کلید اسرار در قاب سینما

عرق، نفروشید که کارِ کثیفیست و آخر و عاقبت ندارد و آتش میاندازد به جانِ خود و خانوادهتان! همین خطِ روایتی را اگر به عوامل سازنده «کلید اسرار» بدهند، آنها میتوانند بیآنکه حاشیه بروند و وقتِ مخاطب را تلف کنند خیلی زودتر همین پیام اخلاقی را به تماشاگر منتقل کنند. با فیلمی مواجهیم که بخش عمده آن در ترکیه فیلمبرداری شده و خواسته یا ناخواسته اَدای دِینی کرده به سریالهای ترکیهای: گیتار دارد، مثلثِ عشقی دارد، جوانهایی دارد که بیهیچ پلانی قصد مهاجرت به آمریکا دارند و وطن جز بیکاری و فلاکت، ارمغانی برای آنان نداشته و حالا گزیری جز پناه بردن به آمریکا برایشان باقی نمانده است. به راستی، تماشای این حجم از عوامزدگی و انگشت تأکید نهادن بر سوژههای تکراری بیآنکه قالب و فرم جدیدی برای روایت انتخاب شود مگر میتواند پیامی جز خشکیدنِ چشمه خلاقیت فیلمسازان، داشته باشد؟ مگر برگزیدنِ پایانِ بازِ تلخ، را میتوان به هر فیلمی سنجاق کرد؟ و بعد هم عجز از پایانبندی و جمع کردن قصه را با آن توجیه کرد؟ بله، حوصله و صبر بسیاری میخواهد تماشای اینگونه فیلمهای جشنوارهی نااُمیدکننده سیوششم.