جستجو در سایت

1397/03/28 00:00

تماشا کردن این فیلم مانند نگاه کردن به یک بلای طبیعی است که نمی توانید چشم از آن بردارید

تماشا کردن این فیلم مانند نگاه کردن به یک بلای طبیعی است که نمی توانید چشم از آن بردارید

ترجمه اختصاصی سلام سینما

صدای یک مرد نفتی به نظر می رسد که از نفت و روغن ساخته شده باشد. شخصیت او بسیار عمیق و اطمینان بخش است. مردی مطلقا مطمئن از خودش و به طور عجیبی فریب انگیز و هر مردی که اینطور باشد بیشتر از یک دروغگو نیست. اسم او دنیل پلین ویو است. شاید او این اسم را بعنوان یک جوک به خودش داده است (اشاره به شباهت اسم شخصیت اصلی فیلم و بازیگر آن) در این فیلم خشونت آمیز و حماسه ای "خون به پا خواهد شد" اثر پل توماس اندرسون ، دنیل پلین ویو سعی می کند که با بیل و کلنگ نقره را از زمین بیرون بکشد ولی در اخر با استخراج بشکه های بیشماری از نفت ثروت هنگفتی را به دست می آورد و تمام آن ثروت را برای خودش نگه می دارد. دنیل دی لوئیس شخصیت پلین ویو را به مانند یک هیولای بزرگ درست کرده است که از همه انسانها و حتی از خودش هم متنفر است.

تماشا کردن فیلم مانند نگاه کردن به یک بلای طبیعی است که نمی توانید چشم از آن بردارید. منظورم این نیست که فیلم بد است بلکه از خوب هم خوب تر است. فیلم صحنه هایی از وحشت و تلخی، صحنه هایی از بی قراری و حیله گری، صحنه هایی پر از ترس و بیم و لحظه هایی نجواکننده و پایانی عجیب که فیلم خواستار آن است را در پی دارد. فیلم نمی توانست مثلا با نکته ای متناسب پایان یابد و آنهایی که از پایان بندی فیلم متنفر هستند که تعدادشان هم کم نیست ، می خواستند پایان دیگری را به فیلم دیکته بکنند. پایانی تلخ و شیرین ؟ یا شاید غم انگیزتر؟ تنها دیوانگی است می تواند منبع تفکر برای ساختن یک انتها برای این قصه باشد.

فیلم بطور کامل از روی رمان نفت ! که آپتون سینکلر آن را در سال ۱۹۲۷ نوشته و درباره یک خانواده نفتی مفسد است ، اقتباس نشده است. شما می توانید کتاب را بخوانید و فیلم را ببینید و دو داستان متفاوت را تجربه کنید. کاراکتر اصلی فیلم اندرسون مردی است که هیچ دوست، معشوقهو شریکی ندارد. او فقط پسری را به فرزندی قبول کرده است و با او مانند یک پشتیبان رفتار می کند. پلین ویو از ناکجا آباد می آید و هیچ کسی را در آن منطقه نمی شناسد و روزی که مردی ظاهر می شود و به او میگوید که برادر ناتنی اش است هیچ تعجبی ندارد که آنها همدیگر را قبلا ندیده اند. تنها هدف پلین ویو در زندگی این است که به طور بسیار سریعی پولدار شود و این طور هم می شود. این یادآور فیلم همشهری کین و نظر آقای برنستون است که می گفت "پول زیاد در آوردن کار راحتی است اگر تمام چیزی که از زندگی می خواهید فقط پول باشد".

"خون به پا خواهد شد" شخصیت چارلز فاستر کین را ندارد و پلین ویو هم "رزباد" را ندارد. پلین ویو از هیچ کاری پشیمان نمی شود، دلش برای هیچ کسی تنگ نمی شود ، با هیچ کسی احساس همدردی نمی کند و وقتی که بیرحمانه پایش بر اثر اصابت یکی از میله های چاه نفت می شکند خودش را دوباره به تنهایی به بالای پله ها می کشاند. پلین ویو با به نام پل ساندی (پل دانو) روبرو می شود و به پلین ویو می گوید که می داند کجا باید به جستجوی نفت بپردازد و آن را بیرون کشید و این اطلاعات را در ازای پول در اختیار او می گذارد. این نفت در مزرعه خانوادگی ساندی قرار دارد جایی که در اطراف آن هم قبلا نفت را استخراج کرده بودند. پلین ویو به سادگی حقوق حفاری را از خانواده ساندی میگیرد و شروع به حفاری می کند. پسر دیگری در آن خانواده به نام الی وجود دارد که پل دانو نقش او را هم بازی می کند، الی و پل دوقلو هستند و به طور شیفتی جابه جا می شوند و ما هیچ وقت آنها را همزمان با هم در یک صحنه نمی بینیم.

الی یک کشیش پروتستانی است که هدفش گرفتن پول از پلین ویو برای ساختن یک کلیسا است. پلین ویو با او موافقت می کند تا وقتی که زمان اولین پرداخت پول فرا می رسد. پلین ویو او را با تندی رد و به او بی اعتنایی می کند و کینه و دشمنی مادام العمری بین آنها به وجود می آید. فیلم دارای صحنه های بسیار باشکوه و عظیم است که توسط رابرت السویت فیلمبرداری و جک فسک آنها را طراحی کرده است. صحنه هایی از اتفاق ها در فیلم وجو دارد که مردانی را به کشتن می دهد و در عین حال بسیار جالب طراحی شده اند. حتی پسرش هم بر اثر فوران ناگهانی نفت کر می شود و پلین ویو نسبت به او سرد و بی احساس می شود تا جایی که او را رها می کند.

ایفای نقش دنیل دی لوئیس نامزدی اسکار را به همراه دارد و اگر او بتواند اسکار را صاحب شود باید در نطق هنگام پذیرش جایزه از مرحوم جان هیوستن یاد کند. صدای پلین ویو تقلیدی است از همان آهنگ، مکث ها، وزن و صدای قابل اعتماد جان هیوستن. من سه بار با جان هیوستن مصاحبه داشته ام و هر بار او با همان استادی و با تواضع بسیار با من صحبت کرد و هر بار نتوانستم خودم را از آن تواضع و فروتنی نجات دهم.

خون به پا خواهد شد از آن دسته فیلم هایی است که به آسانی بزرگ خوانده می شود ولی من از بزرگی آن مطمئن نیستم. فیلم در همان منطقه ای در تگزاس فیلم برداری شد که کشوری برای پیرمردها نیست فیلم برداری شده بود و آن فیلم بزرگ و بی عیب و نقصی بود. اما خون به پا خواهد شد بی عیب و نقص نیست و نقص های آن (مانند سخت بودن شخصیت ها، عدم وجود زن بعنوان یک شخصیت اصلی در فیلم و عدم وجود نشانه هایی از یک جامعه معمولی، پایان بندی و بی رحمی اش). فیلم با تمام نواقص خود ، مخاطب را با چنگ و دندان حفظ می کند اما این چیزی از اعتبار آن نمی کاهد.

منبع : راجر ایبرت

مترجم : وحید فیض خواه