جستجو در سایت

1396/05/06 00:00

(ساعت 5 عصر خبری نیست!!)

(ساعت 5 عصر خبری نیست!!)

  

ساعت 5 عصر، خبری نیست!!

حالا وقت آن است که ببینیم مهران مدیری با آن انتقادات و لحن تندی که علیه هنرمندان، سایر اقشار جامعه بویژه دولتمردان در برنامه تلوزیونی " دورهمی " داشت، خود در کجای این ماجرا قرار دارد و با این فیلم توانسته چه کسانی را راضی کند؟!

این که این روزها در سینمای ایران شاهد کمدی زشت و بی معنی هستیم شکی در آن نیست. اما مهران مدیری توانسته یک کمدی یا به نحوی نیمه کمدی با اخلاق و دیالوگ های مودبانه ارائه دهد، تا خانواده ها بتوانند به تماشای این فیلم بنشینند و دیالوگ ها ( گفت و گوها ) رد و بدل شده کسی را آزار ندهد!

در ابتدا باز هم به مانند دیگر آثار مهران مدیری، شاهد نقش و چهره ای قانون مند و مظلوم و گویی روشنفکر جامعه ( و در کل شخصیت مثبت فیلم ) سیامک انصاری در نقش ( مهرداد پرهام ) هستیم که در اکثر کارهای مهران مدیری، شاهد واگذاری این گونه نقش ها به سیامک انصاری بوده ایم.

مهران مدیری که فعالیت زیادی در ساخت مجموعه های تلوزیونی داشته و در این زمینه موفق بوده،گویی آیتم سازی را نتوانسته کنار بگذارد و همچنان در طول این فیلم می بینیم چند آیتم به یکدیگر متصل ( به طور غیر حرفه ای کلاژ ) شده اند و یک تکرار دیگر را در کارهای ایشان شاهد هستیم.

ضعف دیگر در پرداختن به شخصیت اصلی داستان ( مهرداد پرهام ) است آن هم یک سوال ساده و پیش پا افتاده که مخاطب را آزار می دهد این است که:انسانی که به قوانین جامعه کاملاً آگاه است و شغلش نیز وکالت است چگونه با قوانین بانکی آشنا نیست و حتی در ابتدای فیلم شاهد آن هستیم که با گوشی همراه خود با پاریس در ارتباط است اما نمی تواند با گوشی خود اقساط بانکی خود را پرداخت کند و حتماً باید از خانه خارج شود تا یک سری اتفاقات برای او بیفتد و داستان را به انتها برساند( داستان در انتها نیمه کاره رها می شود ).

سکانس مترو، ما را به یاد فضای مجموعه " شوخی کردم " می اندازد که به صورت آیتمی ساخته شده بود و اگر این بخش را از فیلم حذف کنیم هیچ اتفاقی برای فیلم نخواهد افتاد و جالب تر اینکه شخصی که توانایی پرداخت شارژ ساختمان یا پرداخت کردن هزینه های دفن و کفن شوهر پیرزن را داشته است چرا باید با مترو به بهشت زهرا برود و این چیزی جز ضعف فیلمنامه ای نیست.

در ادامه به بازی امیر جعفری باید اشاره کرد که بیشتر شبیه ادا بود تا ایفای نقش و به طور غیر عادی از داستان حذف می شود.

و حالا از محسنات فیلم هم باید چند سطری نوشت...

یکی از نکات مثبت این فیلم که باید مستقیم به آن اشاره کرد، آلارم ها ( صدای زنگ ساعت، زنگ گوشی همراه، اطلاعات بیمارستان و... ) بود که از همان ابتدا خواب و آسایش را از مهرداد پرهام ( سیامک انصاری ) می رباید و هر چند لحظه به او و بیننده القا می کند که این هشدارها دلایلی دارد و عمده ترین آن، مجموعه رفتارهای بد ما در جامعه است و به ما گوشزد می کند که باید اصلاح شود چون زمان به شدت در گذر رو به اتمام است...

از دیگر نکات مثبت کار آقای مهران مدیری باید به تقابل اقشار جامعه اشاره کرد و نمونه ای از آن رو در رو قرار گرفتن ماشین خانم و آقایی است که در یک خیابان کوچک مقابل یکدیگر قرار می گیرند و قرار است مهرداد پرهام ( سیامک انصاری ) به دنبال راه حل مناسب و مسالمت آمیز باشد ولی خودش نیز آسیب می بیند. یا در جایی دیگر ( بهشت زهرا ) تفاوت مراسم های دو قشر از جامعه کنونی را به خوبی به تصویر می کشد.

بیننده در طول داستان شاهد هیچ تغییری نیست این شخصیت مثبت داستان ( مهرداد پرهام ) گویی با کمالات و تحصیلات عالیه حتی نمی تواند روی یکی از اشخاص جامعه تاثیر بگذارد و حرفی هم برای گفتن ندارد...

مخاطب دل خوش به این است که در ساعت 5 عصر شاهد اتفاقی باشد اما با رسیدن به بانک، اتفاق خاصی رخ نمی دهد و شخصیت داستان که از نقطه ی یک حرکت می کند تا به نقطه ی پایانی برسد، به جایی نمی رسد و برای پایان داستان تصمیم خاصی گرفته نشده است گویی در ساعت 5 عصر خبری نیست!!

از شخصیت بزرگی مانند مهران مدیری بعید است که تماشاگر سینما را این چنین سطحی بنگرد و فیلمنامه ای با این همه ضعف را بر روی پرده سینما اکران کند، این کار را می توانست در همان مراکز فرهنگی ( در برخی جاهای دیگر مانند سوپر مارکت ها و... ) توزیع کند و نیازی نبود از هنرمندان بزرگ کشور برای جذب مخاطب (  که در مراسم اکران خصوصی فیلم حضور داشتند ) استفاده کنند در کل این کار بیشتر شبیه یک فیلم تلوزیونی و یا چند آیتم بهم پیوسته بود...!!

امیدواریم که کارهای بهتری را از مهران مدیری با توجه به شناختی که از وی در کارهای طنز و کمدی داریم شاهد باشیم...