تماماً اکشن

"اکوالایزر2" ادامه ایست بر فیلمی با همین عنوان که در سال 2014 از سوی سونی پیکچرز اکران شد و با استقبال بسیاری از سوی مخاطبان سینمای اکشن مواجه گشت.
«اکوالایزر» را آنتوان فوکوآ کارگردانی کرده است و جالب این جاست که این فیلم خود اقتباسی از سریالی با همین عنوان است که در دهه 1980 از تلویزیون امریکا پخش می شد.
به عنوان مخاطبی که علاقه چندانی به سینمای اکشن ندارم باید اذعان کنم «اکوالایزر» فیلمی ست با فیلمنامه ای کم جان که اگر المان های ثابت و همیشگی سینمای اکشن- قهرمان محورِ هالیوودی را از آن حذف کنیم عملاً چیزی از آن باقی نمی ماند؛ به عبارتی فیلم فاقد فیلمنامه ای یکدست و کامل است و بیشتر به طرح های پراکنده ای شباهت دارد که به سختی به یک دیگر چسبانده شده اند تا کل واحدی را پدید آورند. نه تنها در این فیلم بلکه در بسیاری از اکشن های هالیوودی، زبان آثار مشترک است و عناصری که فیلمنامه های آن ها را شکل می دهند آن قدر شبیه به هم اند که مخاطب تفاوت چندانی میان این فیلم ها احساس نمی کند و عناصر درام آن قدر قابل حدس و کلیشه ای اند که هیچ فرصت تأملی برای مخاطب باقی نمی گذارد. به عبارتی مخاطب بی تردید می تواند پایان بندی این دست از فیلم ها را حدس بزند، نقاط بحران و عطف در فیلمنامه باسمه ای و ساده انگارانه اند و حل و فصل به تخیلی ترین شکل ممکن طراحی می شود و این طراحی ضعیف و خام دستانه بزرگترین ضربه را به کل درام وارد می کند.
نمی دانم این طرح ثابت داستانی در این دسته از فیلم ها به یک مولفه تبدیل شده است یا نه اما به نظر می رسد مشخصات فیزیکی، رفتاری و حتی شناسنامه کاراکتر اصلی این فیلمها نیز مشابه یکدیگر است؛ شخصیت اصلی این اکشن ها عموماً پلیس یا یک مامور اف بی آی است که با مشکلاتی از جمله ازدست دادن همسر، سرخوردگی حرفه ای، افسردگی و ... دست و پنجه نرم می کند و وقوع یک رویداد باعث می شود پای این شخص به پرونده های جدیدی باز شود که ناخواسته وی را درگیر اتفاقاتی می کند. خط اصلی داستانِ «اکوالایزر» نیز چیزی در همین مایه است و مشخصاً می توان پایان فیلم را حدس زد.
حضور دنزل واشنگتن در مقام بازیگر اصلی فیلم یکی از برگ های برنده ی آن است؛ حضور آرام و باطمانینه ی او که گویی آتش زیر خاکستر است و این بازیگر در طول فیلم چهره های مختلفی را از کاراکتر رابرت مک کال به منصه ی ظهو می گذارد و چند بعد از شخصیت او را آشکار می سازد.
حضور کوتاه اما تأثیرگذار ملیسا لیو که درواقع موتور محرکی برای تحول درونی مک کال است نیز از بخش های مثبت فیلم به شمار می رود و این بازیگر صاحب نام سینما در همین حضور کوتاه تأثیری را که باید بر فیلم می گذارد.
از دیگر ایرادهای وارد بر «اکوالایزر 2» می توان به لو رفتن زودهنگام شخصیت منفی آن اشاره کرد. این که دست فیلمساز آن قدر زود برای تماشاگر رو شود اتفاق خوشایندی نیست که در «اکوالایزر» شاید به سبب عدم تعدد شخصیت ها رخ داده است. همچنین فیلمساز استفاده ای دم دستی و گلدرشت از نشانه ها کرده است و برخی از نشانه ها در فیلم، آن قدر پررنگ و تکراری اند که حتا مخاطبی که تماشاگر حرفه ای فیلم های اکشن نباشد خواهد توانست به زودی آن ها را رمزگشایی کرده و راز فیلم خیلی زود برملا می شود.
در نهایت «اکوالایزر» فیلمی ست که سینما را بدون در نظر گفتن جنبه های مهمی چون متن و داستان به مخاطبانی نشان می دهد که آن قدر ها در قید و بند فیلمنامه و محتوا نیستند و صرفاً علاقه دارند چند ساعتی از تماشای یک فیلم تماماً اکشن لذت ببرند.