شب، گدار، آلفاویل!

رویکرد حدیث نفسی و در عین حال سینهفیلیایی فرزاد موتمن در «سراسر شب»، سبب شده تا جدیدترین فیلمش تبدیل به کلاژی شود از تمام فیلمها، فیلمسازها و لحظاتی که به آنها عشق میورزد. این رویکرد سینهفیلیایی در ترکیب با یک نگاه خود انعکاسی (Self-reflective) نسبت به مدیوم سینما قرار میگیرد؛ با این وجود «سراسر شب» به هیچ عنوان در مسیر فیلمهای انعکاسی همانند آثار گدار قرار نمیگیرد، بلکه در تلاش است تا با تزریق یک لحن طنازانه و بازیگوشیهای کلامی و بصری، یک پارودی از تمام تاریخ سینما خلق کند. در واقع ما در کنار ادای دین به یک خروار فیلم مهم در تاریخ سینما از آلفاویل گدار و دیالوگهای کمدیهای بیلی وایلدر گرفته تا حتی «شبهای روشن» خود فیلمساز، با ترکیبی ناهمگون از ژانرهای مختلف سینمایی مواجهیم. کمدی، جنایی، نوآر و اکشن همه گرد یکدیگر میآیند و جالب آنکه در همین تلفیق ژانری نیز نوعی پارودی شیطنتآمیز به چشم میخورد. برای مثال فیلم از کیفیت بصری نوآرگونهای بهره میبرد. فیلمهای نوآر عمدتا در شب میگذرند و خیابانهای خیس حاصل از قطرات باران در یک شهر آمریکایی لوکیشن اصلی آنهاست که جرم و جنایت و گناه از در و دیوار آن بالا میرود. ماجرای «سراسر شب» نیز به مانند آثار موسوم به «شبهای تهران» که در چند سال اخیر نمونههای موفقی از آنها ساخته شده است، در خیابانهای نمناک و در نیمه شب تهران میگذرد. با این وجود از باران خبری نیست و در سکانسهای متعددی از فیلم میبینیم که ماشین شهرداری از مقابل شخصیت اصلی عبور میکند و با شلنگ خیابان را خیس میکند! در واقع کیفیت بصری شبه نوآری «سراسر شب» حاصل نگاهی هجوگونه به مقولهی ژانر است.
طنازی پایانناپذیر موتمن در بحث روایت اثر نیز وارد میشود. فیلمنامه با تلفیق بین رویا و واقعیت یا افسانه و رئالیسم از رویکرد شاهپیرنگ فاصله گرفته و به یک اثر خرده پیرنگ نزدیک میشود. در اینجا کنشهای درونی شخصیتهای فیلم در مقام نیروی محرک اصلی درام قرار میگیرند و روایت را پیش میبرند. مهتا (الناز شاکردوست) دختریست که علاقهاش به سینما را سرکوب کرده و به جای هنر، سراغ درس و کار نان و آب دار رفته، با این حال خواهرش مریم بر خلاف او بازیگری در سینما را پیش گرفته است. مهتا و مریم دو بخش از روح یک انسانند، ورِ منطقی و ورِ احساسی. مریم قسمتی از روح همان مهتاست که به دنبال تحقق آرزوهای سرکوب شدهی مهتا رفته است. در واقع مهتا/مریم شخصیت کلیدی «سراسر شب» است که شاید از یک دغدغهی شخصی در مولف زاده شده باشد، دغدغهای که در جوانی مدام بین هنرمند شدن و نشدن در رفت و آمد بوده و بسیاری از مشکلاتی که مهتا از آنها سخن میگوید را تجربه کرده است. در چنین شرایطیست که مهتا/مریم با کاراکترهای دیگر جهان فیلم دیدار کرده و مناسباتی که با آنها برقرار میکند، آرام آرام دایرهی شخصیتپردازیاش را کامل میکند. دیدار او با سینا حجازی بخش عاشقانهی وجودش و دیدارش با امیر جعغری در راستای ارضای بخش کاری و حرفهای ذاتیاش عمل میکنند.
با وجود اینها، به یک دلیل مشخص فیلم را دوست ندارم. به نظر فرزاد موتمن ریسکپذیری کافی برای ساخت یک فیلم شخصی را نداشته است. بر خلاف آنچه که در نگاه اول «سراسر شب» از منظر شخصی بودن اندکی رادیکال به نظر میرسد، اما فیلمساز با اضافه کردن یک پلات فرعی بیسر و ته – خط داستانی آزاده صمدی – سعی کرده تا سطح معقولی از مخاطبان را با عملی مشابه باج دادن پای فیلم نگه دارد. داستان آزاده صمدی و گشت و گذارهای شبه پلیسیاش به دنبال ضارب و در نهایت تلاقی مسیر تهیهکننده و ضارب با یکدیگر به هیچ عنوان مال جهان داستانی این فیلم نیست و از قضا بخش زیادی از زمان فیلم را نیز به خود اختصاص میدهد. اتفاقا این خط داستانی فرعی از همان کلیشههای گونهی نوپای آثار «شبهای تهران» میآید که چند نفر با بدبختی و مشکلات فراوان شب تا صبح دنبال شخصی میگردند و در نهایت نیز یا آن را نمییابند یا در یک غافلگیری، مورد تحت تعقیب تبدیل به مکگافینی میشود که یافتن یا نیافتنش دردی از کسی دوا نمیکند. فرزاد موتمن در «سراسر شب» میتوانست با ریسکپذیری بیشتر، فیلمی شخصیتر و با تمرکز بیشتر روی لایههای شخصیتی مهتا بسازد و اگر هم میخواست رویکرد پالپ فیکشن گونهی فیلم خود حفظ کند، از داستانی جذابتر از ماجرای آزاده صمدی کمک بگیرد.
با این وجود فیلم در بطن ساختاری روایی غریب خود، موقعیتهای اپیزودیک و لحظههای طنازانهای دارد؛ از مکالمههای درون کافه آلفاویل گرفته تا صحنهی رویارویی تهیه کننده و فیلمنامهنویس که شخصا آن را محبوبترین سکانسم از فیلم میدانم. «سراسر شب» با وجود اینکه بر خلاف گفتههای فیلمسازش بهترین فیلم سازندهاش نیست و به گردپای «شبهای روشن» هم نمیرسد و حتی در قیاس با برخی دیگر از آثار موتمن نیز عقبتر میایستد، اما حاوی نکات ظریف، ریزهکاریها و از همه مهمتر لحظاتیست که از بسیاری از آثار این چند ساله که با عنوان پست مدرن به مردم قالب کردهاند، به یادماندنیترند.