جستجو در سایت

1401/01/13 00:00

فیلمی بسیار آرامش بخش

فیلمی بسیار آرامش بخش

ترجمه اختصاصی سلام سینما

حافظه دقیقاً چیست؟ ما فکر می‌کنیم معنای آن را می‌دانیم، اما آیا واقعاً می‌دانیم؟ آیا خاطرات محصول زندگی در لحظه هستند؟ یا می‌توانیم حتی زمانی که نمی‌توانیم به هر چیزی که به طور اتفاقی با آن‌ها مواجه می‌شویم توجه داشته باشیم خاطراتی داشته باشیم؟ و یا حتی ممکن است آنها خاطرات را قوی‌تر هم کند؟ مانند علائم کنار جاده‌‌ای که هنگام رانندگی به آن‌ها توجه نمی‌کنیم تا فقط به موقع آینه عقب ماشین را ببینیم؟

فیلم زیبا و غم‌انگیز کوگونادا "بعد از یانگ" به هیچ یک از این سؤالات پاسخ نمی‌دهد و شاید حتی به این سؤالات اشاره نکند. اما این فیلم اثر عجیبی دارد که هم آرامش‌بخش و هم انرژی‌بخش است: در پایان، ممکن است احساس کنید فیلمی را دیده‌اید که به نوعی پاسخ‌های گریزان به برخی از سؤالات بزرگ‌تر زندگی دارد، حتی اگر هیچ موضوعی به صورت خیلی گسترده بیان نشده باشد. این فیلم، فیلم ساکت و آرامش‌بخشی است و چیزی شبیه به آن وجود ندارد، مطمئناً در دورنمای فعلی فیلم‌سازی وجود ندارد، و حتی اگر قبلاً فیلم‌هایی درباره احساسات احتمالی موجودات باهوش مصنوعی وجود داشته است (حتی استیون اسپیلبرگ هم چنین فیلمی را ساخته است) در این فیلم این احساس یک نوع احساس آرام‌بخش و تازه به نمایش کشیده شده است. تماشای این فیلم مواقعی مناسبی است که در مورد موضوعاتی ناآرام هستید که ممکن است بیشتر روزهای شما به این حالت باشد.

کالین فارل نقش پدری به نام جیک را بازی می‌کند که در دوران نامشخصی در آینده زندگی می‌کند، در جامعه‌ای از گنبدهای شهر مانند درخشان زمردی شکل و آسمان‌خراش‌ها که به نظر می‌رسد جایی برای حضور طبیعت به شکل جنگل‌های سرسبز باقی گذاشته است. جیک و همسرش کایرا (جودی ترنر - اسمیت) یک دختر کوچک به نام میکا (مالئا اما تیجاندراویجاجا) دارند که فرزند بیولوژیکی آنها نیست. هم‌زمان با تولد او، آنها از چهارمین عضو خانواده استقبال کردند یعنی یک "تکنوساپین" به نام یانگ که موجودی اندرویدی با پوست و استخوان اما افکار و احساسات به ظاهر کاملاً برنامه‌نویسی شده است. (او با آمیزه‌ای از طنز و طنز ملایم توسط جاستین اچ. مین بازی کرده است.) جیک و کایرا که به نظر می‌رسد با یک درآمد (درآمد کایرا) زندگی می‌کنند، در حالی که جیک یک مغازه چای‌فروشی دارد که مشتریان بسیار کمی را جذب می‌کند، یانگ دست دوم را، به عنوان وسیله‌ای برای ارتباط دخترشان بااصالت و میراث چینی‌اش خریدند. (یانگ با ریتم ملایم و کنترل‌شده‌اش علاقه دارد که اگر تکنوساپی‌ها می‌توانند هر چیزی را دوست داشته باشند، از آنچه میکا به عنوان «حقایق سرگرم‌کننده چینی» یاد می‌کند، تمجید و تعریف کند.) اما یانگ واقعاً خواهر و برادر میکا است. او عمیقاً به او وابسته است، و جیک و کایرا نیز نسبت به او احساس محبت می‌کنند، حتی اگر این محبت با احتیاط همراه باشد.

زیرا آنها قلباً می‌دانند که یانگ اساساً یک ماشین است که می‌تواند خراب شود اما میکا نمی‌داند و در اوایل فیلم هم این اتفاق می‌افتد. جیک می‌داند که باید یانگ را به سرعت تعمیر کند، در غیر این صورت یانگ شروع به تجزیه می‌کند. اما پس از خرید دست‌‌دوم، یانگ از گارانتی خارج شده است. در حالی که جیک تلاش می‌کند تا شخصی ماهر در تعمیر اندروید را پیدا کند و نگران از گفتن خبر بد به دختر مضطرب خود است، چیز خارق‌العاده‌ای در اختیار او قرار می‌گیرد: بخشی تعبیه‌شده در یانگ که ممکن است جاسوس افزار باشد یا به بیانی بهتر صرفاً مخزنی برای خاطرات یانگ است که آن انتزاعات انسانی در یانگ به عنوان یک تکنو نباید وجود داشته باشند.

