جستجو در سایت

1395/11/12 00:00

سینمای به اصطلاح فلسفی

سینمای به اصطلاح فلسفی
کمدی انسانی فیلمی با جهات و پیچیدگی و سردگمی های فراوانی است که شاید مخاطب عام را بیش از هرچیز عذاب دهد و فیلم برایش حکم شکنجه داشته باشد که البته برای مخاطب خاص هم تاحدودی قابل هضم نیست .  فیلم یک شروع و پایان مشخص و روایت زندگی شخصیتی است که به معنا زندگی نکرده است و تمام سعیش همسان شدن با اطرافیانش است .  فیلمنامه فراز و نشیب هایی دارد که از نظر شخصی من گنگ هست و کارگردان به خوبی نتوانسته این معادله هایی را که نوشته شده را حل کند و راه حل را برای مخاطب به نمایش بگذارد و همین سردگمی فیلم با خودش باعث میشود ریتم پایین بیاید و اثر دچار یک ضعف شود و همین ضعف و کندی از نظر عده ای فلسفی است و از نظر عده ای دیگر فیلمی است که تماما ادای یک  فیلم فلسفی را در میاورد و تماما انتلکت طور است .  البته که محمدهادی کریمی با فیلمنامه "ساکن طبقه وسط"  خود را در نوشتن آثار فلسفی که حرفی برای گفتن داشته باشد نشان داده است ولی در فیلمنامه کمدی انسانی شاهد اغراق و گنده گویی های بیش از حد از دهه های ۳۰ تا ۶۰ هستیم و همین باعث میشود فیلمنامه یک نوشته ابزورد به حساب بیاید و ارزش خود را از دست بدهد .  قاب بندی ها و دکوپاژ های این اثر بسیار خوب بود و به شخصه خیلی پسندیدم و باز همین مورد باعث میشود که مخاطب به این فکر کند که کارگردانی که میتواند قاب هایی به این ظرافت ببندد چگونه میتواند یک فیلم را اینگونه روایت کند !.  بازی ها چندان حرفی برای گفتن نداشت جز کاراکتر هومن سیدی [ناظم مدرسه] و شخصیت دوران کودکی فیلم که به نظر خوب درآمده و کنترل شده بازی کرده اند .  برعکس شخصیت اصلی فیلم [آرمان درویش] که قبلتر هم در فیلم چهارشنبه ساخته سروش محمدزاده بازی کرده و در نقد همان فیلم هم گفتم که بازیشان حس ندارد و تماما ماشینی ایفای نقش میکند و چهره بازیگر هیچ حسی را به مخاطب بیان نمیکند و به اصطلاح سینمایی [ددپن] گفته میشود و این بزرگترین ضعف برای فیلمی است که کاراکتر اصلی آن بر اثر رخداد های فراوان در فیلم هیج حسی را به مخاطب ندهد .  موسیقی متن فیلم خوب بود و متناسب با صحنه ها و تاریخ روایت فیلم بود .