چرا دهه ۶۰ رو ریختید تو ۴۰۱ ؟

های پاور را شاید بتوان از ضعیف ترین آثار این دوره از جشنواره فیلم فجر دانست درحالی که حداقل چند فیلم دیگر مثل غریب و اتاقک گلی هم در ژانر دفاع مقدس مشغول آزمودن بخت خود در این جشنواره هستند. فیلم نمایش بخشی از زندگی شهید منصور ستاری و نحوه فرماندهی وی در عملیات والفجر ۸ است که با بازی های فرزاد حسنی و اتابک نادری را به نمایش درآمده است. اثری در ژانر دفاع مقدس که شاید بتوان پراندن عقابهای هوانیروز را بهترین بخش آن دانست با توجه به این نکته که آن هواپیماهای جنگی هم مسلح نیستند و بیننده مطلع یا مخاطب نظامی براحتی متوجه آن خواهد شد.
های پاور وفاداری عجیبی به سینمای دهه های ۶۰ و ۷۰ در همین ژانر دارد و انگار که فیلم دقیقا در سینمای همان دوران ساخته شده. دیالوگ های شعاری، قصه ی آرمانی، اشاره به پیروزی همیشگی خیر بر شر، بازی های ضعیف و حتی اکشن ها و زد و خوردهای باورناپذیر از عمده نقاط وفادارانه به آن دوران است که های پاور بخوبی اجرایشان کرده. از آنجایی که هر فیلمی که درباره منصور ستاری ساخته شود محکوم به مقایسه با فیلم "منصور" است، های پاور هم از این قاعده مستثنی نبوده و با یک حساب سرانگشتی متوجه اخلاف زمین تا آسمان آنها میشود. ستاری در منصور مقتدر ، هوشمند ، لج باز و جان سخت است اما ستاریِ های پاور زیادی احساسی، مهربان، آرام و دانای کل است.
های پاور هم در روایت مشکل دارد هم در فرم. استفاده از آیتم هایی که دهه هاست دیگر کاربردی ندارند چون هم از ارتباط با مخاطب محرومند و هم از کیفیت تاثیر و نتیجه میکاهند هیچ محلی از اعراب ندارد. ذائقه مخاطب امروزی که همگام با سینمای جهان هم پیشرفت کرده دیگر نمیتواند حتی آبژه های گذشته را تحمل کند چه برسد به فرم را. اینجاست که فیلمساز دچار اشتباهات محاسباتی شده و جای تولید اثری ماندگار، غرور آفرین یا حتی مستند فیلمی را خروجی میدهد که هیچگونه همزاد پنداری را در مخاطب با قهرمان سالهای پیش تحریک نمیکند.
با تمام این ضعفها و با صرف نظر از بازیهای نچسب و نه چندان دلنشین، بی انصافی ست اگر انگیزه و جسارت تهیه کننده و عوامل برای بتصویر کشیدن زندگی یکی از قهرمانان تاریخ معاصر کشور را ندید بگیریم. فیلمی که بعید است بفروشد اما تلاش میکند قهرمانی واقعی را بعد از ساخت منصور تشدید کند یا خوانش جدیدی از آن بما بدهد و با شاید به زعم سازندگانش خوانشی مستند تر. خوانشی که استناد فنی و جنگیش حداقل قابل پذیرش است. این نقد در روزهای پراکران جشنواره فیلم فجر چهل و یکم نگاشته شده، نقایص آن را ببخشایید.