جستجو در سایت

1395/09/22 00:00

شروع فوق العاده، پایانی متفاوت

شروع فوق العاده، پایانی متفاوت

درباره فیلم دختر باید گفت شروع خارق العاده و درگیر کننده، توام با هیجان داشت هیجانی که تا اواسط فیلم شما رو درگیر خودش میکنه، خیلی خوب به شخصیت ها پرداخته شده البته به اندازه کافی روی خواهر ستاره زوم نمیشه اما در همون اندازه هم نشون میده که کارگردان مایل هست یک خانواده نیمه سنتی رو به تصویر بکشه که پدر در اون خونواده حرف اول رو میزنه و مادر نقشی تقریبا نیمه منفعل دارد و خیلی در تصمیم هایی که از سوی پدر خانواده گرفته میشه نمیتونه دخالت کنه.

فیلم از لحاظ قالب زیبا و قابل تحسین بود گاهی با استفاده از هلی شات و تکنولوژی روز دنیا سعی میکرد چشم رو نوازش بده، محتوای خوبی هم داشت فقط اینکه چرا این خوب بودن ها تا اواسط فیلم هست و از وسط فیلم به این طرف تماشاگر خسته میشود را باید از خود میرکریمی پرسید. 

شخصیت ها را بازیگر های درستی به نمایش میگذارند. فرهاد اصلانی، مریلا زارعی، ماهور الوند همه و همه خوب هستند، و باید پذیرفت ما هنوز از این دست خانواده ها داریم، دیالوگ های تکان دهنده و اوج همدردی دختر با دوستش در بالکن خانه آنجا که میگوید " میخواستم یه بارم که شده خودم تصمیم بگیرم" و اینکه در ادامه اشاره ای به دوران کودکی میکنه که چقدر پدر با اونها خوب بوده و یهو با رفتن به دبیرستان همه چی عوض میشه. خیلی خوب به این خانواده و سبک تربیت پرداخته شده و چقدر زیبا ترس توام با عشق در حرف ای ستاره مشهود هست.

با آنکه بسیاری نقد کرده اند که این فیلم جهت سرکوب دختر بوده باید گفت کاملا برعکس، این فیلم نشان داد چنین خانواده هایی گاه نیاز به یک تلنگر دارند، جرات و شجاعت حرف زدن به دختر ها را به ما نشان میدهد و اینکه باید حرف زد. شما با عشق میان دختر و پدر مواجه هستید و این چیز خارق العاده یست. 

دیالوگ آخر که ستاره میگوید آبادان هم جزو شهر های دانشگاه انتخاب کرده یعنی عشق به خانواده، گریه های پدر در پشت بام یعنی عشق به خانواده، درست کردن دودکش و پشیمانی خواهر بابت طرز صحبت با برادرش همه اینها عشق به خانواده بود که به خوبی با این دیالوگ "هیشکی خانواده خود آدم نمیشه" در این فیلم به تصویر کشیده شده.


اگر فیلم نامه در وسط فیلم درجا نمیزد به جرات میگفتم از جمله فیلم های احساسی خیلی خوب سینما میشد.


سپاس