جیک می‌تواند آن خاطرات را از طریق یک دستگاه که شبیه گوگل‌گلس است مشاهده کند، و چیزی که می‌یابد شامل تصاویری از یک زن جوان مرموز (که توسط هیلی لو ریچاردسون با ظرافت بازی شده است) و شواهدی از آسیب‌های عاطفی است. اما مهم‌تر از آن، زمانی بود که او سعی می‌کند به اعماق خاطرات پیش برود تا بفهمد یانگ واقعاً چه بوده است که این کار باعث می‌شود خاطرات اندرویدی خاطرات خود او را تحریک کند و او را با احساساتی که به نظر می‌رسد فراموش کرده است، در معرض قرار دهد. (در یکی از این خاطرات، یانگ از جیک می‌پرسد که در مورد چای چه چیزی را دوست دارد، با یک تک‌گویی شاد - تا آن زمان، تنها چیزی که در جیک دیده بودیم نگرانی بود.) کایرا نیز مکالماتی را که با یانگ داشت، به یاد می‌آورد. به خصوص در مورد کلکسیون پروانه‌هایش. او نقل قول او را از لائوتسه به خاطر می‌آورد: "آنچه کرم کاترپیلار پایان می‌نامد، بقیه دنیا پروانه می‌نامند." و بنابراین، آنچه در بعد از یانگ آشکار می‌شود، کاوش در توانایی‌های شناختی یک اندروید نیست، بلکه مدیتیشن است در مورد اینکه چگونه زندگی خودمان با زندگی دیگران در هم می‌پیچد، و چگونه چیزهایی که به جای می‌گذاریم در خاطرات آن‌ها زنده می‌مانند، تا زمانی که آن‌ها هم بمیرند - و حتی به این ترتیب کلیت کیهانی خاطرات ما ماندگار است.

دقیقاً چگونه در این مورد فیلم می‌سازید؟ شگفتی آن این است که کوگونادا آن را انجام داده است. این تنها دومین وجه ابتکار کوگونادا است. اولین او کلمب حزن‌انگیز و مبتکرانه سال 2017 (همچنین با حضور ریچاردسون) بود، اگرچه او مستندهای کوتاه زیادی ساخته است. مهارت‌های او هم ظریف و هم دشوار است. او از جامپ‌کات‌ها با شیفتینگ ملایم مانند لکنت در مغز استفاده می‌کند تا راه‌هایی را پیشنهاد کند که در آن‌ها افکار انسان از خطی بودن خودداری می‌کند. خاطرات یانگ به‌عنوان نقاط نورانی که در آسمان مانند ستاره‌ها ترسیم شده‌اند نشان داده می‌شوند - تصویری به طرز عجیبی آرامش‌بخش که به این نکته اشاره می‌کند که وقتی می‌میریم، خاطرات ما حداقل جایی برای رفتن دارند و بخشی از صورت‌های فلکی می‌شوند که می‌توانیم ببینیم.

و چه نوع بازیگرانی را در چنین فیلمی انتخاب می‌کنید؟ کوگونادا بهترین‌ها را پیدا کرده است، مخصوصاً فارل. او یکی از جذاب‌ترین بازیگران ماست، بازیگری که می‌تواند با یک حرکت ساده، پل متحرکی دلسوزانه بین اضطراب خود و ما ایجاد کند. "بعد از یانگ" ما را دعوت می‌کند تا در مورد سؤالات بزرگی فکر کنیم که معمولاً ممکن است سبب مالیخولیا باشد. با این حال، کوگونادا به نحوی اثر معکوس ایجاد می‌کند. فیلم او باعث می‌شود به عنوان بخشی از شبکه‌ای که نمی‌توانیم از مکان خود به طور کامل روی زمین را درک کنیم کمتر احساس تنهایی کنیم. ما برای شادی و غم مضطرب هستیم و حتی زمانی که فراموش می‌کنیم، ستاره‌ها آن را مانند یک راز امن نگه می‌دارند.

منبع: تایم

مترجم: وحید فیض خواه


بعد از یانگ After Yang (2022)

تاریخ اکران: 4 مارس 2022

کارگردان: کوگونادا

نویسنده: کوگونادا

توزیع‌کننده: A24

بازیگران: کالین فارل، جودی ترنر-اسمیت، جاستین اچ. مین، مالی اما جاندراجاجا

فیلمبرداری: بنجامین لوئب

تدوین: کوگونادا

موسیقی: آسکا ماتسومیا، ریوئیچی ساکاموتو

خلاصه داستان: در آینده‌ی نزدیک، زمانیکه هوش مصنوعی پیشرفت می‌کند، خانواده‌ای شامل یک پدر و دخترش تلاش می‌کنند تا جان ربات خود را که خراب شده است، نجات دهند.