جستجو در سایت

1396/08/07 00:00

زیر پوست شهر

زیر پوست شهر

《آخرین فیلم بهنام بهزادی با استفاده از مشکلات روز جامعه به روایت داستان خود می پردازد. از اتفاقات و مشکلات عمومی بهره می گیرید و با استفاده از آن و بسط دادن موضوع آن را در یک خانواده بررسی می کند. که اتفاقات مهمی در پس آن می افتد. داستان از آلودگی هوا شروع می شود ، موضوعی که در کلان شهر ها ، مخصوصا تهران به یک معضل بزرگ تبدیل شده. و کارگردان با استفاده از آن می خواهد بگوید که اگر بخواهیم آن را در زیر پوست شهر بررسی کنیم ، با چه اتفاقات وحشتناکی که مواجه نمی شویم. زن سالمندی در این بین بدلیل آلودگی هوا باید تهران را ترک کند و این می شود یک مشکل برای فرزندان این زن. این فیلم با پردازش درستی که داشته تمام اتفاقات را نمایش می دهد و روایت ساده ای دارد. و به دنبال حاشیه ها و اضافه گویی نمی رود. این فیلم شاید مانند خیلی از فیلم های اجتماعی ، آنچنان که باید تاثیر گذار نباشد. و ساختار این فیلم هم با دیگر فیلم ها متفاوت است. و شاید مورد توجه مخاطب عام واقع نشود. اما این دلیلی بر بد بودن فیلم نیست. زیرا این فیلم قضاوت را به دست بیننده می سپارد. که آیا این فیلم می تواند برای یک آدم موثر واقع شود یا اینکه به عنوان سرگرمی دیده شود و به راحتی کنار گذاشته شود؟ فیلم کاملا به شخصیت ها پرداخته است و شخصیت ها از پردازش کاملی برخوردارند. هر کدام دنیایی برای خود دارند. و میدانیم دلیل واکنشی که نسبت به اتفاقات دارند چیست. فیلم پردازش کاملی دارد و همه چیز در داستان با دلیل شکل میگیرد. فیلم خط روایی درستی را طی می کند. و این خط روایی شخصیت ها را کامل تر می کند. مثلا می بینیم که در ابتدا هر چیزی به نیلوفر می گویند ، او بر خلاف میل باطنی آن را قبول می کند. و جلوی آنها سر خم میکند. اما با گذشت زمان به دنبال استقلال می رود و کم کم شجاعت پیدا می کند و حتی در آخر می بینیم که با صراحت به خواهر و برادرش می گوید من سهمم را میخواهم. نیلوفر که از بچه‌گی تمام مسئولیت های خانواده بر دوش او بوده ، حالا می خواهد خودش انتخاب کند  و تصمیم بگیرد. و به برادر و خواهرش ثابت می کند که آنها از روی عادت به نیلوفر اینقدر سخت میگیرند ، وگرنه آنها هم اگر مجبور شوند میتوانند خودشان از پس مشکل بر آیند. سادگی نیلوفر به او آسیب رسانده و از چندین نفر ضربه خورده است ، از خواهر و برادرش بگیر تا سهیل که به اصطلاح عاشق اوست. نیلوفر درونیات متفاوتی دارد که لطیف تر و مسئولیت پذیر تر از دیگران است اما همین باعث شده تا آزادی اش هم کمتر شود. در این داستان دختری هم به نام صبا وجود دارد که مثل نیلوفر است و میخواهد به او کمک کند. اما زرنگ تر از نیلوفر است و میتواند خود را از مخمصه نجات دهد. اما نیلوفر اینگونه نیست چون همان طور که در انتها می بینیم باز هم گیر می کند و نمیتواند از مسئولیتش شانه خالی کند. قبول می کند که همراه مادرش برود و با سهیل دوباره وارد رابطه می شود. این فیلم شعار گونه نیست و به ساده ترین شکل ممکن حرف برای گفتن دارد. کارگردان هوشمند است و میتواند درام را شکل دهد و عوامل پشت صحنه هم در این شکل گیری به کمک آمده اند. زیرا گریم ، و فیلمبرداری به خوبی با فیلم انس گرفتند و با فضای فیلم همراه شدند. بازیگران هم توانسته بودند (به اصطلاح) شخصیت را در بی آورند و اثر را دلنشین کنند.》