سینما را تبدیل به یک تریبون شعار گونه نکنیم

#لانتوری یا #دُرمیشیانِ پرخاشگر، عصبی و البته عصبانیتی به حق از جامعه و بعضی اتفاقات سیاه آن. فیلم لانتوری را نه می توان فیلم معرفی کرد و نه مستند بلکه یک اثر تصویری است میان این دو، اثری زیبا و درخور توجه که سعی در نشان دادن حجم وسیعی از مشکلات، معضلات و ناهنجاریهای گریبانگیر جامعه را دارد. فیلم با کلوزآپ های متعدد و ضعیف و منقطع از لب و دهان شروع میشود و بعد از آن شاهد مصاحبه با اقشار مختلف جامعه و منولوگهای بسیار زیاد فیلم هستیم که متاسفانه پرده سینما را تبدیل به یک تریبون شعار گونه و در خدمت کارگردان در میآورد، فیلم در کل روایتی غیر خطی دارد که با ریتمی بسیار کند شروع میشود و سعی در معرفی گروه لانتوری میکند که در پرداخت آن نیز به مشکل میخورد و نمیتواند افراد گروه را تمام و کمال به شخصیت تبدیل کند. لانتوری گروهی است بزهکار، دزد، لات و زورگیر که نفر اول این گروه جوانی است به نام (پاشا) با بازی هنرمندانه و بسیار عالی بازیگر محبوب من #نوید محمدزاده (اگر در آینده دچار تکرار نشود) که در ابتدا و قبل از تشکیل این گروه در پرورشگاه بزرگ و در همانجا مشغول کمک و خدمت به بچه های بی سرپرست شده و مشخص نیست چگونه و به یکباره تبدیل به موجودی این چنین خطرناک و سر دسته این گروه میشود. فیلم در فرم عالیست ولی در روایت داستان بسیار ضعیف است، بعد از چهل و پنج دقیقه فیلم به یکباره، ریتم سرعت میگیرد تا از مستند فاصله و سعی در بیان حجم وسیعی از داستان داشته باشد اما زمان از دست رفته است و در روایت به مشکل میخورد. ظاهرا قرار است شخصیت اول داستان یک روزنامه نگار و مدافع حقوق بشر بنام (مریم) باشد که کارگردان زیرکانه طعنه هایی به اتفاقات سالهای اخیر و پلاک هشتاد و هشت خانه او و دلواپسانی که او را جاسوس میخوانند میزند ولی اسم فیلم لانتوری است و در ابتدا سعی بر شناخت این گروه شده است (که البته موفق نبوده است) و متاسفانه هیچ پرداختی روی شخصیت مریم نمیشود تا جایی که بیننده در سکانس سوار شدن او به ماشین پاشا قضاوت اشتباه میکند و عشق میان او و پاشا در کل غیر قابل باور میشود و حتی نقش آقازاده فیلم به شدت سطحی است و کارگردان فقط یقه دیپلمات را برای پرداخت شخصیت یک آقازاده بکار میگیرد. مشکل اساسی فیلم مشخص نکردن رده سنی برای صحنه های دلخراش آن است که می تواند برروی قشر کم سن و سال آن آثار جبران ناپذیری به جا بگذارد. از سکانسهای منتخب فیلم میتوان به سکانس درخت آرزوها و یا بوسه بر سیلی نواخته شده به صورت نوید محمدزاده اشاره کرد. در پایان باید گفت فیلم لانتوری پر است از شعار، طعنه و حجمی از ناهنجاریها که باید دیده شود چون فیلمی است در مجموع مهم، جدی و آموزنده که اگر طاقت دیدن صحنه های پر التهاب و دلخراش اسیدپاشی را دارید به تماشای آن بروید.