جستجو در سایت

1402/01/26 00:00

«فسیل»، کلاژی از چند کمدی دیگر

«فسیل»، کلاژی از چند کمدی دیگر

 کریم امینی بیشتر به عنوان کارگردان کمدی‌های به اصطلاح بساز و بفروشی شناخته می‌شود. فیلم‌هایی که فقط می‌توانند خنده مقطعی برای مخاطب داشته باشند، فیلم فسیل تازه‌ترین اثر امینی که اکران نوروزی شده است مانند دیگر ساخته‌های او با همین مختصات محتوایی و ساختاری شکل گرفته، اما اگر بخواهیم منطقی‌تر به فیلم نگاه کنیم، حضور بهرام افشاری به عنوان بازیگر اصلی باعث شده فضای فیلم به طور نسبی متقاعد‌کننده‌تر از دیگر ساخته‌های امینی باشد، اما نکته حائز اهمیت این است که فسیل همچنان فارغ از فیلمنامه منسجم است یا گرایش‌های درون ژانری‌اش لنگ می‌زند، بنابراین آنچه فیلم را جلو می‌برد کمدی موقعیت و دیالوگ است، اگر بخواهیم با دقت بیشتر به جهان فیلم نگاهی بیندازیم فسیل کپی دست چندم از آثاری است که با نوستالژیک‌های جامعه ایرانی پیوند خورده، اما فیلم‌های زیادی با چنین مضمونی ساخته شده‌اند، ایران دهه ۵۰ و ۶۰ همیشه برای مخاطب جذاب بوده است.
سه دوست که در دهه ۵۰ سودای خوانندگی دارند و در تلویزیون ملی آن زمان برنامه اجرا می‌کنند درگیر نیرو‌های ساواک می‌شوند و بحران‌های دیگر، این نوع از مضمون که نمونه‌های زیادی از آن را دیده‌ایم می‌تواند مخاطب را با خودش همراه کند و موقعیت‌های کمدی می‌توانند تا حدودی از مخاطب خنده بگیرند، اما این به دلیل هنر بازیگری بهرام افشاری است که می‌توانیم بگوییم یک‌تنه بار اصلی را به دوش می‌کشد که این نمی‌تواند حسن مطلق برای یک فیلم باشد، چرا که محتوا باید طوری شکل بگیرد که به بازیگر خاصی متکی نباشد.
این را اضافه کنید که افشاری به عنوان بازیگر بنا بر جثه خاص و نوع دیالوگ‌گویی و ری‌اکشن‌هایش مخاطب را می‌خنداند و این زیاد به کارگردان مربوط نمی‌شود، یعنی امینی افشاری را هدایت نکرده این افشاری است که با استعداد خود ایفای نقش می‌کند؛ کاری که دیگر بازیگران فیلم نتوانستند انجام بدهند. فیلمنامه و دیالوگ‌ها نمی‌توانند آن چنان مسیر مشخصی را دنبال کنند، فسیل آغازی تکراری دارد که از لحاظ نشانه‌های دهه ۵۰ و حس نوستالژیک آن و موقعیت اسی شباهت به فیلم نهنگ عنبر دارد که انگار بعضی از موقعیت‌های کمدی از آن فیلم برداشت شده است، در نیمه دوم بعد از بیرون آمدن اسی از کما باز فیلم در کلیشه‌های رایج و مرسوم این‌گونه از موضوعات درجا می‌زند، شخصیتی کمیک که موقعیت زمانی‌اش را گم کرده و حالا با یک پارادوکس زمانی مواجه می‌شود که در نیمه دوم بازی افشاری و سعی او در پیشبرد فیلم بیشتر به نظر می‌رسد. در مقطع انقلاب و جنگ از بار کمدی فیلم کم و خنده‌های مخاطب هم به مراتب کمتر می‌شود و این بار دیالوگ‌گویی است که باعث تبسم‌های مقطعی می‌شود.
وجود گروهک منافقین باز مخاطب را به یاد فیلم هزار پا می‌اندازد و انگار فسیل کلاژی از این گونه آثار است که این باعث آسیب به محتوای فیلم شده اینکه یک اثر کمدی به بازیگر یا بازیگرانش متکی باشد و موقعیت‌های تکراری را در فیلمش طور دیگری بگنجاند قطعاً نمی‌تواند حاصل قابل قبولی داشته باشد. به نظر می‌رسد امینی در فسیل قصد داشته کمدی موقعیت خلق کند، اما این منجر به اتفاق‌های مقطعی و تکراری همراه با دیالوگ‌هایی شده که اگرچه به نظر خنده‌آور می‌رسد، اما فراموش شدنی است، در اجرا نکته خاصی دیده نمی‌شود. نیمه اول فیلم که جلوه‌های کامپیوتری و آرشیوی است و نیمه دوم هم نکته قابل اهمیتی ندارد. بازی بهرام افشاری مانند همیشه است و این می‌تواند مخاطب را گاهی بخنداند، ولی برای فیلم و کارگردانی امینی ضعف محسوب می‌شود، با این وجود که فسیل توانسته فروش قابل‌توجهی داشته باشد، اما این فروش کیفیت مطلوب فیلم را تضمین نمی‌کند.