جستجو در سایت

1397/09/26 00:00

یک الماس کوچک از جنکینز

یک الماس کوچک از جنکینز

ترجمه اختصاصی سلام سینما

در فیلم «زندگی خصوصی» ، کارگردان و نویسنده ی اثر یعنی «تامارا جنکینز» ، درباره ی یک تجربه حرف می زند و این کار را با تسلط دقیق بر جزئیات فنی و پزشکی موضوع اصلی فیلم یعنی «لقاح آزمایشگاهی» انجام می دهد. برای کسانی که این فرآیند را تجربه نکرده اند ، پشت سر گذاشتن بالا و پایین های تزریقات ، هورمونها ، آزمایش ها و تمام بیم ها و امید ها و هزینه های احساسی و مالی برای انجام کاری که احتمال موفقیت آن بسیار پایین است ، می تواند بسیار دشوار باشد. وقتی فیلم مشکلات بارداری را مطرح می کند (که فیلم ها معمولا کمتر در ابتدا این کار را می کنند) بنظر می رسد که با صداقتی کمتر از صداقت فیلم «زندگی خصوصی» این کار را انجام می دهد. این فیلم از «لقاح آزمایشگاهی» به عنوان گره اصلی فیلم که بتوان آن را با یک پایان بندی شاد گشود ، استفاده نمی کند. اگر جنکینز خودش بطور شخصی تجربه ی این کار را نداشته ، به جرات می توان گفت که یک کار تحقیقاتی بزرگ با میزان زیادی از همدردی انجام داده است.

«پل جیاماتی» و «کاترین هان» نقش (ریچارد گریمز) و (ریچل بیگلر) که یک زوج عذاب دیده هستند را بازی می کنند. آنها پس از اینکه دریافتند نمی توانند از روش سنتی بچه دار شوند ، قبل از رفتن به سراغ روش «لقاح آزمایشگاهی» یا قبول سرپرستی یک بچه ، روش «تلقیح درون رحمی» را امتحان کردند که این دو روش نیز جواب ندادند. پس از اینکه «لقاح آزمایشگاهی» نیز جواب نداد و تنها نتیجه ی آن اتلاف هزاران دلار و هزاران امید بود ، آن ها تصمیم گرفتند تا بجای استفاده از تخمک ریچل 40 ساله ، از تخمک های یک زن جوان تر استفاده کنند. پس از بررسی رزومه های مختلف افراد غریبه ، آنها تصمیم گرفتند تا از شخصی نزدیکتر استفاده کنند و او کسی نبود جز برادرزاده ی آنها یعنی «سیدی»(کایلی کارتر) که به تازگی از تعطیلات دانشگاه به خانه ی آنها آمده بود و برای هر کمکی به آنها ابراز آمادگی کرده بود.

لحن طعنه آمیز فیلم نیز بخشی از موفقیت آن را تشکیل می دهد. «زندگی خصوصی» بیش از اندازه به سراغ خنداندن مخاطبانش نمی رود و شاید گاهی گریه مناسب تر باشد. با اینکه در بعضی از سکانس ها شوخ طبعی زیرپوستی و کنایه آمیزی وجود دارد. جنکینز به شدت مراقب است که مخاطبان به کاراکترهایش نخندند و به جای آن شرایطی را فراهم می کند که دلیل خنده ی مخاطبانش ، ابعاد کمدی شرایط سخت کاراکترها باشد. به ندرت فیلم هایی وجود دارند که در مورد مشکلات بارداری زوج های بدشانس تا این حد صادقانه عمل کنند.

جیاماتی و هان بهترین گزینه ها برای نقش های اصلی بودند زیرا معمولی بودن آنها باعث شده تا حس یکدلی مخاطبان به اوج برسد. خود آنها نیز با درام فیلم به شدت احساس راحتی می کنند و از کمدی ملایم فیلم نیز به راحتی برمی آیند.ریچارد و ریچل دقیقا همان آدمهایی هستند که ما هرروز می بینیم ، دوستانمان ، همسایه ها ، اعضای خانواده یا حتی خودمان. ما دنبال آنها می رویم و از تلاش آنها برای بچه دار شدن تا نشانه های از بین رفتن زندگی مشترکشان را به تماشا می نشینیم. بسیاری از زندگی های مشترک پس از از دست دادن بچه نمی توانند مثل سابق باقی بمانند ، در مورد بچه دار نشدن چگونه است ؟ کایلی با تصمیمش برای اهدای تخمک به آنها بعنوان یک زن جوان در زندگی آنها تغییر ایجاد می کند. نقش او تا جایی قوی است که بر شک و شبهه ی ریچارد و ریچل مبنی بر درست بودن این کار حتی بعد از مخالفت مادر کایلی غلبه می کند.

جنکینز موفق به ساخت یک الماس کوچک شده است. یک فیلم عمیق که بطور شگفت انگیزی احساسات را درگیر خود می کند. نقش آفرینی های عالی نیز کاراکترها را بسیار واقعی جلوه می دهد. در کمال تعجب نتفلیکس تلاشی برای تبلیغات این فیلم که به جرات می توان گفت جزو سه یا چهار فیلم خوب این شرکت می باشد ، انجام نداده است. «زندگی خصوصی» سزاوار بیشتر دیده شدن است زیرا برای کسانی که به فیلم های انسانی اهمیت می دهند ، در حال حاضر انتخاب زیادی روی پرده های سینما نیست.

منبع : ReelViews

مترجم : وحید فیض خواه