشای این فیلم هستید. وقتی داستان فیلم را خواندید چه چیزی در ذهن‌تان خطور کرد؟ لابد این‌ها: مرد، با زنش بدرفتاری می‌کند، بی‌محلی می‌کند؛ در عوض با زنِ صیغه‌ای‌اش که تر گل ورگل‌تر و خوش‌هیکل‌تر است، شوخ و شنگ و مهربان است. همه این‌ها یعنی که با یک‌سری تیپِ از پیش‌مفروض مواجه هستید. در این بین، داستان فرعی پسر این خانواده هم روایت می‌شود؛ آن هم تیپ: پسری عاصی، جوانی عاشق، جویای نام و قس‌علیهذا. جالب آنکه، در این دست فیلم‌ها همواره مشکلات عاطفی بین زن و شوهر در خانواده‌های مرفه اتفاق می‌افتد گواین‌که چنین مسأله‌ای کاملاً بی‌ربط به طبقات متوسط یا متوسط به پایین است و چنین اتفاقاتی کالایی شیک و لاکچری‌ست که بطور مستقیم در سبد چنین خانواده‌هایی نهاده شده است. با این‌اوصاف، حتی اگر کارگردان به سراغ موضوعی تکراری رفته، نتوانسته نگاه نوئی چه از لحاظ فرم، ساختار و فیلمنامه ارائه دهد. تقریباً از نیمه فیلم، خانم روانشناسی به عنوان منجی نازل می‌شود که به این خانواده با شاه‌کلید «طلاق عاطفی» که مدام و مداوم هم تکرارش می‌کند، مشاوره بدهد (یحتمل، کارگردان هم با شنیدن همین کلیدواژه دغدغه ساخت این فیلم به ذهنش آمده) تا آنها را متوجه خطاهایشان کند و خب، بقیه ماجرا را خودتان حدس بزنید. همان اوایل فیلم، نمای کلوزی از بهنوش طباطبایی که کارمند بانک است، داریم بعد دوربین لانگ می‌شود و لوگوی بانک پاسارگاد به درشتی هرچه تمام‌تر روی پرده می‌افتد: حامی فیلم یا سرمایه‌گذار را این چنین در حلق مخاطب فرو کردن هم از شاهکارهای چنین سینمایی‌ست. در فیلم «فصل نرگس» هم گفتم متأسفانه اغلب کارگردانان و نویسندگان زن، نمی‌توانند فارغ از نگاه جنسیتی طرح موضوع کنند در این فیلم هم زنی سنتی، نماد و نشانی از زنی‌ست که فقط کارهای خانه انجام داده است و شوهرداری با چاشنی بزک را بلد نیست.