به افتخار سینمای گذشته

می توان گفت لالالند یا سرزمین لالا یا ابادی لالا، قصه ای نسبتا مجذوب کننده دارد.قصه ای که قبل از این برای فیلم های کلاسیک با فضا و محیطی خاص، می توانستیم قائل شویم.کاش میشد این فیلم را روی پرده به تماشا نشست تا موسیقی زیبایش که که در واقع عمق تاریخ سینما را نشان می دهد بیشتر رخ بنمایاند. لالالند یعنی شکستن حدود و مرز و کران برای شاد زیستن. فیلمی موزیکال با روایتی عاشقانه و فانتزی از لحظات زندگی انسان....
در مورد صحنه های ابتدایی فیلم یا سکانس ابتدایی می شود گفت در حالی که نشان دادن ترافیک بخودی خود در هیچ فیلمی شاید تاثیرگذار نباشد اما با هوش کارگردان فیلم، از همان ابتدا دارای ریتم است. فیلم روایت دو شخصیت سباستین و میا با بازی گاسلینگ و استون است که بواقع پروراندن استعداد دختر و پسری در راستای رسیدن به دو هدف بازیگری و پیانیست قهار شدن است. در فیلم و آن پنجره روبروی خانه از همفری بوگات و برگمان و انچه در کازابلانکا مطرح شد؛ نوستالژی زیبایی میسازد. موسیقی فیلم به زیبایی وجه غالب فیلم است قصه و روایت تا به پایان وجود دارد اما در دقایقی از فیلم و پلان ها؛ روایت درام داستان دچار نقص می شود و بسمت موسیقی صرف پیش می رود.اما خوشبختانه این افت درام خیلی ضربه ای وارد نمی کند و فیلم به پیش می رود. قصه فیلم کمی دیرتر شروع میشود که می توانست سکانس پارک و ان رستوران زودتر اتفاق بیفتد. طراحی صحنه و لباس مناسب است و مخاطب را به همان دوران شکوهمد طلایی هالیوود رهنمون می کند. آواز خوانی دو عاشق و معشوق فیلم در امده است و کاملا فرم درستی دارد. مخصوصا زمان هایی از فیلم که سباستین با بازی گاسلینک، قطعه زیبای سیتی استارز یا شهر ستارگان را می نوازد. نکته مهم اینکه مانند فیلم های موزیکال دهه های قبلی سینما دیگر خواننده ای در پشت صحنه جایگزین صدای بازیگران اصلی فیلم نمی شود و خود بازیگر بنحو مناسبی این کارکرد را ایفا می کند. حرارت عشق در طول فیلم و فصولش بالا و پایین می رود. شاید نکته دیگری که مخاطب حرفه ای تر را ازرده کند؛ تبلیغ بیش از حد برند تویوتا در اول فیلم است میان ماشین های اسقاطی.... که خوب نیست .
فیلم برداری فیلم خوب است بگونه ای که زاویه دوربین و قاب بندی ها بدرستی شکل گرفته است. پایان فیلم کمی کلیشه ایست و البته تلخ... اما شاید متناسب با فیلم. فیلم قبلی کارگردان جوان با استعداد ما به نام شلاق امید بیشتری را جلوه گر می کرد.
در عصر پر از خشونت و تنفر امروز و دنیای سیاست زده و عمدتا کثیف ما، فیلمی به این سبک دارای رنگ و موسیقی؛ جزو بهترین ایده ها و پیشنهادها برای دیدن است. فیلمی که نوستالژی های قدیمی سینما را زنده کرده و با موسیقی زیبایش مخاطب را تا پایان نگه می دارد. دیدن این فیلم برای چندین بار ارزش دارد حتی برای مخاطبانی از سینما که در مقابل این ژانر مقاومت می کنند!فیلمی که قطعا چندین و چند جایزه اسکار حقش است. و البته زمان بیشتری برای تامل نیاز دارد و نقد و نوشته ای طولانی تر.