گل و گلوله

گل و گلوله
در ابتدا جسارت رامبد جوان را باید مورد تحسین قرار داد، در کارنامه کاری او شاهد آثار طنز هستیم وی اکنون پا فراتر گذاشته و با فیلم سینمایی "نگار" اثری جدید را ارائه داده است. خارج از بحث گیشه و انگیزه مالی به دنبال ارائه کاری جدید در سینمای ایران بوده است. اگر بخواهیم این کار رامبد جوان را با سایر فیلم های گذشته او مقایسه کنیم کاری بسیار اشتباه است زیرا این فیلم از لحاظ سبکی با آثار گذشته ی او تفاوت های بسیاری دارد.
داستان فیلم یک موضوع را دنبال می کند اما تکنیک های سینمایی فراوانی در آن استفاده شده است. کشف حقیقت از دیدگاه نگار (نه از دیدگاه و بررسی های اداره جنایی پلیس) از نگاهی عاطفی سعی کرده به این موضوع پی ببرد. دوگانگی شخصیت و اینکه مخاطب متوجه نیست کدام شخصیت را دنبال می کند یا در کدام بازه زمانی از این ماجرا قرار گرفته کاری بسیار عالی است که این معما به معماهای این فیلم اضافه می کند و هر چه پازل های مبهم ذهنی او(نگار) تکمیل می شود و به حقیقت می رسد، افرادی که در کنار او هستند و نقش دوست یا نزدیکان خانوادگی را بازی می کنند، می شناسد و دست آخر در صدد انتقام از آن ها بر می آید.
در ادامه انتخاب بازیگران این فیلم را مرور می کنیم که بسیار ضعیف عمل کرده است در این کار سعی کرده همسر و دوستانش را راضی نگه دارد و به آن ها نقشی بدهد. استفاده از بازیگری ضعیف و گویی نا بازیگر همچون مانی حقیقی و حرکات مصنوعی او که کم و بیش در فیلم شاهد آن بودیم، نظیر آن صحنه ای در گلخانه که به پیمان (محمدرضا فروتن) می گوید: (فکر کن پیمان! یکم فکر کن) که این حرکات ما را یاد حرکات رامبد جوان در برنامه تلوزیونی "خندوانه" می اندازد، یا در ادامه بر عهده گرفتن نقشی اینچنین توسط نگار جواهریان که تا قبل از آن چنین کاری از او ندیده ایم و اکثر نقش های او در غالب افراد بیمار بوده است. (اشاره به فیلم های اینجا بدون من، طلا و مس و حوض نقاشی) که در اکثر صحنه های فیلم نگار ضعیف عمل کرده است. بدل ها و جلوه های ویژه در این فیلم بسیار خوب و کار شده ارائه شده و از ناپختگی به دور بود ولی در صحنه پایانی فیلم اینچنین نبود (صحنه تیر انذازی نگار در گلخانه).
اکثراً این فیلم سینمایی را در غالب سبک های پست مدرن می شناسند و بررسی می کنند، اما با این سبک فاصله ی زیادی دارد ولی به هر حال با این فیلم توانسته فضای جدیدی در سینمای ایران به وجود بیاورد و همانگونه که در مصاحبه های ایشان مطرح بود ( قبل از ساختن فیلم نگار) اشارات زیادی به حال و هوای سینمای ایران کرده بودند که به شدت رئال است و تخیل در این سینما تا کنون نقش زیادی نداشته و پیرو صحبت های گذشته خودش دست به چنین کاری زده است.
در کل به رامبد جوان باید تبریک گفت که سعی کرده از آن فضای آپارتمانی و نماهی خسته کننده به دور بوده و تخیل را چاشنی کارش (که این روزها در سینمای ایران بشدت جای خالی آن احساس می شود) قرار دهد.