جستجو در سایت

1395/07/04 00:00

سودای شلوغی گیشه با تبلیغی فریبنده

سودای شلوغی گیشه با تبلیغی فریبنده

سودای شلوغی گیشه با تبلیغی فریبنده

نقد و بررسی فیلم سایه های موازی ساخته اصغر نعیمی

نویسنده :محمدحسین ترکمان

 

سایه های موازی روایتگر درامی عاطفی و در ظاهر عاشقانه است که دستمایه فیلم های بسیاری بوده است و برای مخاطبان ایرانی بارها تکرار شده و اساسا هیچ چیز جدید و تاثیرگذاری برای عرضه ندارد. روایت داستان نه آنقدر دلچسب است که بیننده با آن ارتباط برقرار کند و نه آنقدر پیچیده که تماشاگر را به تفکر وادارد

اولین سکانس از فیلم با داخل شدن نازنین به مغازه ی فرهاد برای گرو گذاشتن یک گردنبد و دریافت وجهی از عتیقه فروش یعنی فرهاد شروع می شود که بدون اغراق باید گفت اولین حدس تماشاگر برای لو رفتن کل داستان فیلم در همان ابتدا کاملا درست از آب درمی آید به این صورت که احتمالا رابطه ی بین این فروشنده و دختر جوان ادامه پیدا خواهد کرد و در یک فرم فوق کلیشه ای سینمای ایران فرهاد عاشق نازنین می شود و با وی ازدواج می کند و در ادامه قاعدتا باید دچار چالش های بشوند که می شوند اما این چالش ها مطلقا تعلیق و کششی به همراه ندارد و خسته کننده است و این تمام پیرنگ خام و ساده ی سایه های موازی است.

داستان های ازدواج دختر فقیر با شاهزاده پولدار و یا بالعکس از جمله مضامینی است که فراوان برخورد داشته اید اما در مسیر داستان این فیلم اتفاقاتی می افتد و دیالوگ های رد و بدل می شود که قابل تامل است و جای سوال دارد.

فرهاد که آدمی تنها و  بنا به دلایلی گوشه گیر و منزوی است و کسی را ندارد که با او ارتباط داشته باشد در مقابل یک دختر جوانی قرار میگیرد که شرایط مادی زندگی اش برخلاف فرهاد تعریفی ندارد و در ابتدا رفتارهایی بروز می دهد که می گوید از هر راهی نمی خواهد پولدار شود به طور مثال متن آگهی آموزش زبان موید این مسئله است. تلاقی احساسات  فرهاد و نازنین ، برای یکدیگر سوال و علاقه برای بیشتر کنار هم بودن ایجاد می کند که منتج به ازدواجشان می شود. فرایند ازدواج خیلی سریع و نامعلوم رقم میخورد تاجایی که در یک سکانس غیرمنتظره به سمت اتاق خواب فرهاد که نازنین هم حضور دارد کات میخورد و لحظه ای تماشگر غافلگیر می شود که چه شد؟ ازدواج کرده اند؟ بدجور توی ذوق می زند، روایت داستان حشوهای زیادی دارد که اگر یک نمای عقد در دفترخانه به نمایش درمی آمد نه تنها چیزی از فیلم کم نمی کرد بلکه باید به اصول فرهنگی و بومی در مقولاتی حساسی مثل ازدواج توجه داشت و غفلت از آن جالب نیست و خجالت به بار می آورد

 عشق و عاشقی و ازدواج همواره از پررنگ ترین موضوعات سناریوهای سینمای ایران بوده است و حتی می توان ادعا کرد که تبدیل به یک جز لاینفک درام ایرانی شده است و هر سازنده ای با یک نگاه خاص و قرائت مخصوص به خودش به مقوله عاشقی و ازدواج در متن می پردازد . نکته جالب توجه در سایه های موازی اینکه با استناد به دیالوگ های فرهاد و نازنین، برایشان اصلا مهم نیست که به طور مثال آن ها قبلا با کسی بوده اند یا خیر؟ و چه سرگذشتی داشته اند اما پیدا شدن یک دفتر که نشان می دهد فرهاد در زمان قدیم علاقه به نوشتن دارد خیلی برای نازنین مهم است و کار تا جایی پیش می رود که می گوید چرا همچین موضوع مهمی را به من نگفته بودی؟ در یک بیان ساده یعنی جایگزین شدن المان های نخ نما شده و بی مایه مخرب روشنفکری بجای مولفه های حساس ، معقول و تاکید شده که در جایگاه  پرداختِ به مضمون باید مورد اخطار قرار بگیرد همچنین قالب کردن مشتی کلمات و شعرهای آبکی به مراحل مختلف داستان اصلا عاطفه و احساس منتقل نمی کند، از شعر و ادبیات بسیار بد و سطحی استفاده شده است .

در بخش بازیگری فیلم پس از مدت ها دوری شاهد حضور چهره نامدار ابولفضل پور عرب در پرده های سینما هستیم که می تواند یک نقطه بازگشت و تولدی دوباره برای فعالیت جدی وی در فیلم و سینما باشد. با توجه به شخصیتی که برایش در داستان تعریف شده است چیزی کم نمی گذارد.

سوپر استار محبوب سینمای ایران شهاب حسینی در سایه های موازی نقشی کاملا تشریفاتی و کوتاه دارد برخلاف آنچه در آنونس و تبلیغات فیلم مشاهده می شود و مخاطب را بخاطر حضور وی برای تماشای فیلم ترغیب می کند یک سراب است چرا که حتی یک نابازیگر ناشی هم از عهده اجرای شخصیت او در داستان بر می آید و اینطور که بنظر می رسد حضور او در فیلم صرفا برای تضمین شدن بخشی از فروش فیلم و شکست نخوردن در گیشه می باشد. حدیث فولادوند نیز در یک حضور افتخاری تر  تنها در دو دقیقه حضور دارد و جایی برای ازریابی نمی گذارد.

 

در مجموع سایه های موازی امتیاز قابل قبولی کسب نمی کند وگزافه نیست اگر بگوییم فیلمنامه اش در حد کار امتحانی هنرجوهای یک موسسه سینمایی است. همچنین در این فصل رقابت سرسخت فیلم های مطرح و پرفروش با متوسل شدن به تبلیغی فریبنده هم نمی شود امیدی برای کسب جایگاه در فروش گیشه داشت.