جستجو در سایت

1397/07/20 00:00

روایت ساده بدون کشش داستانی

روایت ساده بدون کشش داستانی

 
پرویز پرستویی ( ابراهیمی)  و تینا پاکروان (سارا) روزنامه نگار،  خبرنگار هستند.ابراهیمی روزنامه نگاری است که سال ها ننوشته و بعد از  اتفاقی شروع به نوستن می کند...
ایده اولیه و تم و طرح و موضوع خوب و نو  است. اما در مرحله پرداخت ضعیف عمل کرده. این فیلم معضلات خبرنگاری نشان  میدهد. ابتدای فیلم تا دقبقه حدود 30 ریتم بسیار کندی دارد. و فافد عنصر  مفصل است.
در فیلم دو روایت همزمان داریم.
یک ؛ ابراهیمی با مینو ( ستاره اسکندری)  که در گذشته زندگی مشترکی داشتند.
و.دوم ؛ سارا
ابراهیمی در ابتدای فیلم کارکتر منزوی است. و سالیان سال دست از نوشتن برداشته اما به یک باره تغییر می کند.
در فیلم باید تغییر کارکتر تدریجی باشد نه این که به یک باره کارکتر تغییر کند.
شاید  نکته مثبت فیلم تعدد کارکترها و داستان فرعی باشد که تا انتها وجود دارد.  اما برخی کارکترها در پیشبرد داستان موثر نیستند. مثل نقش حسین پاکدل (  کتابفروش) . فیلم.نامه معمولی و روایت ساده ای دارد.
بدون عناصر تضاد و تعلیق و عناصری مانند چه،  چگونه.
و گره افکنی ساده دارد.
در  فیلم منطق دراماتیک وجود ندارد. یعنی باور پذیر نیست بازی ها ساده است. و  تا حدی بازی پرویز پرستویی بهتر از بقیه است. موزیک به فیلم لطمه وارد کرده  است.
رابطه سارا و سردبیر ( مهدی پاکدل)  بدون پرداخت قبلی به خواستگاری می انجامد.
و.به یک باره بدون مقدمه از گفتن رفتن به آمریکا توسط سردبیر و سارا به پدرش بیان می شود.
نقش سعید و مادرش ( ثریا قاسمی)  به درستی پرداخت نشده و گاهی در پیشبرد فیلم لطمه می زند.
از دقیقه حدود 60 فیلم ( اواخر پرده دوم)  فیلم به یک باره ریتم و سرعت زیادی پیدا می کند.
در فیلم نشان داده نمی شود که مافیای که سارا و پدرش علیه انها هستند چه کسانی هستند.
و در اخر فیلم.اوج.ابراهیمی کشته می شود و بعد هم دوربین در سکانس اخر سارا نشان می دهد.
در فیلم ما سمپاد و پاراسمپاد ابراهیمی و سارا نیستیم.
فیلم فاقد کشش داستانی است