جستجو در سایت

1395/11/19 00:00

فیلم انزوا

فیلم انزوا

فیلم، با موسیقی‌ای به سبک هیچکاک برای ایجاد و القای فضای تعلیق و ترس، شروع می‌شود و بعد داستان به جریان می‌افتد. انزوا، سعی می‌کند ضعف در پرداخت شخصیت‌ها و فیلمنامه را پشت موسیقی، اسلوموشن و پلان‌های چندفریمی، پنهان کند. از آنجایی‌که، داستان اقتضای چنین فضایی را دارد که بازیگر مرد نقش اول (پرویز) برای سپردن بچه‌هایش سراغ آدم‌های مختلفی برود بنابراین با چندین بازیگرِ یکی دو سکانسی، روبه‌رو خواهیم شد به همین جهت، کارگردان برای آن که خیال خودش را از شخصیت‌پردازی، راحت کند سراغ تیپ‌سازی می‌رود؛ سیامک صفری را در نظر بگیرید: تیپ سردسته‌ی قاچاقچی‌ها با گریم و طراحی لباسی (موهای بلند، ساعت طلا، کت‌شلوار براق و قس‌علیهذا) که مختص چنین کاراکتری‌ست. دکوپاژ و لوکشین‌های فیلم وقتی با موسیقی آن جمع می‌شود بیش از پیش به سینمای بالیوود تنه می‌زند و یادآور سینمای هند است. گرچه، انزوا تلاش کرده فضای جدید و بکری را در سینمای ایران تجربه کند اما به شکل ناشیانه‌ای خودش را پشت میزانسن و تدوین پنهان کرده است. پایان‌بندی فیلم، به کلیشه‌ترین حالت ممکن تمام می‌شود: پرویز کاملاً بی‌خود و بی‌جهت نام فیلم را به زبان می‌آورد و در انتها نتیجه اخلاقی فیلم را بر زبان جاری می‌سازد: «من زود قضاوت کردم و گناهکارم.»