کودکان دیروز،بزرگسالان امروز

فیلمسازان متعددی در جهان در طول دوران کاری شان، بازیگرانی پرورش دادهاند که از کودکی در فیلم هایشان بودهاند و با فیلم های آنها بزرگ شدهاند ،مثلا ژان پیر لئو در سیزده سالگی در نقش آنتوان دوانل در فیلم چهارصد ضربه فرانسوا تروفوا بازی کرد و باعث شد تا همکاری درازمدتی بین شان شکل بگیرد و با همان نام در فیلم های دیگرش،در فیلم کوتاه آنتوان و کولت و دیگر فیلم ها مثل بوسه های پنهان،تخت و تخته و غیره بازی کرد.حتی در فیلم های خودمان چنین روابطی نه همچون فیلم های تروفوا و به اشکال دیگر وجود داشته است، مثل همکاری بین السا فیروز آذر با تهمینه میلانی و یا حسین عابدینی و مجید مجیدی، اما آنچه که در این همکاری ها زیباست،بازگویی و به تصویر درآمدن تغییر تدریجی یک کودک به جوان،میانسال و حتی کهنسال شدن است.
مایکل آپتد فیلمساز انگلیسی و مستندساز،با بسط چنین ایده ای از یک نفر به یک جمع،سری فیلمهایی را از 1964 تاکنون ساخته که البته در قسمت اول آن ،او تنها دستیار است و پال الموند کارگردان و از قسمت دوم الموند کنار رفت و تا آخرین قسمت کار به خود آپتد سپرده شد. این سری فیلم ها به لحاظ جامعه شناسی و روانشناسی حتی بیشتر از خود فیلم، اهمیت یافته است.در 1964،الموند فیلمی با حضور چهارده دختر و پسر انگلیسی و از زندگی و رفتارشان با عنوان 7UP می سازد.بچه ها در فیلم همه کاری می کنند؛ از والدین شان حرف می زنند،از سرگرمیهایشان می گویند و این قسمت و بعد ها در قسمتهای بعدی،فیلم به سندی از رفتار مردم انگلیس،جامعه آن جا و تفکرات طبقاتی تبدیل می شود.این چهارده نفر همگی متولد 1957 هستند و با این اطلاعات می توان به این نتایج رسید که اگر آنها یک دهه قبل متولد می شدند،قطعا آن چیزی که اکنون در فیلم هستند،نبودند و بدیهی است که جنگ جهانی دوم در رشد و ذهن شان تاثیری فزاینده داشت و یا اگر یک دهه بعد بدنیا می آمدند در،گیرودرار با اجتماعی متلاطم و حتی ضد اجتماع رشد می کردند، اما آنها حد وسط اند و محصول پرورش و رشد،در نیمه دوم قرن بیستم هستند.فیلم آپتد از منظری کودکان فیلم را محصول طبقه اجتماعی شان نشان می دهد و می گوید که کودک در هر طبقه ای متولد شود،همان شیوه ها و رفتارها و کنش های طبقه و جامعه خودش را دنبال می کند و کمتر می تواند به گرایشات دیگر بپیوندد .به عبارتی فیلمساز معتقد است که آینده هر کس،در هنگام تولدش به او داده می شود،اگر فقیر به دنیا بیاید و یا مرفه ،آینده نیز همان خواهد شد.
مایکل آپتد ،پس از فیلم اول،هر هفت سال یک بار به سراغ این چهارده نفر رفت و فیلم تازه ای از زندگی آنها،رفتار و تغییر نگاهشان نسبت به زندگی ساخت که به ترتیب عبارتند از: 14UP -1970 , 21UP -1977, 28UP -1984 , 35UP -1991 ,42UP -1998 , 49UP -2005 , 56UP- 2011 . خود مایکل آپتد هنگام ساخت اولین فیلم بیست و سه سال داشت و آن جمع چهارده نفره، پانزده سال از او کوچکتر بودند.آنها از همان فیلم،دوستان خوبی با یکدیگر شدند و مایکل آپتد حکم بزرگتر گروه یا برادر بزرگتر را می یابد.به طوری که تاکنون،جوایز مختلفی که نصیب این سری فیلم ها شده بین شان بطور مساوی تقسیم شدهاست و انگار که همه آنها در تولید فیلم ها دخیل بودهاند .
آنچه که از گزارش های تولید فیلم بیرون درز کرده،هر قسمت حدود دو روز فیلمبرداری شدهاست و نکته جالب آن که این کودکان دیروز و بزرگسالان امروز،در خود انگلیس و بین مردم،آدم های شناخته شده و معروفی شده اند.همه از زندگی شان باخبرند و داستان آنها را دنبال می کنند. فیلم هوشمندانه و با نیتی خاص از فواصل هفت ساله استفاده کردهاست .از خود عدد هفت که سابقه ای اسطوره ای در تاریخ،فرهنگ و ادیان دارد تا اولین سال ورود بچه ها به مدرسه که در هفت سالگی است و به نوعی ورود آنها به جامعه و ترک خانه و عدم وابستگی به آن و کانون خانواده است.با دیدن پشت سرهم و با ترتیب این سری فیلم ها ی آپتد،به خصوص برای روانشناسان و جامعه شناسان ،می توان به تغییرات شخصیتی،رفتارهای اجتماعی،نگاه به زندگی ،کار ،تفریحات،آغاز نوجوانی،جوانی و میانسالی و حتی محو تدریجی شادی های کودکانه و پدیدار شدن نگاه جدی و عبوس به زندگی،تغییر در لحن بیان و نوع بکارگیری کلمات و الفاظ در هر دوره سنی،پی برد .
فیلم آپتد،تاثیری شگرف بر دیگر فیلمسازان گذاشت به طوری که کسانی چون جولین فارینوی آمریکایی ،ایدرین میشل کانادایی ،آنگس گیبسون آفریقایی ،سرگئی میروش نی چنکو روسی نیز نمونه هایی شبیه به کار آپتد و با فواصل زمانی متعدد و یا درست همانند کار آپتد ساخته اند و این گویای این است که چنین فرمی از فیلمسازی که در آن فیلمساز به زندگی با آدم هایی منتخب و دستچین می پردازد،بسیار هیجان انگیز است و می تواند به مطالعه ای جامع در باب انسان تبدیل شود.