داستان ملکه و من

منشی عبدالکریم، یکی از اشخاص نسبتا مهم در اواخر دوران حکومت ملکه ویکتوریا بر بریتانیاست که تا چند پیش اطلاعات چندان دقیقی از او در دسترس نبود. هنوز هم با وجود پیدا شدن بخشی از دفتر خاطرات وی توسط نوادگان او در پاکستان، معماها و سوالات بسیاری درباره این شخصیت وجود دارد که برای هیچ کدام پاسخ مشخصی وجود ندارد. متاسفانه تمامی آثار و متعلقاتی که به هر نحوی به این شخصیت در دربار انگلستان مربوط می شد توسط پسر ملکه ویکتوریا بعد از فوت مادرش سوزانده شده و به نوعی عبدالکریم از تاریخ این کشور حذف شده است. داستان زندگی این فرد با توجه به پیشینه مطرح شده خودبه خود یک پیرنگ داستانی جذاب را دربرمی گیرد که حس کنجکاوی افراد را تحریک میکند، فیلم «ویکتوریا و عبدل» هم بر اساس همان دفتر خاطرات و برخی روایات شنیده شده و البته بخش اعظمی از تخیل نویسنده فیلمنامه درباره این شخصیت و رابطه کاری او با ملکه ویکتوریا ساخته شده و هفت سال پس از پیدا شدن دفترچه خاطرات او به اکران در آمده است.
داستان فیلم درباره عبدالکریم و دوستش محمد است که از هندوستان برای اهدای یک سکه ماهو (سکه ای طلا از دوران مغول ها) به دستور کارگزار دربار در هند به انگلستان سفر می کنند. آنها قرار است در یک مهمانی اعیانی که بین سران کشورها برگزار می شود در فرآیندی نهایتا یک دقیقه ای سکه را به ملکه اهدا کنند و خارج شوند و به کشورشان برگردند. ملکه ویکتوریا که در 70 سالگی به سر می برد بعد از دیدن عبدالکریم به طور ضمنی به خدمتکاران می گوید که از تیپ و قیافه این جوانک هندی خوشش آمده است. از همین رو عبدالکریم بیشتر ماندگار می شود و در مهمانی دیگر غذای ملکه را سرو می کند و برخلاف دستور با ملکه چشم تو چشم شده و حرف می زند. این جسارت و البته نسبتا چاپلوسی عبدالکریم باعث می شود که ملکه بیشتر بخواهد او را ببیند و ازدیاد این ملاقات ها یک رابطه خوب و دوستانه که بیشتر شبیه رابطه مادر و فرزندی است تا یک روابط عاشقانه، بین عبدالکریم و ملکه شکل میگیرد، به طوری که جایگاه او در کاخ انگلستان روز به روز محکم تر می شود. نفوذ این شخصیت بر ملکه و افکار او از آن سو باعث می شود که بین درباریان و دیگر رجل سیاسی انگلستان نگرانی هایی به وجود بیاید چرا که اولا این جوانک یک هندی بی اصل و نسب است و دوما یک مسلمان و همچنین رنگین پوست. اگر به صفحه ویکیپدیای عبدالکریم رجوع کنید می بینید از او به عنوان سیاستمدار هندی در کنار القاب دیگر نام برده شده و این مساله نشان میدهد که شاید معصومیت این شخصیت در فیلم کمی اغراق آمیز باشد، چرا که بر اساس روایات هم مهر این منشی به همین سادگی که در فیلم نشان داده می شود بر دل ملکه نقش نبسته بود. عبدالکریم (که در تاریخ از او به عنوان منشی THE Munshi) نیز یاد می شود، مسئول ثبت ورود و خروج زندانیان در هندوستان بود و با وارد شدن به فضای کاخ و زندگی اعیانی انگلستان دل ملکه را می رباید. اما در فیلم این رابطه بسیار حسنه تر به وجود آمده و هیچ قصد و نیت یا سیاست بازی در کارهای عبدالکریم دیده نمی شود. هرچند بنا به همین روایات بعد از گذشت مدتی از زندگی کنار ملکه، واقعا این دو مثل یک مادر و پسر به هم علاقه مند شده بودند و عبدالکریم هرکاری برای ملکه می کرده و از آن طرف ویکتوریا هم به شدت با وجود مخالفت و انتقادات درباریان و حتی ولیعهد انگلستان، هوای او را داشته است. فیلم ویکتوریا و عبدل بی شک فیلم جودی دنچ، بازیگر نقش ملکه است. اوست که بعد از مدتی به سینما برگشته و بازی شاهکاری از خود به جا می گذارد و آنچنان در قالب نقش خود فرو می رود که کمتر تماشاگریاست که او را به عنوان ملکه ویکتوریای واقعی قبول نکند. در بین دیگر بازیگران فیلم اسامی یکی دو نفر دیگر هم از بازیگران انگلیسی نیز به چشم می خورد که در نقش های فرعی ظاهر شدند اما هیچ کدام (و نه بازیگر هندی تبار عبدل) نمی توانند خودشان را به جودی دنچ در این زمینه برسانند. داستان فیلم از آنجایی که یک نقطه راز سر به مهر برملا شده در تاریخ است، به خودی خود جذاب است و فیلمنامه با بیشتر دراماتیزه کردن این روایت و همچنین روندی خوب توانسته اثری مطلوب را برجای بگذارد. در فیلم های تاریخی ساخت دکورها و البته طراحی لباس نیز امر مهمی به حساب می آید که فیلم ویکتوریا و عبدل توانسته در این زمینه هم سربلند بیرون آمده و فقط در زمینه موسیقی آن دوران کمی کم کاری مشاهده می شود. در این فیلم، دربار بریتانیا سرد و مطیع نشان دادهشده است و در آغاز ملکه ای مستبد را به ما نشان می دهد که این سردی به آن سرایت کرده و بی حوصله و پکر است و با ورود جوان هندی به زندگی او، بار دیگر رنگ و بوی تازه ای از معنای زندگی را در می یابد. این تغییرات خلق و خو و رفتاری ملکه که به تدریج رخ می دهد همان بخش درخشان بازیگری جودی دنچ است که در سطرهای بالاتر به آن اشاره شد. ویکتوریا و عبدل به خاطر موقعیت داستانی ناب و بازیگر اصلی آن می تواند از یک درام تاریخی حوصله سربر، پا را فراتر بگذارد و به فیلمی خوب تبدیل شود. از آغاز تا پایان این اثر روحیه مستر بخشی وجود دارد و علی فضل (بازیگر بالیوودی نقش عبدل) توانسته با حرکات و ادای دیالوگ های خود، شادابی فیلم های هندی را به نرمی به خون و پوست این فیلم اصیل انگلیسی تزریق کند است. این فیلم نگاهی دقیق و با جزییات به دوره تاریخی مهمی از انگلستان دارد و خوشبختانه تا جایی که می تواند وارد بازی های سیاسی آن دوران نمی شود تا تماشاگر را فارغ از این مسائل به دیدن یک رابطه عجیب شکل گرفته در تاریخ بنشاند. درکل موضوع این فیلم میتواند تلنگر خوبی به مردمانی که اعمال نژادپرستانهای را رواج دادند، باشد و باعث شود که دید این نوع افراد (اگر هنوز وجود داشته باشند) تا حدی تغییر پیدا کند.